Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751115-14555S1

Date of Document: 1997-02-04

كلاس هاي كنكور، نياز كاذب يا كم كاري ؟ مدارس تعيين رشته، خاكريز اول كنكور... (بخش پاياني ) با ايجاد زمينه براي كسب مهارت ها و تخصص هاي موردنياز كشور، مي توان شمار داوطلبان كنكور را به ميزان قابل توجهي كاهش داد آمار مقايسه اي پذيرش دانشجو در دانشگاههاي دولتي در سالهاي 1374 و 1375 نشان مي دهد كه از شمار دانشجويان جذب شده در رشته هاي علوم انساني كه عموما حدود نيمي از داوطلبان را به خود اختصاص مي دادحدود 5 درصد كاسته شده است و /39 93از درصد /34 62به درصد كاهش يافته است. اين كاهش، روند مثبتي است چون اين همه فارغ التحصيل در زمينه علوم انساني مورد نياز جامعه نيست. اما نكته مثبت ديگري كه در آمار پذيرش دانشجو در دانشگاههاي دولتي طي اين سالها به چشم مي آيد افزايش دانشجويان زن نفر 48494از به 62382 نفر از ميان متوسط حدود 125 هزار داوطلب جذبشده به دانشگاههاست. به عبارتي در سال 75 پذيرفته شدگان زن بااختصاص حدود 48 درصد ظرفيت دانشگاههاي دولتي به خود 8 درصدبيش از سال گذشته به دانشگاهها راه يافته اند. هدف جوانان را محدود به دانشگاه نكنيم روانشناسان و صاحبنظران مي گويند كه نبايد هدف جوانان را در زندگي تنها به كسب تحصيلات دانشگاهي محدود كنيم بلكه بايد زمينه را براي كسبمهارت ها و تخصص هاي آنان مهيا سازيم تا توانايي انجام كارهاي مثبت ديگر را داشته باشند. آنان به خانواده ها توصيه مي كنند كه جوانانشان را به هر قيمتي وادار به شركت در كنكور نكنند و بدانند كه تحصيل دردانشگاه به تنهايي همه نيازها و اهداف جوانان خلاق راتامين نمي كند. بي ترديد برخوردهاي نسنجيده بادانش آموزاني كه بار سنگين كنكور به شدت روح آنان را مضطرب و پريشان آثار ساخته، منفي به دنبال خواهدداشت. يك جامعه شناس باتوجه به آسيبهاي اجتماعي ناشي ازشكست در كنكور در براين جوانان، باور است كه باافزايش امكانات موجود وتاسيس دانشگاهها و مراكزتحصيلي جديد مي توان تاحد زيادي در جهت حل اين معضل گام برداشت. به ويژه اگر نظام جديد آموزش متوسطه در بخش مهارت اندوزي بتواند موفق عمل كند و افرادي كه بدين ترتيب مهارتهاي مختلف را فرا مي گيرند بتوانند به راحتي جذب بازار كار شوند، ما كم كم اين معضل را به فراموشي خواهيم سپرد. اضطرابها و آماده سازيهاي شتابزده در اين روزها، نه تنهاجوانان لبريز از تشويق ونگراني، لحظه هاي زندگي راپشت سر مي گذارند، بلكه خانواده هايشان نيز به شدت در اضطراب بسر مي برند. آنها مرتب با اين دغدغه روبه رو هستند كه آينده چه؟ خواهدشد چه سرنوشتي در انتظار جوانان شان؟ است قبولي در دانشگاه و كسب موقعيت اجتماعي با چشم اندازي اميدواركننده از زندگي آتي.. يا شكست در كنكور با دورنمايي مبهم از زندگي... اما مهم اين است كه چه مي توان؟ كرد آنچه مسلم است، جوانان داوطلب ورود به دانشگاه نياز به همكاري، همدلي و كمك خانواده ها، مسئولان و دبيران مدارس دارند. متاسفانه در اين گيرودار، رشد قارچ گونه كلاس هاي كنكور در انواع عمومي، نيمه خصوصي و خصوصي، گاه با به كارگيري مشهورترين كادر علمي مدارس و با شهريه هاي سنگين بسيار قابل توجه است. مادري كه معلم دبستان است مي گويد: من مجبورم از صبح تا شب به طور مداوم كار كنم تا بتوانم شهريه كلاس كنكور پسرم را بپردازم واقعا، مجبورم چرا كه اگر با اين تلاش شبانه روزي بتوانم آينده فرزندم را تضمين كنم، پس به سختي اش مي ارزد. اما آيا به واقع، چنين و؟ است آيا كلاس هاي درسي تا اين اندازه تجارتي و گاه درتضاد با اهداف موفقيت آموزشي، جوانان را تضمين خواهند؟ كرد نظام آموزشي مدارس در اين زمينه چه مسئوليتي دارند و... بسياري از دبيران باتجربه براين باورند كه آموزش و پرورش تنها با تاكيد بر بالا بردن كيفيت آموزشي مدارس مي توانند نظارت درستي بر كلاس هاي آموزشي آزاد ازجمله كلاس هاي كنكور داشته اما باشند كيفيت آموزشي مدارس چگونه تضمين؟ مي شود براي اين كار مسئولان نظام آموزشي بايد با حداكثر استفاده از امكانات مدارس، دست مديران و دبيران را براي افزايش بازدهي آموزشي مدارس و ايجاد كلاسهاي فوق العاده بازبگذارند. به هرحال در همه زمينه ها امكان سوءاستفاده وجود دارد. مهدي سينائيان، دبير باتجربه فيزيك - مكانيك دبيرستانهاي تهران به ارزيابي علل رشد قارچ گونه كلاس هاي كنكور مي پردازد و مي گويد: علم گرايي در جامعه ما يك مقوله فرهنگي قابل توجه و ارزشمند است. حتي خانواده هايي كه در سطح اقتصادي پايين قرار دارند، علاقه مندند كه فرزندانشان به مدارج علمي بالا برسند كه شايد در بسياري از كشورهاي ديگر قضيه اين چنين مورد اعتنا نباشد. اما در بررسي علل افزايش كلاس هاي كنكور بايد عوامل متعددي را مورد توجه قرار داد. يك واقعيت اين است كه ما به نسبتي كه رشد و افزايش دانش آموز داشته ايم، معلم كارآزموده، نداشته ايم. يعني توازني بين اين دو وجود ندارد. نكته ديگر، مشكلات مادي معلمان است كه ديگر با امكانات سابق زندگي شان نمي گذرد. اگرچه من و برخي همكارانم معتقديم كه با همه اين كمبودها بايد در مدارس خوب و مسئولانه كار كرد. همچنين مدارس دولتي اي داريم كه براي دانش آموز چندان قابل استفاده براي نيست مثال، چند درصد دبيران مي توانند كتابهاي پيش دانشگاهي را به گونه اي تدريس كنند كه براي دانش آموز قابل فهم باشد. وي مي افزايد: اما علت مهم افزايش بي رويه كلاس هاي كنكور، بي توجهي آموزش و پرورش به جايگاه محوري خود در حل اين معضل است. به عبارتي روساي مناطق آموزش و پرورش بايد به اين نتيجه برسند كه بهترين راه براي حل مشكلات درسي دانش آموزان، استفاده از امكانات خود مدارس است. بسياري از خانواده ها نيز حاضرند درصد قابل توجهي از هزينه هاي مربوط را بپردازند. زيرا در اين صورت دبيران مدارس برنامه تقويتي دروس موردنظر را هماهنگ با درس كلاس و با كيفيت مناسب پيش خواهندبرد. و در مجموع فراهم آوردن چنين امكاناتي آثار مثبت بسياري را به دنبال خواهدداشت. جلوگيري از به هدررفتن وقت و مشوش شدن افكار و اعصاب دانش آموز و دوباره كاري در كلاس هاي كنكور و همچنين ارضاي روحي دبيران مدارس و تعيين شهريه هاي قابل قبول، ازجمله اين آثار مثبت است. البته چون شمار دبيران باتجربه هر منطقه ممكن است محدود باشد، اين نوع كلاسها مي تواند در چند مدرسه هر منطقه كه از نظر امكانات غني ترند - براي كل دانش آموزان هر منطقه - تشكيل شوند. به هرحال اين مساله قابل بررسي و برنامه ريزي است. كيومرث صيامي، دبير باتجربه درس جبر در دبيرستان علامه حلي نيز براين باور است كه دانش آموز بايد درس را در مدرسه بياموزد كه ديگر نيازي به كلاس هاي كنكور نباشد. ولي اين هدف زماني محقق مي شود كه معلم نيز همچون مشاغل پركار ديگر، از نظر مادي و معنوي تامين باشد. نكته ديگر اينكه اگر در آموزش و پرورش، دانش آموزان بتوانند با اطمينان از آينده خود، حرفه خاصي را دنبال كنند; داوطلبان رشته هاي نظري نيز كاهش مي يابند و اين همه داوطلب براي كنكور دانشگاه وجود نخواهد داشت. وي توصيه مي كند: خانواده ها بايد از سوم راهنمايي، تكليف فرزندشان را مشخص كنند كه مي خواهند چه رشته تحصيلي را در دانشگاه ادامه دهند يا در چه حرفه اي مي خواهند مهارت كسب كنند تا بدين ترتيب هم دانش آموز وضعيت درسي خود را با اين هدف هماهنگ سازد و هم خانواده ها به موقع مشكلات درسي فرزندشان را مورد توجه و مراقبت قرار دهند. بي ترديد دانش آموزاني كه در طول دوره دبيرستان درس هايشان را به خوبي فرا گرفته باشند، تنها يك دوره دوماهه آموزشي كافي است كه نحوه پاسخ گويي به سوالهاي تستي را نيز بياموزند. در اين صورت، نياز به معلم خصوصي و سرگرداني در كلاس هاي كنكور نيست. به عبارتي، اگر دانش آموز مفاهيم هر درس را خوبفرا گيرد، از عهده پاسخگويي به سوالهاي كنكور نيز برمي آيد.