Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751106-13934S1

Date of Document: 1997-01-26

بازار كوچك كار و اين كاروان بزرگ رشته هاي دانشگاهي، فارغ التحصيلان و تنگناهاي بازار كار رشته هاي دانشگاهي، سياست ها و برنامه ها براي ايجاد مشاغل بايد با توجه به نيازهاي اساسي و كشور هماهنگ شود. اين قافله جوان... شمار دانش آموختگان كشور ما در دو دهه اخير بسيار افزايش يافته است. توسعه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، جوان بودن هرم سني كشور زمينه ساز افزايش شمار فارغ التحصيلان دانشگاهي است، اما از سوي ديگر بازار كار براي جذب اين نيروي عظيم مي لنگد. شايد برنامه ريزاني كه مثلا براي جبران كمبود پزشك، پذيرش دانشجو در اين رشته را چندين برابر بالا بردند، نگاه عميق تري به بازار كار نداشتند حضور يك پزشك جوان فارغ التحصيل در خيل رانندگان خودروهاي مسافربر شخصي، گوياي اين واقعيت است. با اين همه، پذيرش و جذب دانش آموختگان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي در بازار بيشتر به دليل ناهماهنگي، معطل مانده است. نبود آمارهاي دقيق و در پي آن نبود زمينه مناسب براي برنامه ريزي هاي لازم به منظور جذب مطلوب دانش آموختگان، چنين دشواري هايي را پديد آورده است. بيكار ماندن عده زيادي از فارغ التحصيلان رشته مامايي، گواهي بر كمبودهاي اساسي در زمينه آمار دربرنامه ريزي است. به هرحال براساس تجربه هايي كه تاكنون حاصل شده بايد با بكارگرفتن تدبيرهاي لازم، رشته هاي تحصيلي در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي را با نيازهاي شغلي و بازار كار منطبق ساخت و در حدامكان اين رشته ها را به سوي نيازهاي اساسي و كلان كشور سوق داد. در گزارش اين شماره نظرات و پيشنهادهاي فارغ التحصيلان دانشگاهها، كارشناسان و مسئولان را مي خوانيد. طبق برآوردهاي مركز آمار ايران در سال 70 در ايران نفر 55837163 جمعيت وجود دارد كه از اين تعدادنفر 14737000 به عنوان جمعيت فعال محسوب مي شوندكه 13097000 نفر شاغل و 1640000 نفر بيكار وجوياي كار مي باشند. با نگاهي به سالهاي جواني كه بين 3525 سالگي در هرفرد است; اين سالها به عنوان يك سرمايه و ثروت در كشور محسوب مي شود از شمار جوانان كشور در اين ميانگين سني حدود 5075000 نفر در شهرها و نفر 2939000در روستاها ساكن مي باشند. از اين جمعيت فعال تنها نفر 3708000 در شهر و 2647000 نفر در روستاها شاغل هستند و مابقي يعني 463 هزار نفر در شهر و 293 هزار نفر در روستاها با بيكاري روبرو مي باشند. در سال مورد اشاره يعني 1370 فارغ التحصيلان وزارت فرهنگ و آموزش عالي در حدود 42857 نفر و دانشگاه آزاد 215414 هزار نفر مي باشد كه داراي مدركهايي در مقطع هايي از فوق ديپلم، كارشناسي، كارشناسي ارشد، دكتراي حرفه اي و دكتراي تخصصي مي باشند. در توزيع شغلي 10 ساله برحسب گروههاي عمده شغلي و فعاليت اقتصادي در 70 12 سال درصد كاركنان شاغل در زمينه علمي فني و تخصصي 5 درصد در پست مديران و كارمندان عالي رتبه اداري /5 3و درصد كاركنان در پست هاي امور دفتري و اداري قرار دارند، و مابقي در بخشهاي مختلف جذب شده اند. همچنين در سال 72 براساس قانون استخدام كشوري از 1968212 نفر كه 1601693 نفر رسمي و 366518 نفر غيررسمي در وزارتخانه ادارات و موسسات گوناگون مشغول كار بوده اند و در همين سال شمار دانش آموختگان آموزش عالي از فوق ديپلم تا دكتراي تخصصي در حدود نفر 378734 و دانشگاه آزاد در حدود 643884 نفر مي باشند و هرساله با آهنگي نسبتا موزون به اين تعداد اضافه مي شود