Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751113-14461S1

Date of Document: 1997-02-02

راه پيشرفت فوتبال آسيا؟ چيست بازيكنان ايراني در تيمهاي فوتبال خارجي . سرويس ورزشي: بحث پيوستن چند تن ازبازيكنان ملي پوش به تيم هاي خارجي و بهره ازبازيكنان كشورهاي ديگر در تيم هاي داخلي، داغ ترين بحث فوتبال ايران است. اظهارنظر در مورد صحيح يا نادرست بودن اين كار در محدوده اين مطلب كوتاه نمي گنجد امابه هر حال بايد همواره قبل از اتخاذ سياستي جديد، نكات مثبت و منفي آن را در نظرگرفت. اصولا پس از پايان يك دوره مسابقه رسمي بين المللي، نمايندگان باشگاه هاي جهان همواره در پي به خدمت گرفتن چهره هاي شاخص آن تورنمنت هستند. جام يازدهم آسيا هم با تمام افت وخيزهايش به پايان رسيد و بازي خوب تيم ملي فوتبال كشورمان باعث شد تا باشگاه هاي خارجي پيشنهادهاي قابل توجهي را به بازيكنان ما ارائه دهند. بازيكناني چون علي دايي، مهرداد خداداد ميناوند، عزيزي، محمد خاكپور، حميد علي رضا استيلي، منصوريان و كريم باقري موردتوجه تيم هاي خارجي قرار گرفتند كه از اين ميان دايي و خاكپور بار سفر بستند و سايربازيكنان ظاهرا هنوز در كش وقوس مذاكره هستند. حال بايد ديد كه آيا جدايي اين بازيكنان به سودفوتبال ما خواهد بود يا خيرمسلما حضوربازيكنان ايراني در ليگ كشورهاي مختلف باعث افزايش تجربه آنهامي شود، چون اغلبتيم هاي خارجي زير نظرمربياني هدايت مي شوندكه از دانش روز فوتبال جهان آگاهند. اما بازي در كشوري كه سطح فوتبال آن ازفوتبال ما پايين تر باشد هرگز منطقي به نظر نمي رسد. با آن كه تيم هاي عربي اغلب از مربيان برزيلي بهره مي برند اما قدرت، توان و به اصطلاح شيره بازيكن را مي كشند كه نمونه بارز اين ادعا بازيكناني چون ناصر محمدخاني، مجيد نامجومطلق، رضا حسن زاده و صمد مرفاوي بودند كه پس از بازگشت از كشورهاي عربي، راندمان بازي شان به نصف تقليل يافت. البته بازيكناني همچون حميد درخشان در تيم هاي عربي زبده شدند اما تعداد آنها چندان چشمگير نبود. اما اگر بازيكنان فوتبال ما وارد فوتبال مدرن و پيشرفته جهان شوند، به طور حتم قدرت تيم ملي را دوچندان خواهند كرد. همچنين نقل وانتقال بازيكنان ايراني به تيم هاي خارجي نقش بسزايي در بهبود وضع اقتصادي باشگاه هاي داخلي خواهد در داشت اروپا رسم بر اين است كه بازيكن هنگام انتقال به يك تيم خارجي بايد يك سوم مبلغ قرارداد خود رادر اختيار باشگاه مبدا قرار دهد كه اين موضوع مي تواند يك باشگاه معمولي و كوچك را نجات دهد. از سوي ديگر بحث استفاده از بازيكنان خارجي در باشگاه هاي حاضر در رقابت هاي داخلي مطرح است. برخي از كشورها مانند مرزهاي امارات، خود را به روي بازيكنان خارجي مي بندندو تنها به استعدادهاي بازيكنان بومي تكيه مي كنند. انگليس هم تا سه سال قبل سياست امارات را داشت اما ناگهان خود را از قافله فوتبال اروپا عقب ديد و مجبور شد تا دست نياز به سوي بازيكنان خارجي دراز كند. يك بازيكن خارجي باتجربه و كامل مانند يك استاد خارجي در كلاس هاي زبان يك دانشگاه است. در اين كلاس، دانشجويان مجبور هستندتا با زبان خارجي گفت وگو كنند چون در غيراين صورت، استاد مطلب آنها را درك نخواهدكرد، كه اين خود يك توفيق اجباري است. در فوتبال و به طوركلي در ورزش هم اين موضوع كاملا صدق هنگامي مي كند كه يك بازيكن خارجي در يك تيم محور قرار گيرد، ساير بازيكنان نيز سعي مي كنند تا خود را به سطح آن بازيكن برسانند. تحولي كه مارادونا در تيم ناپل به وجود آورد تا مدت ها توسط هيچ بازيكن ايتاليايي تكرار نخواهد شد و يا انقلابي كه كلينزمن در تاتنهام رقم زد در تاريخ فوتبال بريتانيا جاودانه خواهد ماند. يك بازيكن بزرگ قادر است تا يك باشگاه كوچك را بزرگ و متحول كند در صورتي كه از توانايي هايش به خوبي بهره گرفته شود. در ايران هم تنها تيمي كه پس از انقلاب دراين زمينه موفق بوده، سپاهان اصفهان است. لئون استپانيان بازيكن ريزنقش و ارمني اين تيم محور قرار گرفت و همگان نتيجه آن را ديدند. همانگونه كه فرانس بكن باوئر بزرگ ترين تئوريسين حال حاضر فوتبال جهان در سفري به آسيا به آن اشاره كرد، فوتبال آسيا بدون بازيكن و مربي خارجي هرگز پيشرفت نخواهد كرد. به هرحال تلاش باشگاه هاي خارجي براي به خدمت گرفتن بازيكنان فوتبال يك كشور حاكي از رشد فوتبال در آن كشور است. فوتبال ايران هم اكنون در يك روند صعودي قرار گرفته و بايد اين روند را ادامه دادتا پيروزي ها در سطح بين المللي تداوم يابند.