Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751113-14428S1

Date of Document: 1997-02-02

شب قدر و فضيلت عبادت تفسير سوره قدر از علامه فقيد سيدمحمدحسين طباطبايي - 2 o همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوي خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند و زنده داري شب قدر با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب. حاصل آيات مورد بحث به طوري كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكي ازشبهاي ماه مبارك رمضان ازهرسال است، و در هر سال درآن شب همه امور احكام مي شود، البته منظورمان احكام از جهت اندازه گيري است، خواهيد گفت پس هيچ امري از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاي خودش با هيچ عاملي دگرگون؟ نمي شود در پاسخ مي گوييم: نه، هيچ منافاتي ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولي در ظرف تحققش طوري ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امري است، و دگرگوني در تقدير، امري ديگر است، همچنان كه هيچ منافاتي ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولي مشيت الهي آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: يمحواالله ما يشاءو يثبت و عنده الكتاب ( ). 13 علاوه بر اين، استحكام اموربه حسب تحققش مراتبي بعضي دارد، از امور شرايط تحققش موجود است، و بعضي ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضي از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضي ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات برمي آيد و به زودي رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت با اين وجه سازگار نيست. و ما ادريك ماليله القدر اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش; چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليله القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد. واضح تر بگويم، با اينكه مي توانست بفرمايد: و ما ادريك ما هي، هي خير من الف شهر براي باردوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: و ما ادريك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر. ليله القدر خيرمن الف شهر اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله و ما ادريك ماليله القدر بدان اشاره شده بود، يعني عظمت آن شب را بيان مي كند، و مي فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامي ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است. و منظور از بهتربودنش از هزار شب به طوري كه مفسرين تفسير كرده اند بهتر بودنش ازحيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است; چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوي خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده داري آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار و شب ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد; چون در آنجا شب قدر را پربركت خوانده، و فرموده: انا انزلناه في ليله مباركه ( ). البته 14 در اين ميان معناي ديگري نيز هست، كه ان شاءالله در بحث روايتي آينده خواهد آمد. تنزل الملئكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر كلمه تنزل در اصل تتنزل بوده و ظاهرامراد از روح آن روحي است كه از عالم امراست و خداي تعالي در باره اش فرموده: قل الروح من امر ربي ( ) 15 واذن در هرچيز به معناي رخصت دادن در آن است ويا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعي از اين كار نيست. و كلمه من در جمله من كل امربه گفته بعضي ( ) 16 از مفسرين به معناي باءاست. بعضي ( ) 17 ديگر گفته اند: به معناي خودش است يعني ابتداي غايت، ولي سببيت را هم مي رساند، و آيه را چنين معنا مي دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امري الهي نازل مي شوند. بعضي ( ) 18 ديگر گفته اند باء براي تعليل به غايت است و معنايش اين است ملائكه وروح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند، براي خاطر اينكه هر امري را تدبير كنند. ليكن حق مطلب اين است كه: مراد از اگر امر، آن امر الهي باشد كه آيه انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون ( )تفسيرش 19 كرده، حرف من براي ابتدا خواهدبود، و در عين حال سببيت را هم مي رساند، و به آيه چنين معنا مي دهد: ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مي شوند، در حالي كه نزولشان را ابتدا مي كنند و هر امر الهي را صادر مي نمايند. و اگر منظور از امر مذكور هر امر كوني وحادثه اي باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت حرف من به معناي لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مي دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند براي خاطر تدبير امري از امور عالم. سلام هي حتي مطلع الفجر در مفردات گفته: كلمه سلام وسلامت به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است ( ). 20 پس جمله سلام هي اشاره است به اينكه عنايت الهي تعلق گرفته است به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگاني بشود كه به سوي او روي مي آورند، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به اين معنا كه عذابي جديد نفرستد. و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن شب كيد شيطان ها هم موثر واقع نشود، همچنان كه در بعضي از روايات هم به اين معنا اشاره رفته است. ولي بعضي ( ) 21 از مفسرين گفته اند: مراد از كلمه سلام اين است كه: در آن شب ملائكه از هر مومن مشغول به عبادت بگذرند سلام مي دهند. برگشت اين معنا هم به همان معناي اول است و اين دو آيه يعني آيه تنزل الملئكه و الروح تا آخر سوره در معناي تفسيري است براي آيه قبلي كه مي فرمودليله القدر خير من الف شهر. بحث روايتي در تفسير برهان از شيخ طوسي از ابوذرروايت آورده كه گفت: به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) عرضه داشتم يارسول الله آيا شب قدر شبي است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مي شده و چون از دنيا مي رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مي شده؟ است فرمود: نه بلكه شب قدر تا قيامت هست ( ). 22 . مولف: در اين معنا روايات زيادي از طرق اهل سنت نيز آمده ( ). 23 و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابي علي نقل شده كه گفت: ازامام صادق ( عليه السلام ) از شب قدر فرمود پرسيدم، در نوزدهم رمضان و بيست و يكم وبيست و سوم جستجويش كن ( ). 24 . مولف: در معناي اين روايات رواياتي ديگر نيز هست، و در بعضي از اخبار ترديد بين دو شب شده، يكي بيست و يكم و ديگري بيست و سوم، مانند روايتي كه عياشي از عبدالواحد از امام باقر ( عليه السلام ) روايت كرده ( ).و 25 از رواياتي ديگر استفاده مي شود كه شب قدر خصوص بيست وسوم است، و اگر معينش نكرده اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نكنند ( ). 26 و نيز در تفسير عياشي در روايت عبدالله بن بكير از زراره از يكي از دو امام باقر و صادق ( عليهماالسلام ) آمده كه فرمود: شب بيست و سوم همان شب جهني است، و حديث جهني اين است كه گفت: به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) عرضه داشتم: منزل من از مدينه دور است، دستورم بده در شب معيني داخل مدينه شوم فرمود: شب بيست و سوم داخل شو ( ). 27 . مولف: حديث جهني كه نامش عبدالله بن انيس انصاري بود، از طرق اهل سنت نيزروايت شده، و سيوطي آن رادر الدرالمنثوراز مالك و بيهقي نقل كرده. ( ) 28 و در كافي به سند خود اززراره روايت كرده كه گفت: امام صادق ( عليه السلام ) فرمود: تقدير در نوزدهم و ابرام در شب بيست و يكم وامضا در شب بيست و سوم است. ( ) 29 . مولف: در اين معنا هم روايات ديگري هست. ( ) 30 پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفي كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) وارد شده در آن اتفاق دارند اين است كه: شب قدر تا روز قيامت باقي است، و همه ساله تكرار مي شود، و نيز ليله القدر شبي از شبهاي رمضان، و نيز يكي از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است. و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبي اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمي شود بين آنها را جمع كرد; ولي معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است، و در آن شب بوده كه قرآن نازل شده. از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدرالمنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند. و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت: رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم )فرمود: در خواب به من نشان دادند كه بني اميه بر منبرم بالا مي روند، و اين معنا برمن سخت گران آمد و خداي تعالي در اين مناسبت سوره انا انزلناه في ليله القدر را نازل كرد. ( ) 31 . مولف: نظير اين روايت راخطبيب هم در تاريخ خود ازابن عباس آورده. و ترمذي و ابن جرير، طبراني، ابن مردويه و بيهقي هم روايتي در معناي آن از حسن بن علي نقل كرده اند ( ) 32 و در اين ميان روايات بسياري در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) نقل شده، و در آنها آمده كه خداي تعالي ليله القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت بني اميه است به عنوان تسليت به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) عطا فرمود. ( ) 33 و در كافي به سند خود ازابن ابي عمير از عده اي راويان از امام صادق ( عليه السلام )روايت آورده كه گفت: بعضي از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مي آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر؟ است (با اينكه در آن هزارماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است ) فرمود، عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد. ( ) 34 و در همان كتاب به سند خوداز فضيل، زراره و محمدبن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر ( عليه السلام )از معناي آيه انا انزلناه في ليله مباركه سوال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مي شود شبي است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبي است كه خداي تعالي درباره اش فرموده: فيها يفرق كل امر حكيم. آنگاه فرمود: در آن شب هرحادثه اي كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مي شود، چه خيرو چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندي كه قرار است متولد شود، و يا اجلي كه بنا است فرا رسد، و يا رزقي كه قرار است (تنگ و يا وسيع ) برسد; پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايي است حتمي، ولي در عين حال مشيت خداي تعالي در آنها محفوظ است (و خدا با حتمي كردن مقدرات، العياذبالله به دست خود دستبند نمي زند ). ادامه دارد پانوشتها: ( ) 13 خدا هر چه را كه از مقدرات بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مي كند وكتاب تغيير ناپذير نزد او سوره است رعد آيه. 39 ( ) 14 ما آن را در شب مباركي نازل كرديم. سوره دخان آيه. 3 ( ) 15 بگو روح از امرپروردگار من است. سوره اسراء آيه. 85 ( و17و18 ) 16روح المعاني ج 196 30 ص. ( ) 19 فرمان نافذ خدا ( درعالم ) چنين است كه وقتي اراده خلقت چيزي را بكند به محض اينكه بگويد موجود باش، مي شود. سوره يس، آيه . 82 ( ) 20 مفردات راغب ماده سلم. ( )روح 21 المعاني ج 30 ص. 197 ( ) 22 تفسيرالبرهان ج 4 ص 26 488 ح. ( ) 23 الدرالمنثور ج 6 ص. 371 ( و25 24 و 26 و) 27 مجمع البيان ج 10 ص. 519 ( ) 28 الدرالمنثور ج 6 ص. 373 ( ) 29 فروع كافي ج 4 ص 159 ح. 9 ( ) 30 نورالثقلين ج 5 ص. 627 ( ) 31 الدرالمنثور ص 371 6ج. ( ) 32 الدرالمنثور ج ص 371. 6 ( ) 33 نورالثقلين ج 5 ص - 623. 621 ( ) 34 فروع كافي ج 4 ح 4 ص. 157