Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751116-14620S1

Date of Document: 1997-02-05

چرا از حضور در اجتماع؟ مي ترسيم اگر شما هم از حضور در اجتماع وحشت داريد، حتما اين مطلب را بخوانيد بيشتر ما دلشوره هاي مصاحبه براي استخدام، وحشت از ميهماني هاي بزرگ و يا ترس از صحبت در مقابل جمع را تجربه كرده ايم كه همگي دال بر كم رويي است و كم رويي نيز همان ترس از اجتماع است كسي نمي تواند ادعا كند كه پيش از ورود به جمع ميهماناني كه بيشترشان غريبه هستند دلشوره نداشته و يا شب قبل از مصاحبه براي استخدام به خوبي و خوابيده، از شدت اضطراب تا صبح دررختخوابش غلت نزده بيشتر است ما دلشوره هاي مصاحبه براي كار، ترس از صحبت در مقابل جمع، قرارملاقات با فردي ناآشنا، وحشت از ميهماني هاي بزرگ و يا حتي وحشت پاسخگويي به تلفن را تجربه كرده ايم. جالب آن است كه همگي دليل تمامي اين ناراحتي ها را كم رويي مي دانيم. طبق آمار به دست آمده اصولا نيمي از مردم خود را خجالتي و كم رو مي دانند. اين كم رويي كه همان ترس از اجتماع است، انسان را آزار مي دهد و تا حد زيادي از كارايي او مي كاهد. ريچارد هيم برگ روان شناس دانشگاه نيويورك در توضيح اين نوع ترس مي گويد: فرض كنيد من و شما مي خواهيم با هم به ميهماني برويم. در آنجا اشخاص زيادي هستند كه شما مي توانيد با آنان ارتباط برقرار كنيد، دوست شويد و ساعات خوشي را بگذرانيد. اما اگر فرضا من فردي گريزان از اجتماع باشم و ازبرخورد با ديگران ميهماني بترسم، براي من به صورت محفلي درمي آيد كه در آن مرا با ديدي منفي ارزيابي مي كنند و گويي قصد دارند هرطور شده ثابت كنند كه من احمقي بيش نيستم. درنتيجه حواس من بيشتر، متوجه اين افكار منفي مي شود و از موقعيت ها و افراد حاضر در ميهماني غافل مي مانم. و متاسفانه در وضعيتي قرار مي گيرم كه براي برخورد با ديگران شديدا در عذاب مي افتم. حاصل اين افكار اين است كه قلبم تندتر مي زند و مرا مطمئن مي سازد كه واقعا فاجعه اي درشرف وقوع است، وگرنه چرا بايد من آنقدر مضطرب ؟ باشم طبيعي است كه با اين پندارها خود را كاملا در قالب فردي مردم گريز و متوحش از اجتماع قرار داده ام و براي رهايي از اين وحشت تنها كاري كه مي كنم اين است كه يا بيش ازحد چاي و تنقلات بخورم و يا خيلي زود ميهماني را ترك كنم. ترس از اجتماع به دو صورت در افراد ظاهر مي شود: ترس در همه موارد و ترس در مواردخاص - 10 افراد مبتلا به نوع اول تقريبا از هرگونه برخوردي وحشت دارند. به ويژه وقتي با اشخاص بسيار مهم سروكار دارند. البته برخي از آنان تمام همت خود را براي تخفيف ناراحتي شان به كار مي گيرند. - 2 افرادي كه تنها در شرايطي خاص از برخورد با سايرين وحشت دارند تنها در همان شرايط خاص علايم اين ناهنجاري را نشان مثلا مي دهند اين نشانه ها وقتي ظهور مي كند كه شخص قصد دارد در مقابل اعضاي جلسه، يا افراد كلاس مقاله يا متني را بخواند; و يا وقتي كه مي خواهد در برابر ديدگان كسي چكي را امضاء كه كند، در آن صورت دستش مي لرزد. گرفتاران به اين ناهنجاري سعي مي كنند در مكانهاي عمومي غذا نخورند چون مي ترسند كه غذا رابريزند، يا لقمه در گلويشان بپرد يا حالشان به هم بخورد و موجب تحقير خود شوند. بيشتر اين بيماران حتي از رفتن به توالتهاي عمومي نيز وحشت دارند. ترس از اجتماع غالبا دراواخر بزرگسالي ظاهر مي شود; اما در جوانان نيز نايابنيست. هستند جواناني كه چون نمي توانند در مقابل كلاس صحبت كنند و وارد بحث شوند، تحصيل در دانشگاه را