Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751107-14010S1

Date of Document: 1997-01-27

دانش آموختگان در جستجوي فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان دانشگاهها، مسئله انتقال و رهيافت ها خانواده ها براي تحصيلات دانشگاهي فرزندان خود هزينه هاي سنگين و قابل توجهي مي پردازند به اين اميد كه آنها پس از فراغت از تحصيل جذب كار شوند و حداقل بتوانند به خودشان متكي باشند بين سياستهاي اشتغال و نيازهاي جامعه ناهماهنگي برقراراست و نظام آموزش عالي نيز مطابق با نيازهاي اشتغال نيروي انساني تربيت نمي كند در نخستين بخش اين گزارش اشاره كرديم كه افزايش شمار دانش آموختگان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي با بازار كارتناسب ندارد، اين ناهماهنگي موجب شده كه عده زيادي ازدانش آموختگان با بيكاري روبرو از شوند سوي ديگر بعضي ازمسئولان و دست اندركاران آموزش عالي مي گويند، اين يك معضل موقتي است و با شكل گيري نهايي روند توسعه زمينه براي جذبفارغ التحصيلان بيكار فراهم خواهد شد. در حال حاضر خانواده ها براي تحصيلات دانشگاهي فرزندان خودهزينه هاي سنگين و قابل توجهي مي پردازند به اين اميد كه آنها پس از فراغت از تحصيل جذب كار شوند و حداقل بتوانند به خودشان متكي باشند. بنابراين، براي حل مسئله اشتغال دانش آموختگان دانشگاهها بايد به راه حل هاي اساسي و قابل اجرا دست يافت. ادامه گزارش را مي خوانيد: در ادامه گزارش مربوط به مشكلات اشتغال دانش آموختگان، يادآوري اين نكته را ضروري مي دانيم كه اين روزها خبرها و گزارش هاي گوناگوني پيرامون مسئله اشتغال فارغ التحصيلان به چاپ رسيده است كه حاكي از اهميت مسئله دارد. در اين باره كارشناسان، مسئولين و صاحبنظران نظراتي را مطرح ساختند كه به طور اختصار به آن مي پردازيم. آموزش عالي مي گويد: هاشمي گلپايگاني وزير فرهنگ و آموزش عالي در مراسم تقدير از دانش آموختگان 75 در دانشگاه خواجه نصير طوسي طي سخناني اعلام كرد: وضعيت اشتغال دانشگاههاي دولتي با عدالت اجتماعي هماهنگي ندارد و عدالت اجتماعي ايجاب مي كند تا از نيروي متفكر انساني بهره برداري شود و اين در حالي است كه فارغ التحصيلان دانشگاههاي دولتي با مشكل اشتغال روبرو هستند. دكتر جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مي گويد: از سوي ديگرهدف آموزش عالي در حقيقت اشتغال نيست بلكه هدف اوليه آموزش عالي كشور ارتقاء سطح فرهنگ و علم و دانش مي باشدو اشتغال در هدف ثانويه مطرح است و در زمينه اشتغال وبيكاري بايستي با آمار و ارقام صحبت كرد. آن هم در سطح كل كشور كه در اين صورت به افراد متخصص زيادي نياز داريم. در كشور ما در مورد تربيت نيروي انساني همواره دو ديدگاه مطرح بوده است. ديدگاهي كه اعتقاد دارد بايد با بيشترين كميت ممكن به توسعه آموزش عالي بپردازيم و اين ديدگاه به تناسب تعداد فارغ التحصيلان با نياز بازار كار بهاي كمتري و مي دهد ديدگاه ديگري مي گويد بايد براساس برنامه ريزي ها و بررسي ميزان نياز بازار كار به تربيت نيروي انساني بپردازيم. دكتر فرهاد دانشجو رئيس موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي مي گويد: رشد آموزش و علم براي افراد مي تواند به خودي خود يكي از عوامل رشد فرهنگي جامعه تلقي شود. درجامعه ما هم به دنبال علم رفتن يك ضرورت است. در كشوري كه عنوانش جمهوري اسلامي است بايد باهمه توان ممكن شرايطرا براي تحصيل افراد متقاضي مهيا كند. تحصيل الزاما به معني پيدا كردن كار نيست. كساني كه در اين حوزه فعاليت مي كنند تصورشان اين نيست كه بايد آموزش عالي به جامعه كار بدهد، بلكه بايد رشد فرهنگي بدهد. اما آنچه مهم است وبايد روي آن كار شود اين است كه رشته هاي دانشگاهي ما بانيازهاي بازار تطبيق داشته باشد. آن طور نباشد كه وقتي مهندسي از دانشگاه بيرون مي آيد هيچ حرفي در بازار كاربراي گفتن نداشته باشد. وي در ادامه مي گويد: در طرح بررسي چگونگي تطبيق برنامه تربيت نيروي متخصص با نيازهاي بازار كار ابتدا وضعيت بازار كار را بررسي خواهيم با كرد در كنار هم گذاشتن اين دو مي توان به ديدگاه درستي رسيد! به گفته امان پور معاون وزير جهادسازندگي در امر آموزش ما مي توانيم برنامه ريزي انساني خود را در جامعه مرور كنيم. بحث آموزشهاي ابتدايي را تا متوسطه، بحث آموزشهاي فني - حرفه اي، بحث آموزشهاي عالي، بحث هاي كارآموزي و آموزشهاي شغلي را مرور كنيم و ببينيم واقعا مشكل اصلي در كدام مرحله؟ است دكتر مهدي الواني مشاور دبيركل در سازمان امور اداري استخدامي و استاد دانشگاه مي گويد: در سازمانهاي جامعه ما دو وظيفه آموزشي را مي توانيم قايل شويم. يكي آموزشهاي عمومي كه دانشگاهها و دانشكده هاي رسمي مسئول آن هستند و نبايد انتظار داشته باشيم كه اين آموزشها، فرد رابراي كار آماده كند. كسي كه به دانشگاه مي آيد براي آموختن يك حرفه نمي آيد، گاهي براي گرفتن يك مدرك مي آيد كه مي تواند مجوز ورود او به يك طبقه خاص از جامعه باشد و ياانتخاب رشته بر اساس علاقه نبوده بلكه مي خواهد درجه ومرتبه دانشگاهي اخذ كند. بنابر اين نظام دانشگاهي مابه اين سمت سوق داده شده است كه مي بينيم. يكي مي گويد: من انتخاب 20 داشتم به مدد رايانه اي شدن انتخاب اول نشد دوم و سوم... و بعد هم خود دانشگاه آخرش يك انتخابي مي كند. بنابر اين مي بينيم انتخابها حتما به معناي اين كه من علاقه مندم و مستعدم و مي خواهم در اين زمينه كار كنم نيست. ما با يك چنين مجموعه اي روبه روهستيم. بنابر اين انتظارمان اين نباشد كه دانشگاههاواقعا بتوانند نيروي كارآمد تربيت كنند. نصرتي مدير روابط عمومي وزارت كار و امور اجتماعي در مورد اشتغال فارغ التحصيلان مي گويد: وزارت كار فقط نقش تنظيم كننده كار را بر عهده دارد و در زمينه ايجاد شغل هيچ مسئوليتي را بر عهده ندارد. با مراجعه افراد بيكارفارغ التحصيل و دادن مشخصات متناسب با مدرك گرفته شده وپست هاي ايجاد شده هماهنگي لازم برقرار مي شود. ميرجلالي مدير كل دفتر بهسازي و بهره وري نيروي انساني مي گويد: مسئله اشتغال فارغ التحصيلان چيزي نيست كه امروز طرح شده باشد بلكه اين روند با افزايش فارغ التحصيلان جوينده كار از دوره قبل ادامه داشته است. مسئله استخدام تنها گوشه اي از مشكل اشتغال است. در اين زمينه پستهاي دولتي محدود مي باشد و نمي توان از تمام فارغ التحصيلان دردستگاههاي دولتي استفاده نمود بلكه بايد در كنار دستگاههاي دولتي، بخشهاي خصوصي و طرحهاي خود اشتغالي نيز به كمك بيايند تا بتوان بيكاري را از بين برد. با نگاهي به برنامه اول مي توان دريافت كه بين سياستهاي اشتغال و نيازهاي جامعه ناهماهنگي برقرار است و نظام آموزش عالي نيز مطابق با نيازهاي اشتغال نيروي انساني تربيت نمي كند. دربرخي از قسمتها در حال حاضر نياز به نيروي متخصص خصوصارشته هاي مهندسي داريم در حالي كه از فارغ التحصيلان اين رشته ها خبري نيست. عبادياني مي گويد: در هر حال نظام آموزشي ما مشكلاتي داردمثل انطباق نداشتن محتواي دروس يا كاربردي نبودن آموزش، منطقه اي نبودن آموزش عالي. در تكميل صحبتهايش مي گويد: آموزشهايي كه در سازمان اموراداري با دستگاه اجرايي برنامه ريزي مي كنند وجه افتراقش با آموزش هاي دانشگاهي، عمومي و اختصاصي بودنشان است. ميرجلالي مي گويد: بين ما، وزارت كار و امور اجتماعي و وزارت آموزش عالي ارتباطي نبوده كه به بحث در مورد نيازهاي جامعه پرداخته شود. برنامه ها بايد منطبق و همسو باشد. اگر توسعه مملكت در جهت توسعه كشاورزي است بايددانشگاهها مهندسين رشته كشاورزي و رشته هاي زيربط را آموزش دهند و اگر در جهت صنعت همينطور، آموزش نيروي انساني بايد با هماهنگي دستگاههاي ذيربط و نيازهاي جامعه باشد نه بر اساس توانايي وزارت فرهنگ و آموزش عالي. به گفته كارشناسان بيكاري دربين قشر جوان تحصيلكرده علاوه بر عوامل درون سازماني و نبودبرنامه ريزي و نهادينه نبودن قوانين در كشور و عملكردنادرست و كوتاه مدت هرنهاد، نبودن تفكر آينده نگري در جامعه ما، تبليغ نادرست در ايجاد گرايشها براي رسيدن به اهداف، الگوبرداري بدون مطالعه از كشورهاي توسعه يافته و نداشتن شناخت كافي از نياز جامعه، باعث شده كه سالانه بخش قابل توجهي از توان نيروي جوان كشور هدر برود. علاوه بر اين هزينه هاي گزافي نيز در اين راستا صرف شود كه همين هزينه ها مي توانست در جهت ايجاد اشتغال، از بين بردن تنگناهاي اقتصادي كار صورت پذيرد. كه اين اقدامات صحيح، اصولي، علمي و مدون مي تواند در تسريع گامها براي رسيدن به توسعه نقش مهمي داشته باشد.