Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751114-14469S1

Date of Document: 1997-02-03

همه چيز در گرو نظام علمي ما است گفت وگو با دكتر مصطفي معين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزير سابق فرهنگ و آموزش عالي ترميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توجه به شرايط و ضرورتهايي بوده است اشاره: دكتر مصطفي معين، در نشستي رودررو، مهمترين مسائل فرهنگي وآموزشي به ويژه در حوزه آموزش عالي با همشهري گفت و گو كرد. خلاصه شده متن اين نشست در پي مي آيد. باتشكرازحضرتعالي به خاطر شركت در اين مصاحبه، اولين سئوال پيرامون به اصطلاح ما ترميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. خوب به ياد داريم كه چند ماه پس از شروع انقلاب فرهنگي، به فرمان حضرت امام ستاد انقلاب فرهنگي تشكيل شد و بعد از چند سال مجددابه فرمان معظم له ستاد انقلابفرهنگي به شوراي عالي انقلابفرهنگي تبديل شد به نظر شما چه مسايل و مشكلاتي وجود داشت كه مقام معظم رهبري درتركيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي افراد جديدي را معرفي نمودند. o ترميم هاي مكرر شوراي عالي ستاد انقلاب فرهنگي توسط امام امت (ره ) در گذشته و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين زمان بوسيله مقام معظم رهبري باتوجه به شرايط و ضرورتهائي بوده كه در هرزمان در زمينه هاي فرهنگي - اجتماعي و دانشگاهي كشور خود را نشان مي داده است. اهميت ويژه اي كه فرهنگ و برنامه ريزي فرهنگي درجامعه و نظام ما دارد، گستره و شمول و نفوذ فرهنگ در بخشهاي مختلف، ضرورت مشاركت و حضور بيشتر دستگاههاي فرهنگي، تبليغي، اطلاع رساني، اجتماعي و اجرائي كشوردر امور فرهنگي همگي بر ضرورت حضور مسئولان طراز اول كشور و صاحبنظران مسائل فرهنگي و اجتماعي در شورا تاكيد دارد. عنايت ويژه اي كه مقام معظم رهبري همواره برارتقاي فرهنگ عمومي و ارزشهاي اخلاقي و انقلابي در جامعه داشته اند هم نياز به تقويت بعد فرهنگي شورا به نسبت ابعاد صرف آموزشي، علمي و اجرائي را دوچندان مي كرد. حضور ديدگاههاي مختلف فرهنگي و علمي و تضارب آراء مي تواند به افزايش كارآئي شورا و تاثير عملي آن در صحنه فرهنگي - اجتماعي كشور بيانجامد، هرچند كه اين امر مستلزم فعاليت دبيرخانه اي فعال و پويا و وقت گذاري كافي از سوي اعضاي شوراي عالي انقلابي فرهنگي است. يكي از مسايل عمده و اساسي كه مدتي است مقام معظم رهبري روي آن تاكيد دارند تهاجم فرهنگي و ضرورت مقابله همه جانبه با آن است. يكي از محورهاي اصلي درمبارزه با تهاجم فرهنگي، نقش دانشگاهها است. به نظر شما وظيفه دانشگاهها در اين مورد چيست. براي مقابله درست باتهاجم فرهنگي، شناخت دقيق ماهيت اهداف و شيوه هاي آن ضروري است. هدف تهاجم فرهنگي؟ چيست تسلط يك فرهنگ جهاني يكسان سازي و ازميان بردن تنوع و هويت هويت زدائي فرهنگي، و پوچي، ايجاد و گسترش بي انگيزگي، بي تفاوتي وخودباختگي، گسستن از اعتقاد وآرمان و اصول هرچه رنگ و بوي تعلق به خويش و جامعه و فرهنگ خودي دارد، عقيم كردن توليدفرهنگي و شكوفائي علمي - فرهنگي و هنري جوامع و ملل گوناگون بويژه در جهان سوم و بويژه كشورهاي اسلامي و نظام انقلابي جمهوي اسلامي ايران از مهم ترين اهداف تهاجم فرهنگي دشمنان ما است. روش تحقق اين تهاجم؟ چيست از كارافتادن بخش فكري جامعه، ايجادركود و رخوت و پيدايش افت و آفت در محيط هاي علمي و كاهش فرهنگي، يا توقف توليد فرهنگي، ازدست دادن فرصت هاي پذيرش انتخاب، انفعال و تسليم و دنباله روي نهايتا قبول جريان مسلط فرهنگي جهاني از اصلي ترين شيوه هائي است كه در جريان هجوم فكري و فرهنگي بكار گرفته مي شود. به اين ترتيب نقش دانشگاهها درمقابله با تهاجم فرهنگي هم نقشي نگاهبانانه است و هم هم بايد مدافعانه، عوارض باليني بيماريهاي فرهنگي و علمي را در جامعه ببيندو هم نسبت به خود بيماري و ساز و كارهاي دفاعي آن آشنا باشد. دانشگاه در همه جوامع و مقاطع مختلف تاريخي و مبارزاتي نقش پيشاهنگ داشته است دانشگاه كانون توليد فكر و انديشه دانشگاه است، محيطي انگيزه ساز و تحرك آفرين است و بالاخره دانشگاه مبداء تحولات جامعه است (تعبير حضرت امام ره ). لذا دانشگاه هم در شناخت آسيبپذيري هاي فرهنگي و هم در توليد فرهنگي و علمي و هم در ا يجاد تحرك هاي اجتماعي نقش تعيين كننده دارد. اجازه دهيد يك مقدار ظريفتر به مساله نگاه كنيم، به نظر عده اي دانشگاهها بايد به عنوان يك سد عظيم در مقابله با تهاجم فرهنگي عمل كنند ولي بنا به دلايلي نقش خود را خوب ايفاء نكرده اند، در مقابل اين نظر عده اي معتقدند كه دانشگاهها يكي از پايگاههاي دشمن در تهاجم فرهنگي است و خود عامل تهاجم فرهنگي است، نظر شما در اين مورد ؟ چيست نهاد دانشگاه را كه در روندشكل گيري انقلاب، حقي عظيم برجامعه دارد نمي توان به سادگي مورد بي عنايتي قرار داد. دانشگاه پس از كودتاي آمريكائي - انگليسي 28 مرداد پس از سركوب قيام 15 خرداد و در هرحادثه انقلابي يا پيشتاز بود يا كانون مقاومت. درآستانه انقلاب، دانشگاه مظهر وحدت و مقاومت عمومي بود و بسياري از راهپيمائيها، تحصن ها و كشتار دانش آموزان و دانشجويان به نهضت عمق و تداوم بخشيد پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز، نقش دانشگاهيان و دانشجويان را پايه ريزي كرد و در نتيجه تشكيل نهادهاي انقلابي، تسخير لانه جاسوسي و انقلاب فرهنگي را نبايد ناديده گرفت. تحولات مهمي نيز درزمينه هاي آموزشي و فضاي فرهنگي دانشگاهها براي برنامه ريزي ها وسياستگزاريهاي انجام شده بوجودآمد و فرزندان اقشار و مناطق محروم كشور و نيز رزمندگان وايثارگران به دانشگاهها راه يافتند. با نگاهي گذرا مي توان دريافت كه مشكلات عمومي دانشگاهها به نسبت ساير بخش هاي جامعه به مراتب كمتر بوده است البته اين واقعيت را هم بايدپذيرفت كه به نسبت انتظارات وتوانمنديهاي فوق العاده تا دانشگاه، وضعيت مطلوب هنوز فاصله قابل توجهي داريم. در هرصورت دانشگاه كانون عظيم و بالقوه اي از توانايي علمي و فرهنگي است كه بايد باز شناخته شود و موانع شكوفائي آن مرتفع گردد. برداشت ما از سخنان مقام معظم رهبري آن است كه معظم له دانشگاه اسلامي را يك دانشگاه سياسي مي دانند و در صورتي كه دانشگاههادر جهت سياسي شدن گام گامي بردارند، اساسي در مقابله با تهاجم فرهنگي است، به نظر شما چه مسايل و مشكلاتي وجود دارد و چه كساني درمقابل سياسي شدن دانشگاههامقاومت؟ مي كنند يقينا يكي از اساسي ترين مشخصه هاي دانشگاه اسلامي، سياسي بودن آن است، به مفهوم حساس بودن نسبت به محيط اجتماعي. سياسي بودن دانشگاه امري ذاتي و نهادي است، يعني به ميزاني كه غيرسياسي مي شود از ارتباط با مسائل جامعه نيز دور خواهد شد و به همان ميزان بر كارآيي و كارآمدي علمي آن نيز اثر خواهد گذاشت. موانع سياسي شدن دانشگاه هم ريشه در برخي نظرها و گرايش ها دارد و هم در فقد يا ضعف نهادها، زير ساخت ها، قواعد و مقررات. به لحاظ نظري بايد ديد چه نگاهي به جوان، دانشجو، كار سياسي، مشاركت سياسي، رقابت سياسي و... داريم. در دانشگاه با توجه به ويژگيهاي فكري، روانشناسانه و جامعه شناسانه نسل جوان، ميان كار سياسي، روحيه انتقادي و آرمانخواهي ارتباطي وثيق وجود دارد. كار سياسي و دانشگاه سياسي هزينه دارد، حتي آسيبپذيريها و عوارضي نيز در پي دارد كه بايد ديد پذيرفتني است يا به نه لحاظ عملي، پذيرش قواعد، ضرورت ها و نيازهاي كار سياسي، فرهنگ مشاركت، رقابت و گفتگو و تعيين نقشها و جايگاههاي دانشجويي، مديريتي و... و نهادي كردن آنها از طريق مقررات و قوانين مختلف ضرورت دارد. امري كه عليرغم پيشرفت ها و كارهاي صورت گرفته هنوز در آغاز راه است. آنچه مسلم است افراد و تشكيلات مختلف بنابه سلايق شخصي و گروهي ودر جهت منافع خود برداشت هاي متفاوتي را از رهنمودهاي مقام معظم رهبري داشته و در جهت ترويج اين برداشتها تلاش خواهند نمود. از بارزترين اين برداشتهاسطحي نگري به مسايل فرهنگي بوده تاجايي كه رهنمودهاي معظم له را تاسطح بخشنامه اي مبني بر ممنوعيت پوشيدن لباس آستين كوتاه تنزل داده و مقام معظم رهبري در سخنانشان در مقابل اين برداشت غلط موضع گيري نمودند، حال سئوال ما اين است كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي باز به انتظار مي نشيند تا در هر مورد برداشت غلط از جانب كج انديشان و مغرضان مجددا مقام معظم رهبري تذكر دهنديا اينكه صراحتا به تبيين نظرات رهبري خواهد؟ پرداخت سطحي نگري، عوام زدگي و قشري نگري و تحجر همواره از عارضه هاي هرجامعه اي، بويژه جوامع ديني وانقلابي بوده توجه است به هشدارهاي پياپي سالهاي آخر حيات حضرت امام ( ره ) در اين زمينه وپيام ها و سخنان مقام معظم رهبري در مورد حوزه و دانشگاه راهگشاخواهد بود. پرداختن به ريشه مسائل و مسائل ريشه اي جامعه و دانشگاه از طريق انجام پژوهش ها ومطالعات كارشناسانه در سطح ملي وفراگير و جلب مشاركت عمومي ومحدود نكردن شناخت مساله و يافتن راه حل به افراد و انديشه هاي محدود از موثرترين راهكار است. مقابله با آفاتي مثل جو ريا و فرصت طلبي و ميدان نيافتن فرهنگ نفاق و دو رويي از ضرورتهاي يك جامعه ديني است. شوراي عالي مي تواند با مطالعه و بررسي انتقادي روش هاي مختلف با توجه به شرايط زمان و تناسب شيوه ها به تبيين و تحقق رهنمودهاي مقام معظم رهبري بپردازد. واقعيت اينست كه دانشگاههايك محيط ايزوله و بسته نبوده واز جامعه تاثيرپذير است. متاسفانه به دلايل مختلفي جامعه اسلامي ما به سمت بي تفاوتي و به اصطلاح سياست زدايي پيش بديهي مي رود، است كه اين سياست زدايي به دانشگاهها نيز كشيده شده است و مقام معظم رهبري از اين وضعيت اظهار نارضايتي كرده اند، به نظر شما نقش شوراي انقلاب فرهنگي در مقابله با مساله سياست زدايي از جامعه چه؟ مي تواندباشد سياست زدايي پديده اي چند وجهي است: اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي وسياسي كه در تداخل همه اين بخش هااتفاق مي افتد. به ميزان حضوردانشگاه و دانشگاهيان دربرنامه ريزي، سياستگزاري و اجراي مسايل، دانشگاه اجتماعي تر مي شود وطبيعتا احتمال سياست زدايي نيزبهمان نسبت كاهش مي يابد. توسعه همه جانبه، پايدار وعادلانه جامعه و نه غفلت نسبت به بخشي از بخشها (بويژه بخشهاي آموزشي و تحقيقاتي ) و نه زياد شدن فاصله ها در ثروت و قدرت ومنزلت اجتماعي نيز زمينه سياست زدايي را از ميان بر مي دارد. به ميزان حضور عنصر فرهنگي در برنامه ريزيهاي همه جانبه، نقش دانشگاه و توسعه منابع انساني بيشتر مي شود، امور كارشناسي و تحقيق و تخصص اهميت مي يابد، به تاثير بخشهاي مختلف بر يكديگر توجه بيشتري خواهد شد و نتيجتا سياست گريزي و سياست زدايي كم رنگ تر مي شود. به اختصار بايد گفت، حضور سياسي بر پايه مشاركت و رقابت بنا مي شود و لذا به ميزاني كه موانع مشاركت و رقابت سالم در دانشگاهها و يا جامعه وجود داشته باشد، سياست زدايي هم رشد بيشتري مي نمايد و بالعكس به ميزاني كه آنها مرتفع سياست گرايي شوند، نيز تقويت خواهد گرديد. بنظر من، اين خطمشي است كه شورايعالي انقلاب فرهنگي، دولت و مجلس براساس آن مي توانند و بلكه بايد براي تقويت انگيزه هاي نشاط سياسي جامعه در پيش گيرند. يك بحث اساسي كه امروزه درجامعه مخصوصا در دانشگاهها مطرح است، روند بي رويه گسترش دانشگاهها و افزايش كمي مراكزآموزش عالي بدون در نظر گرفتن كيفيت و كارآيي فارغ التحصيلان دانشگاهي و حتي بيكاري تعداد زيادي از تحصيلكرده هاي دانشگاهي است. به نظر شما اين روند تا كجا ادامه پيدا خواهد كرد و آيا اصولا شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مقوله ديدگاه خاص يا برنامه تدوين شده اي را پيگيري؟ مي كند سياست هاي توسعه آموزش عالي كه به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيده است با دو خط مشي ذيل مشخص مي شود: الف - ابتدا توسعه كيفي آموزش عالي با تقويت دوره هاي تحصيلات تكميلي و تحقيقات علمي و ايجادقطبهاي علمي در دانشگاهها ومناطقي كه از نظر سابقه، كادرهاي تخصصي، كيفيت آموزشي و پژوهشي وويژگيهاي طبيعي و سرمايه گذاريهاي انجام شده از نظر صنعتي ياكشاورزي و اقتصادي استعداد لازم راداشته باشند. ب - توسعه كمي آموزش عالي درتمامي استانها با حفظ كيفيت قابل قبول براي توسعه و ارتقاي سطح فرهنگي - اجتماعي در مناطق مختلف نظارت بر اجراي سياستهاي فوق و تحقق آنها از وظائف قانوني وزارت فرهنگ و آموزش عالي و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است. هر چند كه متاسفانه تا تحقق اهداف و سياستهاي مصوب فاصله قابل توجهي داريم و بويژه بر فعاليت مراكز و دانشگاههاي غير دولتي نظارت جدي اعمال اگر نمي شود چه از نظر نسبت دانشجو به تعداد جمعيت در كشور ما با معيارهاي جهاني هنوز فاصله داريم ولي در عين حال كيفيت آموزش را نبايد فداي گسترش كمي و بدون رويه كرد. توسعه دوره هاي علمي - كاربردي و ارتباط عملي صنعت و نظام اجرايي با دانشگاه نيز از ضرورتهاي ديگر در امر توسعه آموزش عالي و تحقيقات است. ادامه دارد