كنار مي گذارند يابراي آنكه از عذاب برخورد بامشتريها يا همكاران بركنارباشند مشاغل حساس و خوش آتيه را رها مي كنند. آن عده از بيماران هم كه خود را وادار به تحمل موقعيت هاي خاص مي كنند، با ديگران برخوردي سرد، يا از موضع برتر و يا بيش ازحد متواضعانه دارند. درحالي كه واقعيت چيز ديگري است و در درون خود از شدت اضطراب روبه مرگند. بيشترين ضرري كه اين گونه افراد متحمل مي شوند، از دست دادن همراهي، دوستي و مصاحبت ديگران است. درواقع چنين نيست كه اين افراد تنهايي را دوست داشته باشند، بلكه برعكس آنان بيشتر خواهان محبت و توجه ديگران هستند، اماهميشه به سببهراس خود و شك به خود درعذاب هستند و شگفت آنكه الزاما فاقد مهارت در رفتارهاي اجتماعي نيستند، بلكه تنها اين طور فكر مي كنند. به جز اين گروه، عده اي نيز هستند كه مردم گريزي ويژه تري دارند. براي مثال، كارمند يك شركت تبليغاتي ممكن است با اعتماد به نفس كامل با مشتريها برخورد كند و به كارشان رسيدگي نمايد، يا به راحتي با فرد غريبه اي كه براي اولين بار در صف سينما مي بيند، وارد گفتگو شود. اما به محض آنكه براي تشكيل زندگي مشترك، با زني به گفتگو مي نشيند، زبانش بند مي آيد و از بي زباني خود عصباني شده، از خود بيزار مي گردد. تا همين اواخر درمانهاي اوليه بيماراني كه ترس ازاجتماع دارند، شامل يك دوره طولاني گفتار درماني بود كه به وسيله آن منشا بيماري را در تضادهاي اوايل دوران كودكي جستجو مي كردند. اما پس از اتمام معالجات نه تنها منشا بيماري ناشناخته مي ماند بلكه از وحشت بيماران هم ذره اي كاسته نمي شد. اكنون عموم متخصصان برآنند كه مبتلايان به ترس شديد از اجتماع، به طور ويژه اي در مقابل تحريكات سيستمهاي بدني اين حساسند تحريكات طبيعتا زماني روي مي دهد كه شخص خود را در تهديد مي بيند، يعني مي داند كه شنونده اي منتظر صحبت در اوست اين وضع او آنقدر مي ترسد كه گويي كرگدني قصد حمله به او را دارد. (صحبت در محافل عمومي نه تنها نزد مبتلايان به ترس از اجتماع، بلكه در ميان تمام مردم سخت ترين تجربه شناخته شده است ). در چنين موقعيتي فعاليت هاي شيميايي - عصبي زيادي در بدن صورت مي گيرد كه بر سيستم دفاعي بدن تاثير مي گذارد و در نتيجه بدن به فاصله كمي علايم فيزيكي از خود نشان مي دهد. اين علايم شامل تنفس سريع، بالا رفتن ضربان قلب، عرق كردن، لرزيدن، دلشوره يا دل به هم خوردگي، نياز شديد به دفع ادرار و حساسيت بيش از حد كه خطرناك نيز هست، مي شود. براي بيشتر ما چنين تحريكاتي انرژي زيادي آزاد مي سازد و آمادگي مارا براي ارائه يك سخنراني خوب تقويت مي كند و پس از اندك زماني سخنان ما به روال عادي باز مي گردد واين علايم نيز فروكش مي كنند، اما در مورد كساني كه ترس از اجتماع دارند، اين برانگيخته شدن خود بخشي از مشكل است. امروزه معالجات بر محور كاهش علايم برانگيختگي وآموزش تعبير آنها با ديدي واقع گرايانه است. به عنوان مثال، بتا - blockerبلاكر - Beta، دارويي كه عموما براي كاهش فشار خون تجويز مي شود، به طورموثري علايم فيزيكي اضطراب فرد در مقابل جمع را خنثي مي كند. معمولا اين دارو را حدود يك ساعت پيش از شروع جلسه يا اجراي برنامه مي خورند. در مورد ديگر انواع ترس از اجتماع استفاده ازآرام بخش ها و داروهاي ضدافسردگي ( دارودرماني ) و نيز روان درماني تا حد زيادي موثر است و متخصصان غالبا هر دو روش را با هم به كار مي گيرند. هيم برگسا مي گويد: به عنوان مثال، فرض كنيد دركلاسي هستيد كه قرار است يكي از دانشجويان در مقابل ساير دانشجويان و استادان از پايان نامه خود دفاع كند، شما سخنان او را مي شنويد و بسيار خوشتان مي آيد و در ضمن چند سوال در ذهنتان شكل مي گيرد. وقتي اين موضوع را با دوست بغل دستي در ميان مي گذاريد، او مي گويد: چرا دستت را براي پرسيدن سوالاتت بلند؟ نمي كني يا چرا بعد از كلاس نمي روي در مورد موضوعاتي كه به ذهنت رسيده است با او صحبت؟ كني و شما تنها در جواب مي گوييد: نمي توانم، شايد مرا تحويل نگيرد، آخر من ظاهر خوشايندي ندارم. معمولا وقتي مردم در مورد زندگي خود سناريويي مي نويسند، ترس از اجتماع هميشه بدترين نقش را به آنها مي دهد. بنابراين شايد در چشم او شما خوش لباس ترين و خوش قيافه ترين فرد دانشگاه نباشيد، اما بدترين هم نيستيد. نزديك شدن به او به شما اين امكان را مي دهد كه بدانيد دنيا چگونه به شما پاسخ مي دهد و نيز كمك مي كند تا در برخورد با ديگران به حدي از تعادل دست يابيد. دوري جستن از ديگران احساس بي كفايتي را در شما تقويت مي كند چون اين باور در ذهنتان جاي گرفته كه اگر به آنان نزديك شويد شما را نخواهند پذيرفت. بيشتر بيماراني كه از اجتماع مي ترسند، ابتدا نزد پزشك عمومي خود مي روند و از علايم فيزيكي اين ناراحتي شكايت مي كنند. اين علايم شامل داغ شدن بدن، عرق كردن بيش از حد و لرزش دست است. پزشك هم ابتدا دستور آزمايشهايي را مي دهد كه بعضي از آنها پيشرفته و گران نيز هستند. سپس جواب تستها منفي مي آيد و دكتر مي گويد: شماهيچ چيزتان نيست فقط اضطراب داريد، نگران نباشيد. متاسفانه تمام پزشكان و حتي روان كاوان و روان پزشكان از تمام روشهاي درماني پيشرفته كنوني آگاه نيستند. بنابراين به گفته ژولين رز: سرتان را بالا نگه داريد، زيرا چگونگي نگاه داشتن سرافراد شخصيت اجتماعي شان را نشان مي دهد. اگر بتوانيد تصويري راكه از خود در ذهن داريد، اصلاح كنيد، مي توانيد خودرا خيلي با كفايت تر و برجسته تر از سايرين ببينيد. توصيه هاي متخصصان نگران علايم فيزيكي نباشيد. وجود آنها گاهي اوقات لازم است. اگر قلبتان به شدت مي زند، سعي كنيد به ضربان آن ريتم دهيد يا آن را با آهنگي همنوا سازيد. اگر احساس مي كنيد كه يك مشت زنبوردر دلتان پرواز مي كنند، پرواز آنها را آرام و منظم كنيد. اين را بدانيد كه آنچه احساس مي كنيد، باآنچه واقعا پيش مي آيد، بسيار متفاوت است. اگرپيش از شروع به سخن گفتن عصبي هستيد، به خودبگوييد: عالي است; آدرنالين دارد حسابي كار خودش را انجام مي دهد، بنابراين من كاملا براي شروع كار آماده ام. خواسته هاي خود را با واقع بيني بيشتري درآميزيد: بيماران مبتلا به ترس از اجتماع فقط در گفتگوهاي ساده شركت مي كنند، چون بر اين باورند كه ساير مردم افرادي كاملند و خودشان تنها كساني هستند كه با نشان دادن رفتار طبيعي شان، از خود يك احمق مي سازند. اگر دست از فكر كردن به معايب و نواقص خود برداريد، به مرور نقاط قوت خويش را نيز پيدا خواهيد كرد. با ترس روبه رو شويد. هرچه بيشتر خود را در موقعيتهاي اضطرابزا قرار دهيد، وحشتهاي بعدي را راحت تر پشت سر مي گذاريد. از مبارزه با ترس سرباز نزنيد و به دليل وحشت زياد از موقعيتي كه برايتان پيش آمده است، روي اگر نگردانيد به مجلسي دعوت شديد حتما دعوت را بپذيريد و اگر خواستيد ميهماني را ترك كنيد، حتما بمانيد. وقتي اجراي برنامه اي در مقابل عموم يا حتي گفتگويي ساده در پيش است، سعي نكنيد خود را از چشم ديگران نظاره كنيد. در واقع شما نمي دانيد ديگران چه فكري دارند. لوييز موريس ترجمه: ندا سهيلي