Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751106-13976S1

Date of Document: 1997-01-26

پرتوي از خورشيد يتيمان را عهده دار باش و كهنسالاني را كه چاره اي ندارند و دست سئوال پيش نمي آرند كفايت كن، و اين كار بر واليان گرانبار است و گزاردن حق، همه جا دشوار، همانا خداوند آن را بر مردمي كه عافيت جويند و خود را به شكيبايي وامي دارند سبك مي گرداند و آنها به وعده راست خدا درباره خويش اطمينان دارند. بخشي از وقت خود را اختصاص به كساني ده كه به تونياز دارند. خود را براي كار آنان فارغ دار و در مجلسي عمومي بنشين و در آن مجلس، در برابر خداوندي كه تو را آفريده فروتن باش و سپاهيان و يارانت را كه نگهبانان و پاسبانان تواند، از آنان بازدار، تا سخنگوي آن مردم بدون درماندگي در گفتار با تو گفت وگو كند. كه من از رسول خدا ( ص ) بارها شنيدم كه مي فرمود: هرگز امتي را تقديس ننمايند و پاك نخوانند مگر آن كه در آن امت (بي آن كه بترسند ) و در گفتار فرومانند، حق ناتوان را از توانا بستانند و درشتي كردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود هموار كن و تنگ خويي بر آنان و خودبزرگ بيني را از خود بران، تا خدا بدين كار ابواب رحمت خود را بر روي تو بگشايد و تو را پاداش فرمانبري عطا فرمايد. آنچه مي بخشي چنان بخش كه تو را گوارا افتد و آنچه را بازمي داري بامهرباني و پوزشخواهي همراه كن. علاوه بر اين برعهده تو كارهائي ست كه خود بايد آن راانجام دهي، از آن جمله پاسخ گفتن عاملان توست آنجا كه كاتبانت درمي مانند; و رساندن آن را از طريق نامه نتوانند. نكته ديگر آن كه نياز مردم را در همان روز كه به تو عرضه مي دارند، و يارانت در انجام تقاضاي آنان گراني مي كنند و عذري مي آرند برآور، و كار هر روز را در همان روز انجام ده، كه هر روز را كاري است مخصوص بدان. براي آنچه ميان تو و خداست نيكوترين اوقات و بهترين ساعات را بگذار، هر چند همه كارها در همه وقت اگر نيت درست باشد و رعيت را از آن آسايش باشد، براي خداست. از جمله واجباتي كه خاص خداست - و در پي اداي آني - و بايد انجام دهي، اين كه دينت را براي آن خالص مي گرداني. پس در بخشي از شب و روز تن خود را خاص - پرستش - خدا گردان و آنچه باعث تقرب تو به خداست به درستي بي هيچ كاهش و نقصان، به انجام رسان، هرچند تو را دشوار آيد و تنت بفرسايد. چون با مردمان نمازگزاري چنان گزار كه نه آنان را فراري دهي و نه نماز را ضايع گرداني، چه بسا ميان مردم كسي باشد كه بيمار است ياحاجتي دارد و گرفتارست. من از رسول خدا (ص ) آنگاه كه مرا به يمن فرستاد پرسيدم با مردم چگونه نماز؟ گزارم فرمود: در حد توانايي ناتوانان آنان بگزار و بر مومنان رحمت آر. اما بعد! فراوان خود را از مردم پنهان مكن كه پنهان شدن واليان از رعيت نمونه اي است از تنگخوئي و كم اطلاعي در كارها; و نهان شدن از ملت، واليان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز دارد. در اينصورت كار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آيد، و كار خرد بزرگ نمايد، زيبا زشت شود و زشت زيبا، و باطل به لباس حق درآيد. و همانا والي انساني است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نخواهد دانست، و حق راعلامتي نباشد تا بواسطه آن راست از دروغ شناخته شود. و تو به هر حال يكي از دو كس خواهي بود: يا مردي كه نفس او در اجراي حق سخاوتمند است، پس چرا خود را بپوشاني و حق واجبي را كه بر عهده توست؟ نرساني يا كار نيكي را نكني كه انجام آن را؟ بتواني نهج البلاغه