به تعدادي كه هدفشان از رفتن به دانشگاه (اگربه كل فارغ التحصيلان گسترش ندهيم ) يافتن شغل مناسباست. لازم به توضيح است كه آمار دقيقي از فارغ التحصيلان شاغل و بيكار در دست نيست اما يكي از پژوهشگران در سازمان برنامه و بودجه شمار فارغ التحصيلان 73را 1900000 سال نفر تخمين زده است كه 45000 نفر از اين فارغ التحصيلان بيكار هستند و در نرخ رشد بيكاري درصد فارغ التحصيلان بيكار جوياي /4 1كار درصد است. به گفته برخي از كارشناسان كشورهاي در حال توسعه كه براي دستيابي به استانداردهاي لازم به نيروهاي متخصص و كارآمد نياز دارند و اگر نرخ رشد بيكاري فارغ التحصيلان در اين كشورها حتي يك درصد هم باشد باز هم رقم قابل توجهي است. زيرا با تلاش نيروهاي متخصص مي توان طرحها و برنامه هاي گوناگون را به اجرا درآورد و موجبات ايجاد، تكميل و راه اندازي وبهره برداري از طرح هاي بزرگ صنعتي را فراهم كردبخصوص براي اجراي طرحهاي صنعتي، كشاورزي، آموزشي. وجود اين نيروها حياتي است، به هر حال بايد از اين نيروهاي جوان، كارآزموده و دانشگاه رفته با يك سري آموزشهاي كوتاه مدت و بلندمدت بهره برداري كرد، نه آن كه جوانان آموزش يافته را در پشت درهاي انتظار به كار نگهداشت و يا باعث شد به كارهاي غيربازده پرسود گرايش يابند. البته اين بحث را نيز بايد از ديدگاههاي مختلف نگريست. پاي دل فارغ التحصيلان اميررضا شادمان فارغ التحصيل يكي از دانشگاهها مي گويد: در اين كشور در همه بخشها، نهادها افت كاري خود را ناشي از كمبود متخصص مي دانند حال آن كه بيشتر فارغ التحصيلان بيكار هستند. اگر متخصص كارآمد كم است. باز مشكل متوجه برنامه ريزيهاي شماست. چرا كه دانشجو پس از طي يك دوره مشقت بار وارد دانشگاه مي شود و هرچه دانشگاه ارائه داد مي گذراند و نمرات خوبي نيز به دست مي آورد كه در جشنها، مراسم گوناگون تقديرنامه هايي نيز به دانشجويان تعلق مي گيرد اما پس از اتمام تحصيل از هيچ چيز خبري نيست. به نظر من بيشتر صحبتها بهانه است. زيرا از همين فارغ التحصيلان در بخشهاي مختلف مي توان استفاده كرد. فارغ التحصيل رشته ارتباطات مي گويد: در بدو ورودبه دانشگاه از رئيس دانشگاه تا اساتيد همه از ما استقبال كردند و تعريف و تمجيدها شنيديم كه رشته ارتباطات رشته خوبي است. اما بعد از اتمام تحصيل بين زمين و آسمان مانده ايم. نه جايي ما را قبول مي كنند و نه هيچ اهميتي به مدرك ما مي دهند. يك روزنامه يا مجله ادعاي نيروي اضافي دارد، ديگري مدعي است كه اگر جا باشد حق التحريري ها در اولويتند. صدا و سيما مي گويد ما نيازي به رشته شما نداريم. هاشمي نژاد مهندس عمران و سازه مي گويد: با آوردن بهترين رتبه و فعاليت زياد به دانشگاه راه يافتم اما پس از فراغت از تحصيل باهزار اميد به همه جا سركشيدم، اما دريغ از كار بالاخره تصميم گرفتم كه پيشه اي در بازار آزاد داشته باشم براي همين امروز در حرفه طلاسازي كار مي كنم و هر روز هزار بار افسوس مي خورم كه آن سالهاي پراز تلاش ثمري نداشت و كاش آن راه را نرفته بودم. شاهرخ رضايي منش كه /1 5حدود سال است كه به دنبال كار به تمامي سازمانها، شركتهاي ادارات، دولتي و خصوصي سرزده مي گويد: پس از گرفتن ليسانس به هر جا براي كار مراجعه كردم گفتند مجوز كار براي استخدام ليسانسيه ها نداريم. و اگر فوق ليسانس بوديد شايد كاري مي شد انجام داد، به همين علت عزم جزم كردم تا در كارشناسي ارشد قبول شوم و خوشبختانه موفق به گرفتن فوق ليسانس در رشته فيزيك شدم، امابا اين حال مشكل بيكاري من حل نشد چرا كه اين دفعه سابقه كاري مطرح شده است! ادامه دارد