Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751108-14074S1

Date of Document: 1997-01-28

بي عدالتي مرا به نوشتن وامي دارد گفتگو با رناته ولش، نويسنده اتريشي o اين امكان براي خواننده وجود دارد كه بتواند با چشمهاي ديگري جهان را ببيند و زندگي ديگران را هم درك كند و از اين طريق انسانها به هم نزديكتر شوند رناته ولش (Welsh Renate)نويسنده ي اتريشي متولد 1937 از كودكي به نوشتن پرداخت و پس از ازدواجش به عنوان مترجم شروع به كار اولين كرد اثرش درسال 1970 منتشر شد. كتابهاي او بارها موردتقدير قرار گرفته اند و تاكنون موفق به دريافت جايزه ادبيات جوانان در آلمان و جوايز ادبي كشور اتريش در زمينه ي ادبيات كودكان شده است. در سال 1992 به خاطر قدرشناسي از مجموعه ي آثارش جايزه ادبي ويژه اتريش را دريافت كرد. وي هم اكنون در وين زندگي مي كند. داستانهاي او كه با نثري بسياري ساده و روان نوشته شده، هم براي بچه هاست و هم درباره بچه ها. او در داستانهايش به خوبي مشكلات كودكان و نوجوانان را مطرح مي كند و خصوصيات كودكانه را با مهارت بسيار توصيف مي كند. او خود در اين باره مي گويد: من هرگز كودكي ام را فراموش نكرده ام. در سفري كه ولش اخيرا به ايران داشت كارگاههاي نويسندگي و همينطور جلسات روخواني از روي آثارش را در انجمن فرهنگي سفارت اتريش برگزار كرد. خانم مهرزاد فتوحي گفتگويي انجام داده است كه از نظرتان مي گذرد. چرا زيرا؟ مي نويسيد معتقدم كه نوشتن و بطور كلي يك متن چاپ شده در خواننده يك تفكر جديد را ايجادمي كند، كه الزما همان عقيده ي من نيست بلكه خود خواننده به فكر مي افتد و اين امكان براي خواننده وجود دارد كه بتواند با چشم هاي ديگري جهان را ببيند و زندگي ديگران را هم درك كند و از اين طريق انسانها به هم نزديك تر شوند. مي توانيد توضيح دهيد، چگونه يك طرح را؟ شروع مي كنيد اغلب آنچه كه مي بينم و مرا به نوشتن وا مي داردبي عدالتي است. بي عدالتي كه به وسيله انسانها برانسانها اعمال مي شود، و خود انسانها هم مي توانند اين تبعيض را از بين ببرند. انسانها بايد به يكديگر همانطور كه هستند احترام بگذارندونگويندتو بايد آن طور باشي كه من مي خواهم. به هر حال هميشه بي عدالتي است كه مرا به نوشتن سپس وامي دارد شروع به كار با يك گروه خاص مي كنم; مثلا من 10 سال درباره پدر و مادرهاي كودكان معلول تحقيق و پژوهش وقتي كرده ام مقدار زيادي اطلاعات داشتم شروع به نوشتن تا مي كنم قبل از نوشتن همه اصول را به صورت نظري مطالعه مي كنم. ولي وقتي نوشتن را شروع مي كنم بايد همه اين چيزهاي نظري را كنار بگذارم. درست مثل نقاشي مدرن. كه نقاش بايد اصول طراحي را يادبگيرد و وقتي با قواعدش آشنا شد آنها را كنار بگذارد. در ابتدا من يك طرح كلي از داستانم را بنا مي كنم ودرباره اش خوب فكر مي كنم: كه چگونه بايد بشود. ولي وقتي مي نويسم هميشه جور ديگري مي شود، زيرا تفكر ناخودآگاه والهامات هم در كار من تاثير بسيار مي گذارد. آيا موضوعات سياسي براي شما، به عنوان موضوعي براي نوشتن جالب ؟ هستند طبيعتا. من دو كتاب درباره تبعيض با غريبه ها در اتريش نوشته ام كه يك موضوع سياسي مهم است. كتابي در اعتراض به ظهور مجدد ناسيونال سوسياليسم نوشته ام. درباره بي عدالتي با بيماران و معلولين نوشته ام. همينطور درباره مدارس. من چون در مدارس كارگاههاي نويسندگي و جلسات كتابخواني برگزار مي كنم، درباره مسائل موجود در مدارس بسيار نوشته ام. من به يك مفهوم كلي از سياست معتقدم. براي من مهمترين چيز حقوق انسانهاست. فرم و سبك نوشته هاي شما بسيار ساده است. در اين باره چه عقيده اي ؟ داريد من هميشه تلاش كرده ام كه فرم نوشته هايم ساده باشد. فرم به نظر من بسيار مهم است. فكر مي كنم كه بايد به ساده ترين صورت نوشت تا خواننده بتواندبه راحتي خود را در آن بيابد. رودن، مجسمه ساز فرانسوي مي گويد: مجسمه ساختن خيلي ساده است، فقط كافي است قسمت هاي اضافي سنگ را بتراشيم. من هم همين كار را مي كنم، فقط قسمت هاي زيادي راجدا مي كنم. آيا با آثار نويسندگان و يا شعراي ايراني؟ آشنايي داريد با آثار حافظ و سعدي كه همه آنها را مي شناسند آشنايي دارم. الان درباره چه؟ مي نويسيد آخرين كتابتان؟ درباره چيست يك رمان در دست نوشتن دارم درباره دو خواهر، دوبيوه زن پير كه پس از سالها به خانه پدريشان بازگشته اند و درباره گذشته با يكديگر جر و بحث مي كنند. هر كدام مي گويد: اين طور نبوده كه تو مي گويي، جريان از اين قرار بوده و خاطراتشان و مرگ. الان روي اين رمان كار مي كنم.