Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751109-14196S1

Date of Document: 1997-01-29

ترجمه و شرح نهج البلاغه پرتوي از نهج البلاغه در ميزگردي با حضور حجت الاسلام والمسلمين عبدالمجيدمعاديخواه، دكتر سيدمحمد مهدي جعفري و استاد علي اصغر فقيهي - 2 استاد فقيهي: ماخذ اول ترجمه نهج البلاغه من ابتدا نسخه ابن المودب و سپس نسخه اي است كه در اختيار قطبالدين راوندي بوده است كه اين نسخه با دوواسطه به شريف رضي مي رسد نسخه سوم مورد استفاده من نسخه مربوط به ابن ابي الحديد است در اينجا بايد به اين نكته اشاره كنم كه هميشه رواج و اشاعه فرهنگ نهج البلاغه، با رواج دمكراسي و آزاد فكري، همراه بوده است. به خصوص دمكراسي فرهنگي. پس از شهريور 20 فضاي سياسي باز شد. احزاب به وجودآمدند. قلم ها براي نوشتن آزاد شد. مرحوم جواد فاضل با الهام از لوايح نهج البلاغه، سياسي زيرا نوشت خود نهج البلاغه، در برخورد باحوادث و مشكلات، بيان شده است. هرجا كه ملتي با مشكلي برخورد مي كند، به وسيله نهج البلاغه مي تواند آن مشكل را چاره نمايد. مرحوم جواد فاضل، با آن قلم زيبا و بيان شيوا، نهج البلاغه را براي اين كار انتخاب كرد. مرحوم فيض الاسلام شروع به ترجمه نهج البلاغه از سال 1322 تا 1329 كرد و آن را در شش جلد كوچك به پايان رسانيد. در همان سالهاي 1322 و 1323 مرحوم آيت الله طالقاني هم شروع به ترجمه نهج البلاغه كرده بود كه در سال 1325 منتشر شد ولي تا خطبه 81 بيشتر ترجمه نشده ما بود در دهه هاي 40 و 50 شاهد ترجمه نهج البلاغه فراوان هستيم كه من فهرست وار، به ترتيب تاريخي، نام آنها را عرض مي كنم: - ترجمه نهج البلاغه داريوش شاهين، كه تلفيقي است از ترجمه جواد فاضل و فيض الاسلام. - آقاي مبشري، مترجم و حقوقدان كه نهج البلاغه را ترجمه كرده و دفتر نشرفرهنگ اسلامي، آن را منتشر كرده است. ترجمه اي روان است، هرچند داراي غلطهاي فراواني مي باشد. - ترجمه اي تحت عنوان ترجمه آسان از نهج البلاغه وجود دارد كه در قم انجام گرفته است. آقاي آشتياني و چند نفر ديگر زير نظر آيت الله مكارم شيرازي آن را انجام داده اند. - استادعلامه جعفري تبريزي از سال 57 شروع به ترجمه و تفسير نهج البلاغه كردند كه تاكنون 24 جلدآن منتشر شده و ظاهرا تا خطبه بيشتر 139 ترجمه نكرده اند. - استاد دكترجعفر شهيدي كه ترجمه نهج البلاغه وي مشهور است. زيرا ايشان هم استاد ادبيات عرب و هم استاد ادبيات فارسي است لذا در هر دو زمينه صلاحيت دارند اظهارنظر كنند. - جنابحجت الاسلام معاديخواه هم از سال ها قبل ازانقلاب، به كار تحقيق بر روي نهج البلاغه و تنظيم فهرستي موضوعي از نهج البلاغه مشغول بودند و اخيرا ترجمه ايشان تحت عنوان خورشيد بي غروب و فرهنگ آفتاب كه معجمي است مفصل از موضوعات نهج البلاغه، منتشر شده است. - آقاي انصاري از سال ها قبل، ترجمه اي به نظم ازنهج البلاغه به عمل آورده است، من يادم است كه از مرحوم فيض الاسلام پرسيدم كه نظرتان در اين باره؟ چيست گفت ايشان به نظم ترجمه مي كردند و براي من مي فرستادند، من ديدم كه برخي اشعارش، بسيار خوب است، لذا تشويق كردم كه آن را منتشر كنند. آقاي دكتر محمدجواد شريعت، استاد دانشگاه اصفهان، ترجمه اي از نهج البلاغه دارد كه در اصفهان منتشر شده است. - آقاي مصطفي زماني هم ترجمه اي از نهج البلاغه دارند. - جناباستاد فقيهي كه من ايشان را از لحاظ فرهنگي، با تاريخ آل بويه مي شناختم ترجمه اي از نهج البلاغه دارند. ايشان شرح شيخ محمدعبده يعني متن نهج البلاغه را با شرحي كه شيخ محمدعبده به صورت خيلي مختصر (بيشتر لغوي ) درپاورقي، آورده بودند، كاملا به فارسي ترجمه كردند. - آقاي دكتر عبدالمحمد آيتي هم كه قبلا قرآن را ترجمه كرده اند نهج البلاغه رانيز ترجمه كردند، ولي هنوز از زير چاپ بيرون نيامده است. اميد داريم كه ترجمه نهج البلاغه ايشان مانند ترجمه خوب قرآن شان باشد. كار بر روي نهج البلاغه، تنها در فرم ترجمه نبوده، بلكه كارهاي فراواني انجام گرفته اخيرا است مجله مكتب اسلام، سلسله مقالاتي را تحت عنوان شروع نهج البلاغه آغاز كرده و تمام اين كارهايي را كه پيرامون نهج البلاغه انجام گرفته، جمع آوري نموده و از تحقيقات ديگران استفاده كرده است. دراين مقالات آمده بود كه بيش از 400 شرح و ترجمه از نهج البلاغه، چه به طور كامل و چه قسمتي از آن انجام گرفته است. مثلا از فرمان امام به مالك اشتر، تا به حال بنده بيش از پانزده شرح و ترجمه ديده ام. همچنين از سخنان اميرمومنان، خارج از نهج البلاغه و قبل از آن هم كارهاي فراواني شده كه متاسفانه اغلب آنها از بين رفته اند. قديمي ترين اثري كه داريم از جاحز است، به نام مئه الكلمه، يعني صد كلمه كه همين صد كلمه را رشيد وطواط، شاعر معروف فارسي زبان، در قرن ششم، به شعر به يك جمله عربي، يك جمله فارسي و يك دو بيتي فارسي، به نام طالب كل مطلوب شرح كرده است. نكته ديگر تاثير نهج البلاغه بر ادب فارسي است. صرف نظر از ترجمه ها، طبق بررسي هايي كه بنده به عمل آورده ام، در قرن هفتم نگارش شرح هاي نهج البلاغه مانند شرح ابن ابي الحديد و شرح ابن ميثم بر ايران تاثير فراواني گذاشت در آغاز قرن عطار، در ميانه قرن مولوي و در پايان قرن، سعدي. هر سه بزرگوار، به قدري تحت تاثير نهج البلاغه هستند كه متن عربي بعضي كلمات آنها را مي شود عينا پيدا كرد. من يك بار ادعا نمودم كه مقدمه گلستان ترجمه سعدي، نهج البلاغه است، توجه كنيد: الحمدالله الذي لا يبلغ مدحته الغائلون، و لايحصي نعمائه العادون و لايعدي حق منت المجتهدون خداي را عز و جل، كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي كه فرو مي رود، ممد حيات است و چون برمي آيد، مفرح ذات. پس در هر دو نفس، دو نعمت موجود و بر هر نعمتي، شكري واجب. از دست و زبان كه برآيد كز عهده شكرش بدر آيد. زبان سعدي كه از معجزات فارسي است، در گلستان، بدينگونه تحت تاثير نهج البلاغه است. سعدي در كتاب بوستان نيز كه همه مواعظ است، از كلمات قصار اميرمومنان استفاده كرده است. مولوي كه خود مي گويد: