Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751111-14347S1

Date of Document: 1997-01-31

پرتوي از نهج البلاغه بخش آخر o استاد فقيهي فكر مي كنم كه نبايد بين مخاطب خود حضرت و مخاطبي كه مترجم، تعيين مي كند، فرقي وجودداشته باشد. اين مخاطبها، گاه افرادخاص هستند و گاه، در باره تمام انسان ها صدق مي كنند، حتي نسل هايي كه تا قيامت مي آيند. وقتي كه در خطبه حمام، آن صفات را براي افراد متقي ذكرمي كنند، اين عموميت دارد، مخاطب فقط حمام نيست و فقط يك وسيله است كه همه مردم به آن گوش دهند. يا در عهدنامه مالك اشتر، وقتي درباره صفات قاضي، سخن مي گويد، مخاطب، همان مالك اشتر مصر نيست. بنابراين نمي شود بين مخاطبي كه حضرت در نظر داشته و مخاطبي كه مترجم در نظر مي گيرد. فرق و تفاوتي قايل شد. o حجت الاسلام معاديخواه: در تعبيرهايي نهج البلاغه، چنان ژرف و پرمغز است كه هر عربي، حتي ادباي عرب نمي توانند آنهارا بفهمند. طبيعي است كه مخاطب اين گونه كلمات اميرالمومنين، افراد خاصي هستند. يعني عده اي كه اين گونه مسايل رادرك مي كردند. طبعا در ترجمه اين مترجم گونه متن ها، لازم نيست كه عامه مردم را در نظر بگيرد، چون اگر انسان بخواهد براي عامه مردم، ترجمه كند، بايد مطالب را پيش پا افتاده و بازاري كند. طبيعي است كه وقتي در اصل گفتار، مخاطب، خاص است، يعني اهل كلام و فلسفه و جهان شناسي مي باشد، در ترجمه نيز بايد چنين باشد. در مواقعي نيز مخاطب، عام است. هرچند تمام كلمات اميرالمومنين، حتي كلماتي كه با آنها، با عامه مردم صحبت كرده، كلماتي عميق و ژرف است. در اين گونه موارد، حضرت از قالبها وتعبيرهاي زميني استفاده كرده كه براي عموم مردم، قابل فهم از باشد اين نظر، من نيز سعي كرده ام كه اين طبقه بندي را حفظ كنم. براي اشاعه و گسترش نهج البلاغه چه اقداماتي ضروري؟ است . o دكتر محمدمهدي جعفري: نهج البلاغه تاكنون، واقعا مهجور بوده است. يعني عده اي به عنوان يك كتاب ادبي و عده اي هم به عنوان يك مجموعه احاديث به آن نگاه كرده اند. حتي آنهايي كه نهج البلاغه را شرح كرده اند (چه به فارسي و چه به عربي ) كمتر، نظر به آموزش آن به عموم مردم داشته اند. حال، سوال اين است كه ما چه كنيم كه نهج البلاغه، به عنوان كتاب راهنماي عمل، در ميان همه مردم، اعم از دانشجو، كارمند، دانش آموز، كارگر، بازاري و همه طبقات، گسترش پيدا كند و در واقع، جاذبه اي داشته باشد كه همه با عشق و علاقه، به سوي آن بروند و از آموزش هاي بسيار گرانبهاي آن استفاده؟ كنند . o حجت الاسلام معاديخواه: واقعيت اين است كه اگر نهج البلاغه بخواهد وارد عينيت جامعه شود، كار وفعاليتي بزرگ مي طلبد كه بايد در سطح بالايي مانند شورايعالي انقلاب فرهنگي مطرح شود و بايد كميسيون هايي به آن اختصاص داد و ببينيم چه كارهايي مي توان انجام داد تا نهج البلاغه پياده شود، چرا كه در برخي موارد، مردم ممكن است بين آنچه كه نهج البلاغه گفته و آنچه كه در عمل ملاحظه مي كنند، تضاد ببينند. براي مثال، به خلاصه يكي از جملات اميرالمومنان توجه كنيد: بار سنگين يك حكومت را جز دوش يك ملت، نمي توان بكشد. يعني براي اينكه به مسئوليت حكومت، درست عمل شود، بايد كاري كرد كه همه مردم، اين مسئوليت را احساس كنند و اين، همان مشاركت مردمي است كه همه از آن سخن مي گويند، ولي واقعيت اين است كه اين، يك حركت كارشناسي بسيار گسترده است و بايد بحثها در اين زمينه گذاشت و راه حل ها پيدا كرد و در اين امر صدا و سيما و مطبوعات بايد فصلي را براي اين كار باز كنند. بنده در پايان عرايضم، از پيشگاه اميرالمومنين، عذر تقصير مي خواهم كه واقعا با اين حرفها نمي توان ايشان ونهج البلاغه را معرفي كرد. هرچه گويم عشـق را شرح و بيــان چون به عشق آيم خجل گردم از آن آفتــاب آمــد دليــــل آفتــــاب گر دليلت بايد، از آن رو برمتاب