Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751110-14272S1

Date of Document: 1997-01-30

آيااقدام قاطع ممكن؟ نيست وقت آن رسيده كه در يك اقدام قاطع و در يك طرح انقلابي، رانندگان متخلف و بي اعتنا به قانون را از رانندگي محروم كرد در فرهنگ پذيرفته شده و عمومي رانندگي، واژه ترافيك به مفهوم بالا بودن تعداد وسايط نقليه به نسبت امكانات موجود از قبيل گنجايش خيابان ها، تعداد پاركينگ هاي عمومي و ارائه خدمات مربوطه است. با توجه به عريض بودن خيابانهاي اصلي شهر تهران كه در مقايسه با خيابان هاي بعضي از شهرهاي اروپائي، از وضعيت نسبتا بهتري برخوردار شلوغي است، خيابانهاي تهران قابل تعمق و بررسي است. باافزايش تعداد اتومبيل هاي مختلف داخلي و علي الاصول خارجي، مي بايد ترافيك در چند سال اخير بعنوان يك مشكل عمده رخ بنمايد و نهايتا به اين نكته مي رسيم كه چگونه ممكن است در سال هاي گذشته و در 2520 سال قبل نيز كه تعداد اتومبيل ها كمتر و جمعيتي به مراتب كمتر از جمعيت كنوني بوده باز هم مشكلي بنام ترافيك وجود داشته؟ است نگاهي به شيوه رانندگي و ميزان رعايت قوانين راهنمائي و رانندگي كه از قديم الايام بصورت يك سنت غلط، فراگير شده است به عنوان يكي از مشكلات به وضوح قابل رويت است. پياده و سوار كردن مسافر در سر چهارراه هاي پرتردد ودر خيابان هاي مركزي و حساس شهر، توقف هاي ممتد در مبادي ورودي و خروجي ميادين اصلي و بزرگ و تخلفاتي از اين نوع، ريشه اصلي معضلات ترافيكي شهر تهران است كه در تمام سطح شهر قابل مشاهده مي باشد. سخن نگارنده در اين نوشتار، پرداختن به تبعات وضرر و زيان ها و همچنين آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از ترافيك نيست زيرا كه پيامدهاي آلودگي صوتي و آلودگي هواي تهران، محسوس تر و ملموس تر و صدالبته خطرناكتر از آن است كه در اين چند سطر قابل بحث و بررسي باشد، بلكه موضوع اصلي، نگاه بسيار كوتاه و مختصر به ريشه هاي اصلي ترافيك تهران است و مي دانيم كه در حل هر مشكلي شناخت علت شرط اصلي موفقيت است. سوال اين است كه به طور كلي فلسفه وضع قوانين و به تبع آن وضع قوانين راهنمائي و رانندگي؟ چيست آيانه اين است كه در هنگام اخذ گواهينامه رانندگي، شخص متقاضي بايد بداند كه تابلوي توقف ممنوع يعني؟ چه و خطكشي خيابان ها چه مفهومي؟ دارد شيوه رانندگي در بزرگراهها و اتوبانها چگونه؟ است مواردي كه بعنوان سوال ذكر شد و بسياري سوالات ديگر، به قول معروف الفباي رانندگي است، پس چگونه ممكن است كه در ميان درصد قابل توجهي از رانندگان تهراني، رعايت قوانين ابتدائي راهنمائي و رانندگي قابل مشاهده؟ نيست به جرات مي توان ادعا كرد اگر اندك ملاحظاتي هم صورت مي گيرد از ترس (!) برگ جريمه و پليس است نه انگيزه احترام به روح قانون و اين حقيقت دردناك براي جامعه اي كه قوانين حاكم بر آن - از قانون اساسي گرفته تا تذكرات اداري - داراي پشتوانه محكم اعتقادي و برخوردار از روح مذهبي است، جاي بسي تاسف است. واقعيت اين است كه ترافيك تهران، يك معضل نيست زيرا كه معضل، به مفهوم عدم شناخت ريشه ها و عدم امكان دستيابي به يك راه حل مناسب است، در صورتيكه، ريشه هاي اصلي در اين نابساماني رانندگي بخوبي قابل رويت است. به اين ترتيب مشخص مي شود كه ترافيك تهران و مشكلات ناشي از آن، آنطور كه دست اندركاران، خود را در هزار توي مسائل مختلف درگير كرده اند، نيست. دوربين گذاري و مشاهده وضعيت خيابان ها، بر روي صفحه مونيتور و سپس اعلام آن از راديو پيام درقالبپيامهاي ترافيكي، ضروري و لازم است اما تجربه نشان داده كه كافي و چاره ساز نيست. كنترل نامحسوس و درج نتايج آن در جرايد تحت عنوان هزاران مورد خلاف توسط بازرسان ثبت شد كدام گره از اين آشفته بازار ماشين و آسفالت گشوده؟ است با كمال تاسف بايد اذعان كرد كه بعضي رانندگان هنوز به مفهوم واقعي حقوق اجتماعي واقف نيستند و خيابان هاي شهر را ملك مطلق خود مي پندارند. نهايتا بگوئيم كه مشكل اصلي در عدم رعايت ابتدائي ترين اصول رانندگي است، مشكل ترافيك تهران، عدم برخورد قاطع و بدون هرگونه ملاحظه با آن دسته از رانندگاني است كه نمي دانند و يا نمي خواهند بدانند كه اتومبيل و وسيله نقليه چيست و براي آسايش و رفاه بشر است نه مخل آرامش و فرسايش روح و اعصاب شهروندان. روي سخن با آن دسته از رانندگاني است كه كاربرد قوانين را ناديده گرفته و تصور مي كنند بوق هاي گوشخراش - كه متاسفانه تعدادشان هم در اين روزها كم نيست - وسيله اي براي سلام و عليك و چاق سلامتي و گاهي اوقات ابزاري براي فحاشي از راه دور است. مجموعه سخن حاضر اينكه، مشكل ترافيك تهران، همان چيزي است كه همگان تحت عنوان فقدان فرهنگ رانندگي و احترام به حقوق اجتماعي ديگران از آن نام مي برند. نگاهي گذرا به وضعيت نابسامان فعلي در خيابان هاي تهران، اين سوال را مطرح مي كند كه آيا واقعا وقت آن نرسيده كه در يك اقدام قاطع و در يك طرح انقلابي، آنانكه مخل آسايش و امنيت رانندگي در خيابانها هستند، براي مدتي و يا نسبت به خلافي كه مرتكب مي شوند براي هميشه از رانندگي محروم؟ شوند آيا زمان آن نرسيده كه ميني بوس ها و اتوبوس ها را در هنگام توقف در پايانه هاي مختلف سطح شهر تهران، موظف به خاموش كردن موتورها نمود و از تخريب بيشتر هواي تهران - كه واقعا به مرز غيرقابل تحملي رسيده - جلوگيري؟ كرد و بالاخره زمان آن نرسيده كه با ترفندهاي گوناگون به همگان يادآور شد كه حل مشكل ترافيك تهران در گروي احترام مطلق به قوانين راهنمائي و رانندگي از سوي فرد فرد رانندگاني است كه بيش از همه از مشكلات ترافيكي شهر تهران متضرر ؟ مي شوند آيا واقعااقدام قاطع ممكن؟ نيست محمود صباغي