اي علي كه جمله عقل و ديده اي شمه اي واگو از آنچه ديده اي يا تو برگو آنچه عقلت يافته ست يا بگويم آنچه بر من تافته ست مولوي اعتقاد دارد كه هرچه در دفتر مثنوي گفته است، قطره اي از درياي معرفتي است كه از عقل و بينش امام علي (ع ) بر وي تابيده است. عطار نيز به ويژه در منطق الطير بر اين امر تاكيد دارد، به هر حال نهج البلاغه از روزگار كهن بر زبان فارسي و بر فرهنگ مردم ايران و فرهنگ تاثيري تشيع، زياد گذاشته و اميدواريم كه به شكرانه نعمت انقلاب اسلامي كه به دست ما افتاده و ميداني براي بيان معارف اهل بيت فراهم كرده، ما هرچه بيشتر بتوانيم از اين درياي معرفت كه بعد از قرآن و سنت رسول اكرم، اصيل ترين منبع معارف اسلامي است، استفاده شايان كنيم. در ترجمه نهج البلاغه از چه متني استفاده؟ كرده ايد استاد فقيهي: .بنده در ترجمه نهج البلاغه از مدارك گوناگون بهره برده ام، ولي مدرك اصلي من، همان نسخه خطي مي باشد كه قبلا اشاره كرديد و در كتابخانه حضرت آيت الله مرعشي نجفي در قم، موجود است. ايشان به مناسبت هزاره شريف نسخه هايي رضي، را از آن عكس برداري كردند، به همان سبك قديم و كاغذ قديم با جلد غيرمرغوب، و براي كتابخانه ها فرستادند. ايشان به بنده لطف زيادي داشتند و هرچند وقت يكبار، اطلاع مي دادند كه براي ملاقاتشان، بروم. در آن ملاقاتها، حرفهاي زيادي زده مي شد و كتابهايي نيز به من مي دادند. پس از چند سال تفكر درباره اهميت و عظمت كار ترجمه نهج البلاغه، وقتي شروع به ترجمه آن كردم، از خود پرسيدم كه آيا از عهده اين كار برخواهم آمديا؟ نه سپس خدمت ايشان عرض كردم كه من، اين كا را آغاز نموده ام، ولي به متني كه اصل قرار گيرد، نياز دارم و بقيه متون، نسبت به آن، جنبه فرعي داشته باشند. ايشان در پاسخ گفتند: نسخه قديمي كه داراي داريم، دو تاريخ است كه كاتب آن هم يكي از علماي آن عصر به نام ابن المودباست. پس اين كتاب را مبناي ترجمه ام قرار دادم. ماخذ دوم من، نسخه اي است كه در اختيارقطبالدين راوندي بوده است. ايشان مي گويدكه اين نسخه، با دو واسطه، به شريف رضي مي رسد. سومين ماخذ، نسخه اي است كه در اختيار ابن ابي الحديد بوده است. وي نيز اعتقاد دارد كه اين، كامل ترين و صحيح ترين نسخه اي است كه از نهج البلاغه موجود است. گفته آقاي دكتر جعفري درباره شرح شيخ محمد عبده، درست است. بنده از سه شرح استفاده كردم اول، شرح قطبالدين راوندي كه به اين مناسبت، بنده در مقدمه ترجمه، گريزي به ابن ابي الحديد كرده ام، براي توهين هايي كه به قطب كرده است. حتما ملاحظه كرده ايد كه وي، در جاهاي مختلف، به هر بهانه اي به قطب، توهين هاي زننده اي روا مي دارد. در اينجا من از قطب دفاع كرده ام و اعلام داشته ام كه ترجمه اش، ترجمه اي كامل و فاقد حشو و زوايد است. درست است كه شرح بيست ابي الحديد، مجلد است، ولي دو سوم آن، يك موضوع تاريخي و كلامي است. آنجا كه به شرح مطالب نهج البلاغه مي رسد، به اختصار برگزار مي كند، ولي وقتي به نام يك شخص مي رسد، صد صفحه