Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751111-14327S1

Date of Document: 1997-01-31

دو شيوه برخورد با قرآن هر وقت مقدس مابان و متظاهران زياد مي شوند و تظاهر به تقوا و زهد بازار پيدا مي كند، سياست قرآن و نيزه كردن از طرف استفاده چي ها رايج مي شود استاد شهيد مرتضي مطهري اشاره: بحث زير، جستاري از نوشتار استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب جاذبه ودافعه علي (ع ) مي باشد كه پيرامون دو شيوه و دو نوع نگاه به قرآن مجيد به بحث و تحليل پرداخته است. استاد، ضمن توجه به اهميت مسئله بصيرت و فهم قرآن مجيد در پرتو ايمان به كلام خداوند، به انتقاد از گروه هايي كه عامه مردم را بااستفاده از مظاهر و شعارهاي ضدارزشي مي فريبند و در پرتو تفسيرهاي دروغين از قرآن، مقاصد دنيوي خود را دنبال مي كنند پرداخته است. اينك به مناسبت فرارسيدن شب اندوهبار شهادت اميرالمومنان علي ( ع ) كه خود قرآن ناطق و بزرگترين مفسر و روشنگر آيات الهي بود، مقاله زير را از كلك استاد مطهري كه خود از شيفتگان مكتب علوي و روشنگران روزگار بود، به حضور خوانندگان گرامي تقديم مي كنيم. سياست قرآن بر نيزه كردن سيزده قرن است كه كم وبيش ميان مسلمين رايج مخصوصا است، هر وقت مقدس مابان و متظاهران زياد مي شوند و تظاهر به تقوا و زهدبازار پيدا مي كند، سياست قرآن بر نيزه كردن از طرف استفاده چي ها رايج درس هايي مي گردد كه از اين جا بايد آموخت: الف - درس اول اينست كه هر وقت جاهل ها و نادان ها و بي خبرها مظهر قدس وتقوا شناخته شوند و مردم آنها را سمبل مسلمان عملي بدانند وسيله خوبي به دست زيرك هاي منفعت پرست مي افتد. اين زيرك ها همواره آنها را آلت مقاصدخويش قرار مي دهند و از وجود آنها سدي محكم جلو افكار مصلحان واقعي بسيار مي سازند ديده شده است كه عناصر ضداسلامي رسما از اين وسيله استفاده كرده انديعني نيروي خود اسلام را عليه اسلام به كار انداخته اند، استعمار غرب توجه فراواني در استفاده از اين وسيله دارد و در موقع خود از تحريك كاذب احساسات مسلمين خصوصا در زمينه ايجاد تفرقه ميان مسلمين بهره گيري مي نمايد. چقدر شرم آور است كه مثلا مسلمان دلسوخته اي درصدد بيرون راندن نفوذ خارجي برآيد و همان مردمي كه او مي خواهد آنها را نجات دهد با نام و عنوان دين و مذهب سدي در مقابل او گردند. آري اگر توده مردم جاهل و بي خبر باشند منافقان از سنگر خود اسلام استفاده مي نمايند. منافقان از نام مقدس اهل بيت و از سنگر مقدس ولاءاهل البيت سنگري عليه قرآن و اسلام و اهل البيت به نفع يهود غاصب مي سازند و اين شنيع ترين اقسام ظلم به اسلام و قرآن و پيغمبر اكرم و اهل بيت آن بزرگوار است. رسول اكرم فرمود: اني ما اخاف علي امتي الفقر ولكن اخاف عليهم سوءالتدبير. من از هجوم فقر و تنگدستي بر امت خودم بيمناك نيستم، آنچه از آن بر امتم بيمناكم كج انديشي است. آنچه فقر فكري بر امتم وارد مي كند فقر اقتصادي وارد نمي كند. ب - درس دوم اينست كه بايد كوشش كنيم طرز استنباطمان از قرآن صحيح قرآن باشد، آنگاه راهنما و هادي است كه مورد تدبر صحيح واقع شود، عالمانه تفسير شود، از راهنمايي هاي اهل قرآن كه راسخين در علم قرآنند بهره گرفته شود. تا طرز استنباط ما از قرآن صحيح نباشد و تا راه ورسم استفاده از قرآن را نياموزيم