Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751107-14045S1

Date of Document: 1997-01-27

كار يا؟ خانه داري بررسي موانع و عوامل مشاركت زنان در بازار كار - بخش آخر زنان تابع تغيير مكان شغلي شواهران خود هستند اما خودشان كمتر امكان جابه جايي دارند و به اين دليل پيداكردن كار با حقوق ومزاياي بيشتر برايشان آسان نيست. - نوع ديگر تبعيض، تبعيض جنسي است كه از طرف كارفرما وكارمندان برمبناي طرز فكر ايشان و عدم تمايل آنها به همكار بودن با زنان مشاهده مي گردد. زنان در اثر روبرو بودن با تبعيض و موانع مختلف از اختيار كردن شغل، دلسرد گشته و تمايل كمتري به سرمايه گذاري تحصيلي و تجربي نشان مي دهند كه اين خود كاهش بازدهي اين گروه را در بازار كار به دنبال دارد و ضمنا ساير زناني را كه مي خواهند وارد بازار كار گردند تحت تاثير قرار داده و دلسرد مي سازد. - 6 فرزندان: تاثير فرزندان به سه شكل 1 - افزايش مقدار كار در خانه 2 - نياز خانواده به درآمد بيشتر 3 - همكاري فرزندبزرگتر در كارهاي خانه، ديده مي شود، اثر اول بيشتر از دومي است و بدين لحاظ با ازدياد فرزندان، كار زن در بيرون از خانه كم مي شود. سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا اصولا تعداد فرزندان است كه تاثيري بر عرضه ساعات كار زن در بيرون از خانه دارد ويا بالعكس. بطوركلي كمتر بودن تعداد فرزندان، زياد شدن فاصله بين تولد فرزندان، و طولاني شدن فاصله زماني بين ازدواج و تولد اولين فرزند، موجب افزايش عرضه كار زن در بيرون از خانه مي گردد. همچنين در اين شرايط خانمها شريك طولاني مدت در ايجاد درآمدخانواده محسوب گشته و ديگر نان آور فرعي محسوب نمي شوند و ضمنا خطرات ناشي از ترك كار - نظير از دست دادن امكان كسب تجربه و محروميت از افزايش كارمزد - به طور محسوسي باعث كمتر شدن تعداد دفعات ترك كار و كوتاه شدن مدت كناره گيري آنها از بازار كار گرديده است. - 7 پيشرفت تكنولوژي: توسعه وسايلي كه باعث صرفه جويي در زمان و نيروي كار مي گردد، از قبيل ماشين هاي لباسشويي، ظرفشويي، وسايل برقي خانگي و غيره، موجب كاهش زمان لازم براي انجام امور خانه و ازدياد عرضه كار توسط زنان مي گردد. يك مساله اين است كه آيا توسعه استفاده از اين وسايل عرضه كار را زياد مي كند و يا اشتغال بيشتر زنان موجب نياز بيشتر به اينگونه وسايل و در نتيجه گسترش توليد و مصرف آنها مي شود. اكثر كارهاي خانه، اكنون در بخش خدمات جامعه ارائه مي گردند (از قبيل رستورانها، مهدكودك، لباسشويي ) ولي، به هر حال تعداد زيادي از كارهاي خانه قابل مكانيزه كردن نبوده وبه اين دليل زنان هنوز با مسئوليت هاي بسياري در خانه و در محل كار روبرو هستند. ضمنا استفاده از اينگونه خدمات توسط مادران و اشتغال بيشتر آنها از يك طرف باعث ناراحتي وجدان ايشان و از طرف ديگر موجب افزايش تمايل آنها به گذراندن اوقات بيشتر با فرزندانشان مي شود. با توجه به مطالب فوق زنان ناچارند با دو نقش خود (كارمند و زن خانه ) به نحوي كنار آيند. در اين مورد تحقيقات نشان داده كه زمان صرف شده براي كار در خانه به اضافه كار بيرون از خانه توسط زنان بيشتر از ساعات كار همسرانشان است. - 8 كاهش طول هفته كاري و كار نيمه وقت: در نتيجه كمتر شدن ساعات كار در هفته و همچنين افزايش امكان كار نيمه وقت، تمايل به عرضه كار، خصوصا به وسيله زنان افزايش مي يابد. - 9 تغيير مكان جمعيت از روستا به شهر: تغيير مكان جمعيت ازروستا به شهر و به عبارت ديگر، شهرنشيني دسترسي به كار راآسانتر مي كند. - 10 درصد بيكاري و تورم: خانمها با خطر بيكاري بيشتري مواجه هستند. عوامل تشديد اين خطر عبارتند از عدم توانايي در تغيير محل براي پيداكردن كار تازه و يا كار بهتر، اجبار به ترك كار در موقع زايمان يابيماري فرزندان و موارد مشابه، تبعيض هاي آماري و يا جنسي. وقتي درصد بيكاري بالا مي رود بعضي از افراد، مدتها بدون نتيجه به دنبال كار مي گردند و به علت عدم موفقيت، دلسرد شده و از بازار كار كناره گيري مي كنند. اين دلسردي در زنان با شدت بيشتري مشاهده مي شود. گراني و تورم نيز از عوامل موثر و تعيين كننده شركت در بازار كار مي باشد. تورم نياز به درآمد بيشتر را ايجاد مي كند و موجب شركت زنان در بازار كار مي گردد. - 11 قوانين و مقررات دولتي: قوانين و مقرراتي كه از طرف دولت وضع مي شود درشركت زنان در بازار كار بي اثر نمي باشد. به عنوان مثال: - بر مبناي مقررات مالياتي در بعضي كشورها، مجموع درآمد زن وشوهر مشمول ماليات تساعدي قرار مي گيرد يعني ماليات مربوط به درآمد زن به صورت درآمد اضافه با ضرايب بالاتري محاسبه مي شود. - در بعضي كشورها خانمهاي شاغلي كه شوهرانشان هم كارمند هستند از مزاياي بازنشستگي كمتري بهره مند مي شوند. - زنان به دليل سابقه و وابستگي كاري كمتري كه دارند از مزاياي كمتر بيمه هاي كاري استفاده مي كنند. - مراكز كارآموزي كه افرادبيكار را براي ورود به بازار كار آماده مي سازند، اكثرا خانمها را براي تصدي مشاغلي كه تراكم زنان در آنها بيشتر است آموزش مي دهند كه اين خود شدت دسته بندي نوع كار بين زنان و مردان را بيشتر مي كند.