در مورد آن، توضيح مي دهد. درباره يك جنگ، سيصد صفحه مطلب مي نويسد. اين را تحقيقا عرض مي كنم كه اگر ما آنچه را كه ابن ابي الحديد درباره شرح نهج البلاغه نوشته، خلاصه كنيم، بيش از يك سوم شرح آن نيست. حجت الاسلام معاديخواه: . من در بررسي متن متون، فيض الاسلام را بسيارمتن دقيق و درستي ديدم و به دو دليل اين متن را متن اصلي خود قرار دادم. يكي به دليل نقشي كه مرحوم فيض الاسلام درآوردن نهج البلاغه در بين فارسي زبانان داشت، كه نقش بسيارموثر و غيرقابل انكاري و بود، دوم به دليل دقتي است كه مرحوم فيض الاسلام در انتخاب متنش به عمل آورده است. درباره مسايل مورد اختلاف، موارد نادري به چشم مي خورد كه با نسخه خطي اصلي، تطبيق نمي كند. من بيش از سه يا چهار مورد پيدا بيشتر، نكردم كه در موارد اختلاف، نتوان به متن فيض الاسلام تمسك كرد. احساس من تقريبا اين بود كه مرحوم فيض الاسلام هم همين نسخه خطي كتابخانه مرحوم آيت الله مرعشي را در اختيار داشته است. چون اغلب در موارد اختلاف نسخ، با آن نسخه تطبيق مي كرد. آيا در نهج البلاغه تقسيم بندي براساس موضوع و يا سبك نيز به چشم؟ مي خورد دكتر محمد مهدي جعفري: نهج البلاغه در يك تقسيم بندي موضوعي از سه بخش - 1 خطبه ها و كلام اميرالمومنين كه جاري و مجراي خطبه است - 20 بخشنامه هاي نامه ها اداري و وصيتنامه هاي اميرالمومنين - 3 كلمات قصار تشكيل شده است از نظر سبك نيز طبيعت خطبه، نامه، كلمات قصار هر يك باديگري متفاوت مي باشد، اما نكته حائز اهميت اين است كه امام ( ع ) در هريك از اين موارد قبلا ننشسته فكر كند و بنويسد و خود را آماده نمايد تا يك سخن زيبا گفته بلكه باشد به طور خودجوش در مواجهه با حوادث اين مطالب بيان شده اند. استاد فقيهي: . قطعا اين سه ازنظر بخش، انشايي وسبك با يكديگر هم فرق مي كند. فرض كنيد در كلمات قصار يا حكمتها، اگر بخواهيم صحيح تر بگوييم، بيشتر ايجاز مطرح است. ولي در خطبه ها، طول كلام مطلوب است. حكمت، گاهي دو كلمه است و دنيايي معنا دارد. آقاي دكتر جعفري به موضوعي اشاره كردند كه اين خطبه ها في البديهه بيان شده است. چون غيراز چند خطبه، بقيه در همان چهار سال و نيم خلافت ظاهري حضرت ايراد شده است. برخي خطبه ها سي صفحه انشاءاين است خطبه ها، بدون تامل و با منتهاي فصاحت و بلاغت كه هيچكس، حتي ادباي بزرگ تابه حال، نتوانسته اند بر يكي از آنها خرده بگيرند در حد يك اعجاز است. حد اعجاز، خود معجزه است و ما، همين را دليل مي دانيم كه برخلاف عده اي از معاندين كه در راس آنها، ابن خلكان است، جز علي (ع ) كسي، نمي تواند با اين كيفيت، اين مطالب را گفته باشد. اما در مورد بروز تفاوت سبك در ترجمه بايد بگويم ما نمي توانيم تفاوت سبك را در ترجمه بياوريم. براي اينكه آن اعجازي كه علي ( ع ) به كاربرده، در قدرت هيچ بشري نيست. من به طور عادي، نظرم اين بوده كه ترجمه بايد آنقدر روان باشد كه خواننده، مطلب را در بدو نظر، بفهمد. بااين وجود من عين جمله را ترجمه كرده ام. ادامه دارد