Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751109-14198S1

Date of Document: 1997-01-29

انتخاب بين توسعه ومحيط زيست به تازگي در برخي مقالات، برنامه عمليات عمراني كشور به سبب زيانبار بودن چند طرح براي محيط زيست، مورد انتقاد قرار گرفته است. از جمله اين برنامه ها، عمليات احداث آزادراه تهران به شمال و نيز - به عنوان مثال - احداث سد در درياچه زريوار مريوان است كه عامل رشد يك گياه مرگ آفرين براي درياچه ياد شده به شمار آمده اين است گفتار، چاره اي جز ذكر پاره اي لغات مهم در اين باره نيافته است; زيرا اين نخستين و آخرين بار نيست كه يك طرح عمراني بزرگ به سبب ملاحظات زيست محيطي پيرامون آن مورد حمله قرار مي گيرد. كشورهاي رشد يابنده، در مسيرپيشرفت خود با چالشهاي بزرگي روبرو هستند. باقي ماندن در چنبره زيست زائده اي و وابستگي تمام عيار به پيشرفت و استقلال و خلاصه مرگ در برابر زندگي، اساس اين چالشها را تشكيل مي دهد. مناسبات حاكم بر نظام سياسي - اقتصادي بين المللي، شايد عمده ترين عامل شكل گيري اين چالش باشد كه كشورهاي رشد يابنده را با فرصت بسيار كوتاهي براي پشت سر نهادن عقب ماندگي هاي ساختاري خويش مواجه ساخته است. اين تحت كشورها، فشار خرد كننده و فزاينده ازسوي كشورهاي صنعتي پيشرفته، درفرصت اندك كنوني يا بايد خود رااز دايره بسته توسعه نيافتگي برهانند و يا با تن دادن به وابستگي همه جانبه و زيست زائده اي، انهدام كامل و سريع هويت سياسي - فرهنگي خويش رابه عنوان تمدنهايي ريشه دارتر وديرينه تر از غرب، شاهد باشند. چنين است كه كشورهاي در حال توسعه، براي موفقيت در اين نبرد سرنوشت ساز، ناگزير به استفاده تمام عيار ازهمه امكانات مادي، معنوي وانساني خود هستند. در اين ميان، البته با توجه به رشد تكنولوژي، حفاظت تام و تمام از محيطزيست - به مثابه بستر كار و زندگي آدميان و ضرورت تداوم بخشيدن به توسعه پايدار به جاي رشد كوته بينانه و مقطعي، ضروري و بلكه حياتي است، اما براي كشورهايي چون ايران كه هنوز بسياري از زير ساختهاي فني و سخت افزاري خود را كامل نكرده اند، حفاظت همزمان و كامل از محيطزيست چنانكه در هيچ پروژه اي هيچ آسيبي به محيطزيست وارد نيايد، ناممكن است. حفاظت از محيط زيست به منابع مالي بيكران نياز دارد و تامين منابع، تابعي از سرعت رشد اقتصادي است و رشد، مستلزم به كارگيري و تجهيز منابع است و به كارگيري منابع، دست كم در مرحله كنوني بدون اندكي آسيب به محيط زيست شدني نيست. فراموش نكنيم كه كشورهاي صنعتي پيشرفته به مثابه مناديان اصلي حفاظت از محيط زيست، اولا خودبدترين كارنامه را - به گواه اسناد بي شمار - در امر حفظ محيط زيست طي مراحل رشد خود در قرن نوزدهم و نيمه قرن بيستم ميلادي به جا گذاشته اند; ثانيا اكنون با تكيه زدن به عاليترين مدارج تكنولوژي و رشد اقتصادي - و بدون اعطاي رايگان ذره اي از آن به جهان سوم با هدف حفظ محيط زيست - به حفظ زيست بوم انسان علاقه مند شده اند; ثالثا پيشينه استعماري بيشتر اين كشورها تميزي و پيشرفت شهرهاي اروپايي را به بهاي نابودي محيط زيست دهها كشور آسيايي و آفريقايي به ارمغان آورده است; و رابعا احتمالا آنها اكنون با توجه به اشباع اقتصادي و تكنولوژيك خود، مايل به حفظ زيست بومهايي در جهان سوم به عنوان آكواريوم و گردشگاه خود هستند. هرگونه تصوري پيرامون اينكه گفتار حاضر با ضرورت حفظ محيطزيست و جلوگيري از تخريب آن ذره اي مخالفت دارد، نادرست است اما هيچ برنامه اي در حفظ محيط زيست، نبايد و نمي تواند عامل كند كننده اي در رشد اقتصادي، تجهيز منابع، سرعت گرفتن رشد سرمايه گذاري ملي...، باشد. در تلاش براي پيروزي در نبرد مرگ و زندگي، اگر مجبور به گزينش باشيم، كدام را بايد؟ برگزينيم حتي تجربه غرب نيز حاكي است كه كشورها با غلبه بر توسعه نيافتگي و رسيدن به دروازه هاي ثروت و رفاه، به امكانات مالي و تكنولوژيك گسترده براي مقابله با اثرات زيست محيطي عمليات عمراني و جبران آن دست مي يابند و قادر به حل بسياري از معضلات اساسي در اين زمينه مي شوند. مثلا در مورد همين طرح احداث آزادراه تهران - شمال، مگرنهايتا قرار است چند هكتارجنگل تخريب؟ شود 200 هكتار يانه - حداكثر - ؟ هكتار 2000 البته همين ميزان تخريب جنگل نيز دردناك است; اما در برابر اين واقعيت كه سالانه يك ميليون هكتار از مراتع و جنگلهاي حاصلخيز كشور - دقيقا به سبب كمبود اعتبارات مالي - تخريب مي شود، اعداد فوق چقدر براي مرثيه سرايي جا؟ دارند در برابر سرازير شدن سالانه تا 2 ميليارد تن خاك حاصلخيز و دست نيافتني به پشت سدها و درياها به سبب همين فقدان اعتبار؟ چطور و يا از بين رفتن سالانه هزاران هكتار جنگل در كشور به سبب آنكه ما فاقد امكانات مالي براي جابجايي جنگل نشينان يا دست كم تامين سوخت زمستاني آنها؟ هستيم آيا فراموش كرده ايم كه در دو دهه گذشته بيش از يك سوم كل جنگلهاي شمال كشور بدون اجراي هرگونه عمليات راهسازي و به دهها دليل ديگر نابود ؟ شده اند واقعيت اين است كه هرگونه پيشگيري از تخريب محيط زيست، به منابع مالي هنگفتي نياز دارد كه تنها از بطن اجراي طرحهاي عمراني و ثروت زايي چون آزادراه تهران به شمال قابل تامين است. همچنين، اگر خانه سازي انبوه درجنگل وحاشيه آن - مطابق طرح آزادراه ياد شده - پيامدهاي مخرب زيست محيطي دارد كه دارد، خانه سازي در هر كجاي ديگر از جمله بيابانها و كويرها نيز بدون پيامدنيست. پس چه بايد كرد با سيل رشد جمعيت كشور از يك سو و مهاجرت آنها به تهران و گراني مسكن از سوي؟ ديگر كشورهاي رشد يابنده، اكنون ازجنبه اي ناچار به انتخاب هستند: انتخاب ميان حال يا آينده، امروز يا فردا... و، سرانجام به عنوان مثال، انتخاب ميان اين دوگزينه كه اگر مجبور به پايان دادن به توسعه نيافتگي منطقه كردستان وحل ريشه اي مشكلات آن يا نجات درياچه زريوار مريوان باشيم، كدام را بايد؟ برگزينيم سعيد ليلاز