از آن بهره مند نخواهيم گشت. سودجويان و يا نادانان گاهي قرآن را مي خوانند و احتمال باطل را دنبال همچنان مي كنند كه از زبان نهج البلاغه شنيديد آنها كلمه حق را مي گويند و از آن باطل را اراده مي كنند. اين، عمل به قرآن و احياء آن نيست بلكه اين اماته قرآنست عمل به قرآن آنگاه است كه درك از آن دركي صحيح باشد. قرآن همواره مسائل را به صورت كلي و اصولي طرح مي كند ولي استنباط و تطبيق كلي بر جزئي بسته به فهم و درك صحيح ماست. مثلا در قرآن ننوشته در جنگي كه درفلان روز بين علي و معاويه درمي گيرد حق با علي است، در قرآن همين قدر آمده است كه: وان طائفتان من المومنين اقتتلوا فاصلحوا بينهمافان بغت احديهما علي الاخري فقاتلوا التي تبغي حتي تفيي ء الي امرالله 10 اگر دو گروه از مومنان كارزار كردند، آشتي دهيد آنان را و اگر يكي بر ديگري سركشي و ستمگري كند با آن كه ستمگر است نبرد كنيد تا به سوي فرمان خدا برگردد. اين قرآن و طرز بيان قرآن، اما قرآن نمي گويد در فلان جنگ فلان كس حق است وديگري؟ باطل! قرآن يكي يكي اسم نمي برد، نمي گويد بعد از چهل سال يا كمتر و يا بيشتر مردي به نام معاويه پيدا مي شود و با علي جنگ مي كند شما به نفع علي وارد جنگ شويد. و نبايد هم وارد جزئيات بشود. قرآن نبايد موضوعات را شماره كند و انگشت روي حق و باطل بگذارد، چنين چيزي ممكن نيست، قرآن آمده است تا جاودانه بماند پس بايد اصول و كليات را روشن كند تا در هر عصري باطلي رودرروي حق قرار مي گيردمردم با معيار آن كليات عمل كنند، اين ديگر وظيفه خود مردم است كه با ارائه اصل وان طائفتان من المومنين اقتتلوا.. چشمشان را باز كنند و فرقه طاغي رااز فرقه غيرطاغي تشخيص دهند و اگر واقعا فرقه سركش دست از سركشي كشيدبپذيرند و اما اگر دست نكشيد و حيله كرد و براي اين كه خود را از شكست نجات دهد تا فرصت جديدي براي حمله به دست آورد و دوباره سركشي كند و به ذيل آيه كه مي فرمايد: فان فائت فاصلحوا بينهما. متمسك شود، حيله او را نپذيرند. تشخيص همه اين ها با خود مردم است، قرآن مي خواهد مسلمانان رشد عقلي و اجتماعي داشته باشند و به موجب همان رشد عقلي مرد حق را از غير مرد حق تميز دهند، قرآن نيامده است كه براي هميشه با مردم مانند ولي صغير با صغير عمل كند، جزئيات زندگي آنها را با قيموميت شخصي انجام دهد و هر مورد خاص را با علامت و نشانه حسي تعيين نمايد. اساسا شناخت اشخاص و ميزان صلاحيت آنها و حدود شايستگي و وابستگي آنها به اسلام و حقايق اسلامي خود يك وظيفه است و غالبا ما از اين وظيفه خطير غافليم. انكم لن تعرفوا الرشد حتي تعرفوا الذي تركه 20 هرگز حق را نخواهيد شناخت و به راه راست پي نخواهيد برد مگر آن كس كه راه راست را، رها كرده بشناسيد. يعني شناخت اصول و كليات به تنهايي فايده ندارد تا تطبيق به مصداق و جزئي نشود، زيرا ممكن است با اشتباه درباره افراد و اشخاص و با نشناختن مورد، بانام حق و نام اسلام و تحت شعارهاي اسلامي بر ضد اسلام و حقيقت و به نفع باطل عمل كنيد. در قرآن ظلم و ظالم و عدل و حق آمده است اما بايد ديد مصداق آنها ظلمي؟ كدامست را حق، و حقي را ظلم تشخيص ندهيم و بعد به موجب همين كليات و به حكم قرآن - به خيال خودمان - سر عدالت و حق را نبريم. يادداشتها: - 1 سوره حجرات آيه. 9 - 2 نهج البلاغه خطبه. 147