Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751114-14476S1

Date of Document: 1997-02-03

انتخاب رشته، خاكريز اول كنكور خانواده ها، دانش آموزان، دانشجويان و مربيان ازكنكور مي گويند يك دانش آموز سال چهارم دبيرستان: با توجه به ارزش و اهميت پرورش درست و بالنده نسل جوان، قابل بررسي است كه چند درصد از بودجه كشور به نظام آموزشي اختصاص؟ دارد كنكور و ناگفته ها... در ماههاي پاياني فصل زمستان تب كنكور آغاز مي شود و خانواده هايي كه يك ياچند فرزند داوطلب ورود به دانشگاه دارند، سهم بيشتري از اين دغدغه و اضطراب را به خانه مي برند. در كنار اين التهاب و هيجان ها كه تا زمان اعلام نتايج آزمون دانشگاهها، ادامه دارد، كلاس هاي كنكور و آموزشگاههايي كه اين نام را برخود دارند، رونق مي گيرد. تبليغات گسترده، جذاب و گاهي فريب دهنده با مضمون تكراري قبولي تضميني و... شمار زيادي از داوطلبان را به اين كلاس ها و دوره ها خانواده ها مي كشاند نيز ناچارند سهم تازه اي از درامد خود را به اين كلاس ها اختصاص دهند. اما كنكور ناگفته هاي بسيار دارد: چرا اينهمه مشتاق ورود به دانشگاهها؟ هستند چرا دانش آموختگان ما براي يافتن شغل با مشكلات گوناگوني روبه رو چگونه؟ مي باشند مي توان با ايجاد امكانات تازه و با افزايش مهارت هاي فني و تخصصي جوانان از شمار داوطلبان كنكور؟ كاست چرا اشتياق و نياز جوانان سببشده كه تعدادي از كلاس هاي كنكور در حد يك تجارتخانه كوچك سقوط؟ كند وچرا، نظام آموزشي ما هنوز آنقدر توانمند نيست كه اين قبيل كلاس ها تنهانقش مكمل داشته باشند و نه ؟ اصلي نخستين بخش از، گزارش حاضر را كه به كنكور اختصاص داده ايم مي خوانيد. آمار سازمان سنجش آموزش كشور حاكي است كه در سال 75 نسبت به سال گذشته حدود 18 هزار تن از شمار داوطلبان آزمون سراسري كاسته شده و در هزار 10مقابل تن بر تعداد پذيرفته شدگان دانشگاههاي دولتي افزوده شده اما است آنچه مسلم است پذيرش 130609 نفر دانشجو از ميان 1259028 نفر داوطلب بااحتساب پذيرش 110 هزار دانشجودر سطح ليسانس و كارداني از سوي دانشگاه آزاد اسلامي، نشان مي دهد كه همواره لااقل يك ميليون نفر به رغم همه عشق نيرو، و اشتياق شان به دانشگاه راه البته نمي يابند نظام جديد آموزش متوسطه چنين پيش بيني و برنامه ريزي كرده كه در سالهاي آتي، بخشي از نيروي جوان كه امكان و علاقه به ادامه تحصيل در دانشگاه را ندارد بتواند در شاخه هاي فني - حرفه اي آموزش ديده و با كسب مهارتهاي مورد نظر جذب بازار كار شود. به هر حال بايد اين برنامه ريزي را با همه كاستي هايش به فال نيك گرفت كه شايد برخي از نارسايي هاي آموزشي موجود را برطرف سازد. اما نكته اينجاست كه چه در نظام قديم و چه در نظام جديد آموزشي هنوز راهيابي به دانشگاه با توجه به محدوديت پذيرش، معضل مهمي براي داوطلبان به شمار مي آيد. و بخشي از صورت مساله اين است كه اكنون در جامعه ما تنها ورود به دانشگاه معادل كسب موقعيت اجتماعي برتر و ضامن سلامت زندگي آينده جوان ما محسوب مي شود. بي ترديد اين نگرش به دلايل اجتماعي - فرهنگي گوناگوني شكل گرفته و دوام يافته است. شايد مهمترين عامل اين باشد كه به هر حال يك جوان نياز دارد درتاروپود روابط اجتماعي فرهنگي جامعه نقش فعالي داشته باشد و با استفاده از امكاناتي چون كتابخانه، آزمايشگاه، استاد و .... جستجوگري نياز به خلاقيتها را در وجود خود تا حد ممكن و با كار و تحقيق و تحصيل ارضاء اما كند متاسفانه در جامعه ما تنها دانشگاه مي تواند اين حداقلها را پاسخگو به باشد گفته صاحب نظران ايجاد نظامهاي آموزشي - فرهنگي و سيستم اطلاع رساني گوناگون و اقناع كننده در كنار مشاغل مختلف تا حدود زيادي مي تواند اين نگرش را تعديل كند. يكي از داوطلبان سرسخت ورود به دانشگاه كه در سال چهارم رشته رياضي - فيزيك تحصيل مي كند. در اين زمينه مي گويد: دانشگاه تنها جايي است كه جوانان با يك هدف مشخص و رشد دهنده در كنار هم جمع مي شوند و ارتباط سالمي دارند. به هر حال وجود كتابخانه، استاد و همسن و سالان ما فرصتها و امكاناتي را فراهم مي آورد كه بتوانيم در مورد مسايل مختلف همفكري و پويايي داشته باشيم و پاسخ برخي سوالات را دنبال كنيم. در حالي كه اين امكانات در خارج از دانشگاه به هيچ وجه وجود ندارد. در واقع، جوان بدون هيچ سرپناهي با