Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751115-14579S1

Date of Document: 1997-02-04

يادداشت روز صاعقه هاي پيروزي الم يروا كم اهلكنا من قبلهم من قرن مكناهم في الارض ما لم نمكن لكم و ارسلنا السماء عليهم مدارا و جعلناالانهار تجري من تحتهم فاهلكناهم بذنوبهم و انشانا من بعدهم قرنا آخرين. آيا نديدند پيش از ايشان چه بسيار گروهي ( نسلي ) را هلاك نموديم و حال آنكه در زمين به آنها قدرت و تمكين داده بوديم كه شما را نداده ايم و از آسمان بر آنها رحمت ظاهر پيوسته فرستاديم و نهرها در زمين بر آنان جاري ساختيم، پس با آنكه به انواع نعمتهاي ظاهر و باطن بهره مند شدند، چون نافرماني كردند آنها را هلاك نموديم و گروهي ديگر را بعد از آنها برانگيختيم. (سوره انعام / آيه ) 6 يك سال پيش از پيروزي انقلاباسلامي ايران در شب ژانويه سال 1978 كارتر مهمان شاه ايران بود. او به تمجيد وتعريف از اعليحضرت پادشاه ايران!! و خدمات و محسنات وي پرداخت. علاوه بر اين، رئيس جمهور آمريكا، به تفصيل ازثباتي كه در نتيجه مساعي شاه در منطقه بوجود آمده و تامين منافع دولت آمريكا اظهارخشنودي نمود. كارتر ايران راجزيره ثبات خواند و چشم اندازي از امنيت، رونق اقتصادي، تداوم دوستي ايران با ايالات متحده و دگرگونيهاي مدرن را درسخنان خود ترسيم كرد. ظاهرا حكومت پادشاهي پهلوي ها در طول پنج دهه حيات اخير خود، هيچگاه رونقي چنين چشمگير را به ياد نداشته است... اما در پوشش اين چشم اندازفريبنده، واقعيتي ديگر دراعماق جامعه ايران وجود خشونتي داشت هولناك و قرون وسطايي بر مردم اعمال مي شد و دستگاهي عريض و طويل از بوروكراسي فاسد و توتاليتاريسم بي رحم، درعرصه مقدرات جامعه ايران تاخت وتاز مي كرد. در چنين شرايطي، تقريبا همه نيروهاي ضداستبداد و مبارز ايران به نتيجه اي واحد رسيده بودند. اين نتيجه، اعلام بسيج همه امكانات و نيروها براي محو پليدترين مظاهر استبداد در ايران بود. استبدادي كه از مردم اصيل و تاريخ عظيم ايران، مترسكي بي اراده در انظار جهانيان ساخته و همه اصالتها و معنويتهاي موجود در اعماق جامعه سترگ ايران را به بهايي اندك حراج نموده در بود اين زمان كه مقارن خورشيدي 1356سال بود، اتفاقات وتجربيات بزرگ ديگري نيز به مجموع دستاوردهاي مبازره درايران افزوده شده بود. بزرگترين تجربه در اين عرصه، شكست عجيب و فروپاشي مبارزات محدود زيرزميني، توسط گروههاي كوچك معتقد به مبارزه مسلحانه اين بود گروهها كه با انگيزه ها و ايدئولوژيهاي متفاوت و در حد و اندازه هاي گوناگون، غالبا در دهه چهل شكل گرفته بودند، در نيمه هاي دهه پنجاه، به شكل و وضعيتي غم انگيز تغيير شكل مي دادند. برخي با از دست دادن كادرها و نيروهاي خود، فقط نامي در تاريخ داشتند و گروهي با رسيدن به بن بستهاي دروني و بيروني، شكستها و حتي افتضاحات اسفباري در كارنامه خود ثبت كرده بويژه بودند دگرگونيهاي موسوم به تغيير مواضع ايدئولوژيك، اندوهبارترين خاطره اين نوع مبارزات محسوب مي شد. مابقي، يا در كنج زندانها بودند و يا تحت تعقيب و جنگ و گريزهاي شبانه روزي ساواك، قدرت هرگونه فعاليت جدي را از دست داده و موجوديتي منفعل و بسيار محدود يافته بودند. در اين دهه، ظهور عنصري فعال به نام ثابتي در ساواك مركز و استفاده از تجربيات سركوبگرانه نيروهاي امنيتي رژيم اشغالگر قدس و سيا، وضعيت مبارزات مخفي را كاملا به نفع ساواك دگرگون ساخته بود. در چنين شرايطي، در فاصله اي نزديك به يك سال، اتفاقات حيرت انگيزي رخ داد و شرايطداخلي كشور، با صاعقه هاي پي درپي مبارزات مردمي وبه زعامت مرجعي دلير و دگرگون هوشيار در شد ژانويه 1979 در كنفرانس گوآدلوپ، سران چهار كشور بزرگ غربي تصميم گرفتند براي حفظ منافع خود، شاه را به خروج از كشور وادار سازند. در اين شرايط، مبارزات ملت ايران به مرحله اي رسيده بود كه فقط سعي مي شد با خروج شاه، ضربات كمتري بر منافع غرب در ايران وارد وضعيت آيد به گونه اي تغيير كرده بود كه به گفته ربيعي، فرمانده معدوم نيروي هوايي شاه; هايزر، شاه را مثل يك موش مرده به خارج پرتاب كرد. مردم به نام خدا، رمز وحدت را يافته بودند و با تكيه بر رهنمودهاي رهبر و امامشان، نه فقط تجربه هاي شكست خورده را تكرار نكردند، بلكه با خيزشي تاريخي و حيرت انگيز، به لطف خويش، شكست خوردگان را نيز نجات بخشيدند و بنيادهاي مدنيتي متكي به باورهاي اسلامي را ايجاد كردند. اين تجربه اي تازه و بسيار بزرگ و حساس بود كه هنوز، در واپسين سالهاي دهه دوم پيروزي، از حساسيت و صعوبت و گستردگي آن كاسته نشده است.