Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751107-14053S1

Date of Document: 1997-01-27

پرتوي از خورشيد والي را نزديكان و خويشاونداني است كه خوي برتري جستن دارند و گردن فرازي كردن و در معاملت انصاف را كمتر به كار بستن. ريشه ستم اينان را با بريدن اسباب آن بركن و به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زميني را به بخشش وامگذار، و مبادا در تو طمع كنند با بستن پيماني كه مجاور آنان را در بهره اي كه از آب دارند زيان رساند، يا كاري كه بايد با هم به انجام رسانند و رنج آن را برعهده ديگران نهند، پس بر آنان تنها گوارا افتد و عيب آن در دنيا و آخرت بر تو ماند. حق را از آن هر كس كه باشد، متعهد باش، نزديك يادور، و در اين باره شكيبا باش و اين شكيبايي را به حساب ( خدا ) بگذار. هرچند اين رفتار با خويشاوندان و اطرافيانت باشد و عاقبت آن را با همه دشواري كه دارد، بپذير كه پايان آن پسنديده (و سرانجامش فرخنده ) است. اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا باآنان در ميان گذار، و با اين كار از بدگماني شان بدرآر، كه بدين رفتار خود را به (عدالت ) عادت داده باشي و با رعيت مدارا كرده و با عذري كه مي آوري بدانچه مي طلبي، خواهي رسيد و آنان را به راه حق درمي آوري. از صلحي كه دشمن تو را بدان خواند، و رضاي خدا در آن باشد، روي متاب كه آشتي، سربازان تو را آسايش رساند. و از اندوه هايت برهاند و شهرهايت ايمن ماند. ليكن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتي بپرهيز كه بسا دشمن به نزديكي گرايد تا غفلتي يابد (و كمين خودبگشايد ) پس دورانديش شو! و به راه خوش گماني مرو، و اگر با دشمنت پيماني نهادي و در ذمه خود او را امان دادي به عهد خويش وفا كن و آنچه را بر ذمه داري ادا نما. و خود را چون سپري برابر پيمانت قرارده، همانا مردم بر هيچ چيز از واجبهاي خدا، چون بزرگ شمردن وفاي به عهد، با همه هواهاي گونه گون كه دارند و راي هاي مخالف يكديگر كه در ميان آرند سخت همداستان نباشند. و مشركان نيز (جدا از مسلمانان ) وفاي به عهد را ميان خود لازم مي شمردند چه زيان عاقبت ناگوار پيمان شكني را بردند. پس در آنچه به عهده گرفته اي خيانت مكن و پيماني را كه بسته اي مشكن و دشمنت را كه (در پيمان توست ) مفريب كه جز نادان بدبخت بر خدا دليري نكند. نهج البلاغه