دنيايي از نياز و انرژي رها مي شود. پدر يك دانش آموز مي گويد: وقتي ما از جوان خود مي خواهيم كه هدفش در زندگي تنها منحصر به قبولي در رشته تحصيلي مورد نظر باشد و در فرصتهاي گوناگون او را در اين رابطه تحت فشار روحي قرار مي دهيم، معلوم است كه در نهايت، هم فرزندمان را تسليم خواست هايمان مي كنيم و هم مانع از اين مي شويم كه حرفه هاي ديگري كه اكنون در رشته هاي تحصيلي ما جايگاه چنداني ندارند اما ايجاد جاذبه و سرمايه گذاري لازم براي آنها مي تواند مهارتها و توانايي هاي جامعه را بالا ببرد، رشد يابند. يعني ما به جاي اينكه يك نجار يا آهنگر علاقه مند و كارآمد داشته باشيم افرادي را در اين نوع حرفه ها داريم كه به علت بي توجهي جامعه به نوع كارشان، اصلا كارآمد نيستند. گرچه قشر قابل ملاحظه اي را نيز تشكيل مي دهند. فرناز كيميايي، دانش آموز سال چهارم تجربي كه علاقه مند به ادامه تحصيل در رشته هنر است مي گويد: بسياري از خانواده ها مايلند كه فرزندشان در يك رشته تحصيلي خاص كه موردعلاقه آنهاست ادامه تحصيل دهند. اين تاكيد مي تواند ريشه هاي گوناگوني؟ داشته باشد خاطرات تلخي كه در حافظه پدر و مادر يك دانش آموز از ناكامي آنها در كنكور و يا در يك رشته تحصيلي خاص باقي مانده است و حالا مي خواهند اين ناكامي را جبران اما كنند آنان نمي دانند كه با ايجاد اين انتظارات نابجا و فشارهاي غير منطقي بر فرزندشان موجبات سرخوردگي تازه اي را در وجود او فراهم مي كنند. چون به هر حال محدوديت ظرفيت پذيرش دانشگاهها در هر رشته تحصيلي و ميزان توانايي فرد براي موفقيت را نمي توان ناديده گرفت. من نيز از جمله افرادي هستم كه به رغم علاقه ام به رشته هنر بنابر اصرار خانواده ام، رشته پزشكي را انتخاب كرده ام. ولي مي دانم كه سرانجام پزشك خوبي نخواهم شد و چه بسا در نيمه راه تحصيل آن را رها كنم. عباس رياحي، دانشجوي سال دوم رشته تاريخ، برخورد هوشيارانه برخي خانواده هادر فراهم سازي زمينه هاي شناخت رشته هاي دانشگاهي براي فرزندشان را بسيارمهم مي داند و مي گويد: يك مشكل عمده جوانان هنگام آماده شدن براي شركت دركنكور نداشتن شناخت كافي نسبت به انتخاب رشته هاي گوناگون است كه متاسفانه نظام آموزشي و خانواده ها كمتر به اين نكته توجه دارند. از اين رواگر افرادي كه در اين زمينه احساس مسئوليت مي كنند، فرزندان خود را درشناخت درست رشته ها و انتخاب آنها ياري دهند، به موفقيت آنها كمك شاياني خواهد شد. سهيلا كتابي نيز در تاييد اين نظر مي گويد: من ابتدا به رشته معماري علاقه مندبودم اما چون شناخت درستي از اين رشته نداشتم در نهايت از انتخاب آن صرف نظر كردم. مهدي توتونچي دانش آموز سال چهارم رشته تجربي نيز اظهار مي دارد: من فكرمي كنم مسئولان و برنامه ريزان نظام آموزشي كشور بايد بيش از اينها به وضعيت آموزشي دانشگاهها بها دهند. بي ترديد آنان مي دانند كه برخي از جوانان ما كه گاهي بسيار نيز باهوش مي باشند به دليل اينكه در خارج از كشور به راحتي مي توانند وارد دانشگاه ترجيح شوند، مي دهند راهي خارج در شوند حالي كه اگراين امكان در داخل فراهم آيد، از ميزان مهاجرت به خارج بسيار كاسته خواهدشد. من نمي دانم واقعا چه چيزي مي تواند ارزشمندتر از پرورش درست وبالنده نسل جوان باشد. به نظر من، داشتن جواناني قوي و كارامد بزرگترين پشتوانه استقلال و قدرت هر كشوري تجربه هاي است ارزشمند كشورهاي ديگر به خصوص آنها كه بيشتر درگير جنگ بوده اند، مي تواند به ما كمك فراواني كند واز سوي ديگر بايد مشخص شود كه چند درصد از بودجه كشور به نظام آموزشي اختصاص دارد. تب مدرك اما در اين ميان مدرك گرايي نيز معضل مهمي است. اگر دانشگاه براي عده اي از جوانان تنها محيطي است كه به روحيه فردگرا، پرشور، جستجوگر و خلاق آنان تاحدودي پاسخ مي دهد، اما براي عده قابل توجهي نيز ورود به دانشگاه معادل رسيدن به مدركي است كه در نهايت آنان رادر موقعيت برتر اجتماعي قرار مي دهد و متاسفانه خيل عظيم دانشجو در رشته هاي تحصيلي اي كه چندان مورد نياز جامعه نيست و پس از فارغ التحصيلي بايد در شمار بيكاران قرارگيرند، خود نشانگر تقويت نگرش مدرك گرايي در جامعه اخيرامسئولان است نظام آموزش عالي كشور ضرورت رفع اين نقصان را مطرح كرده انداما اينكه تاكنون چه اقداماتي در اين زمينه صورت گرفته، مشخص نيست. ادامه دارد