Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751104-13903S1

Date of Document: 1997-01-24

ساماندهي درمادر شهر پاريس مركز فرانسه داراي بيشترين تعداد جوانان در حال تحصيل بويژه در مقاطع دانشگاهي است. ساماندهي شهري در فرانسه بسيار ديرتر از ساير كشورهاي شمال اروپا رواج يافت. مادر شهر پاريس هنوزنتوانسته است خود را به ابرشهر اروپايي تبديل كند. مسوولان ساماندهي شهرهاي فرانسه بسته به نوع عملكردشهرها داراي 2 ديدگاه كاملامتفاوت هستند. شهرهاي فرانسه از يك سو محل زندگي، محيط پيرامون و محل ارتباط ميان نزديك %به 80 از جمعيت كشور فرانسه هستند. ساماندهي اين مناطق كه درآن ها زندگي به مسير روزمره خود ادامه مي دهد، مسائلي رادر زمينه هاي شهرسازي، ادغام طبقات مختلف اجتماع، انطباق محيط پيرامون شهر، همگام با تحولات فني و اقتصادي، تقسيم قدرت ميان جامع محلي و... به دنبال دارد. از سوي ديگر شهرهاي يك سرزمين (يا يك منطقه ) به نحو، تنگاتنگي با يكديگر درارتباط بوده، ساختار مشخصي را تشكيل مي دهند كه در آن، هر شهر با شهر ديگر داراي وابستگي متقابل بسيار شديد است. در يك چنين ساختاري، آثاري از روش هاي اجتماعي و اقتصادي زمان هاي گذشته بخوبي مشاهده مي شود. بر همين اساس تغيير اين ساختارها بسيار مشكل بوده، هرگونه تحولي در آنها به كندي صورت مي گيرد. با تمام اين احوال از زمان جنگ جهاني دوم به اين سو بيشتر سياست هاي ساماندهي مناطق كه در فرانسه اعمال شده است، تنها به موضوع دوم پرداخته اند. به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه نظريات ابراز شده در باره اهميت شهرها در نحوه ساماندهي مناطق، تحت تاثير يا بهتر بگوييم ناشي از ويژگي هاي خاص شهرسازي در كشور فرانسه است. ويژگي سرزمين فرانسه اهميت دادن به پايتخت است كه اين امر خود به چند قرن تمركزگرايي مراكز سياسي و نهادهاي اجتماعي باز مي گردد. جمعيت شهرپاريس و مناطق وابسته به /10 6آن ميليون نفر در سال 1996 برآورد شده است يعني درصد بالايي ازجمعيت كشور (% ) 19 و همچنين درصد مهم تري از شاغلان كشور (% ) 23 در اين شهر سكونت دارند. مهم ترين دلايل اين تمركز به شرح زير است: o افزايش ميزان زاد و ولد o جهش اقتصادي o رشد سريع شهرسازي o مهاجرت روزافزون روستاييان به شهرها، بويژه پس از جنگ دوم جهاني o مهاجرت انبوه اتباع كشورهايي كه تا قبل از دستيابي به استقلال تحت تسلط يا قيموميت فرانسه بودند. از دهه 1970 به اين پاريس طرف از نظر رشد جمعيت به ثباتي نسبي دست يافت، امااز نظر تعداد مشاغل اين رقم همچنان در حال افزايش است. دليل اين امر را مي توان در مهاجرت اقشار جوان به سوي پايتخت و مهاجرت سالمندان و بازنشستگان از پايتخت به شهرستانها يافت از سوي ديگر، تجمع مراكز تصميم گيري در پاريس، از ديگر عوامل جذب نيرو به اين شهر است. مركز بيش /3 4از درصد از 500 شركت بزرگ فرانسوي در پاريس است. تفوق شهر پاريس تنها جنبه كميتي ندارد بلكه داراي تمامي ويژگي هاي مشخص كننده يك مادر شهر نيز يعني هست، پاريس داراي بيشترين عده جوانان در حال بويژه تحصيل، در مقاطع كمترين دانشگاهي، عده سالمندان وجمعيتي متخصص تر از ديگرنقاط است همچنين در مقايسه با پرجاذبه ترين نقطه درآمد كشور سرانه شهروندان پاريسي /1 3بالاتر است. اين عوامل باعث شده اند تا عدم تعادل ميان پاريس و ديگر مناطق شدت يافته و موجبات نارضايتي ساكنان مناطق خارج از پاريس را فراهم كند. در حالي كه در تمامي كشورهاي اروپايي صحبت ازخودگرداني محلي است، در فرانسه صحبت ازتمركز زدايي است. از ديگر عوامل تشديد كننده ظاهر نامتعادل ساختارهاي شهري در فرانسه، تراكم يافتن جمعيت شهري در مقايسه باديگر كشورهاي اروپايي است وشهرهاي بزرگ فرانسه درفواصل طولاني از يكديگر قرار گرفته اند. در قياس با سايركشورهاي اروپايي، بويژه كشورهاي شمال غرب اروپا، انقلاب صنعتي باعث پديد آمدن مجموعه هاي شهري چنداني در فرانسه نشده است (البته به جز در چند نقطه خاص و محدود ). تا مدت ها فرانسه كشوري بااكثريتي روستانشين بود وتفكر ساماندهي شهري بسيارديرتر از ساير كشورهاي شمال اروپا در فرانسه اشاعه يافت. به همين دليل، سياست هاي اعمال شده در خصوص ساماندهي شهري بيش از آنكه براساس تفكري مبتني بر ارائه خدمات رفاهي و لزوم برخورداري از موقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي يكسان براي تمامي مردم در تمامي نقاط استوار باشد، براساس مجموعه ساختارهاي مشخص شهري صورت مي گرفت، در اين نوع عملكرد، ارائه خدمات و تجهيزات برحسب نوع طبقه بندي مناطق بود به همين دليل در صورت بروز هرگونه تحول و تغيير در ساختارهاي شهري شاهد تاخير زماني هستيم. روند انطباق شهرها باتغييرات و تحولات به صورت زير صورت مي گيرد، ابتدا درشهرهاي بسيار بزرگ، سپس درشهرهاي متوسط و سرانجام درشهرهاي كوچك. اين وقايع باعث مي شدند تا جمعيت ومشاغل در پايتخت افزايش در يابند جهت اجراي اصل تمركز زدايي از سال 1955 ميلادي قوانيني به مرحله اجرا گذاشته شد به عنوان مثال براي توسعه يا احداث فعاليت هاي صنعتي در پايتخت يا حومه آن بايد قبل از هر كار اجاره نامه يا موافقتنامه مخصوص دريافت از كرد سوي ديگر براساس متراژ نيز بايدمبلغي پرداخت كرد. در سال براي 1956 هر متر مربع مبلغي بين 25 تا 165 فرانك در نظرگرفته شده بود. از اجاره نامه سال 1958 براي تاسيس دفاتركار اجباري شد و از سال 1960 به اين سو اين دفاتر نيز مي بايستي براساس زيربنا مبلغي پرداخت مي كردند. اين مبلغ به ازاي هر متر مربع 2 برابر رقم محاسبه شده براي اماكن صنعتي بود. از سوي ديگر، كمك هايي نيز براي تشويق و ترغيب صنايع و ادارات براي انتقال مراكز خود به ديگر مناطق كشور در نظر گرفته در شد سال 1972 اين كمكها براساس ميزان سرمايه گذاري ها محاسبه مي شد ولي از سال 1976 ميزان كمك ها براساس تعداد مشاغل ايجاد شده، محاسبه مي شوند. نتايج اين سياست بسيارخيره كننده است; صدها هزارفرصت شغلي به وجود آمد يا به ديگر مناطق انتقال يافت. بويژه الكترونيك و صنايع خودروسازي رشد چشمگيري را درتعدادي از شهرهاي واقع درنزديكي پاريس و نيز شهرهاي واقع در غرب و جنوب غربي به وجود آوردند. از سال 1972 به بعد نيزكمك هايي براي ايجاد ياانتقال مشاغل مرتبط بابخش هاي غيرتوليدي اقتصادي (همانند بخش هاي خدماتي )پيش بيني شد و به ازاي هرشغل ايجاد شده مبلغي از/35 000/50 000تا فرانك پرداخت شد. همگام با اين برنامه يا بهتر بگوييم در جهت تكميل اين برنامه، سياست تمركز زدايي ادارات اجرا شد كه عمدتا به نفع شهرهاي بزرگ استان ها تمام شده است (ايجاد حدود 1000000 فرصت شغلي ) البته اين نكته را نيز نبايد ناديده گرفت كه اكثر اين مشاغل به تخصص بالايي نياز ندارند. با آنكه به طور مداوم برتمركززدايي پايتخت تاكيدمي شود، اما عملا شاهد هستيم كه برخي از موانع بازدارنده توسعه شهر پاريس از ميان برداشته شده به است عنوان مثال ضوابط داشتن اجاره نامه تا حدودي تعديل شده از سال 1985 به طور كامل لغو شدند. دلايل چنين امري پيچيده است ولي شايد يكي از دلايل آن را بتوان در عدم افزايش جمعيت، آن طور كه در سال 1965 پيش بيني مي شد دانست. برآوردهاي انجام گرفته شده در سال 1965 جمعيتي بالغ بر 14 ميليون نفر را براي پاريس در سال 2000 پيش بيني كرد در حالي كه انتظار مي رود اين رقم در حدود 11 ميليون نفر باشد. عوامل ديگري نيز در جلوگيري از تمركززدايي پاريس نقش دارند كه از آن ميان مي توان به رقابت اين شهر با ديگر پايتخت هاي اروپايي و نيز ديگر شهرهاي بزرگ دنيا اشاره كرد. در حالي كه تا قبل از سال هاي آخر دهه هشتاد، هر شهر با ديگر شهرهاي كشور مقايسه مي شد، اينك هر شهر بايد داراي قابليت هاي خاصي براي رقابت با شهرهاي ديگر كشورها نيز باشد. به همين دليل است كه شاهد اجراي فعاليت هايي همچون بازسازي و احياي ساختمان ها و مناطق مختلف شهر و همچنين احداث بناهايي باشكوه در پاريس هستيم. اگرچه تمامي اين فعاليت هاقصد آن دارند كه پاريس راابرشهري در اروپا و دردنيا بنمايانند، ولي مشكل اصلي در مراكز استان ها نهفته است. در مقايسه با مراكزاستان هاي ساير كشورهاي اروپايي، مراكز استانهاي فرانسه حداقل از نظر ابعاددر موضع ضعف قرار دارند. از سوي ديگر جمعيت هيچ يك از اين شهرها به 2 ميليون نفر البته نمي رسد اقداماتي از سوي دولت انجام گرفته تا به مناطقي كه در جهت اهداف اقتصادي دولت گام برمي دارند، كمك هايي عرضه شود. ناگفته نماند كه شهرهاي بزرگ به سبب قدرت شهرداران در تصميم گيري هاي سياسي تا حدود زيادي از خود مختاري قابل ملاحظه اي برخوردارند. ماخذ: نشريه داخلي شوراي بررسي مسائل اجتماعي شهرتهران