Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751104-13856S1

Date of Document: 1997-01-24

خارج از كشور ازدواج كرديم ولي مدركي نداريم!! در راهروهاي دادگاه خانواده در عقد ازدواج حتي اگر طرفين نتوانند صيغه عقد رابه زبان عربي بين يكديگر بخوانند، حداقل بايستي به زبان فارسي يا هر زبان مشتركي دارند منظور و مقصودشان يعني ايجاد رابطه زوجيت را براي هم تفهيم كنند انسانها به اقتضاي فطرتشان براي بقاي نسل از طريق توليدمثل و يا برآوردن برخي نيازهاي جسمي و روحي و در سطح عاليتر در راستاي نوعي تكامل و تحول مثبت و سازنده به ازدواج و اتحاد با جنس مخالف خود روي مي آورند. اين پيوند به انگيزه دستيابي به زندگي بهتر با تمرين رفتارهائي كه در چارچوب هنجارهاي هر جامعه مي گنجد و منجربه اجتماعي شدن آدمي مي شود، تحقق قرار مي يابد گرفتن خواسته يا ناخواسته در محيطي جديد پس از سالها زندگي در موطن اصلي، موجي تنش ها و مشكلات به دنبال دارد كه خانواده نيز از گزند آنها درامان نيست. در اين ميان ناآگاهي از مقررات و يا تصور عدم لزوم پايبندي به قوانين ملي در رابطه با تشكيل خانواده و روابط ز ناشوئي مشكلاتي را براي اين افراد بوجود مي آورد. پيامدهاي ناشي از اين اعمال گاه سرنوشت و حيثيت خانواده هايي را به بازي مي گيرد. مورد زير يكي از چنين نمونه هايي است. - دادگاه عمومي - خواهان: مرد - خوانده: زن - حضور ندارد. - خواسته: طلاق قاضي: آقاي محترم، عقد كه نكرديد، رفتيد اونجاشهرداري سئول، نوشتن شما با هم ازدواج كرديد، بعدش هم گفتن خوش؟ اومدين! o مرد: بله. همين طوره. چند سال؟ پيش o 2 سال پيش. مداركتون رو اونجا برديد ترجمه؟ كردند o نه خير، اونجا سفارت ما مترجم دارن، خودشون ترجمه كردند. در كشور ما اموري مانند ازدواج، طلاق، ولادت و مرگ بايستي در دفتر سجل احوال ظرف مهلت معيني ثبت شوند. ازدواج و طلاق معمولا در دفترخانه هاي رسمي ازدواج و طلاق و توسط سردفتر به ثبت مي رسند، بنابراين نيازي به مراجعه زن و مرد به ادارات ثبت احوال نيست، چرا كه سردفتران رسمي موظفند دفاتر خود را كه وقوع ازدواج و طلاق در آن ثبت شده است به سازمان ثبت احوال ارائه ازدواج نمايند و طلاق از نظر قانون مدني از جمله موضوعاتي است كه در قالب مقرراتي به نام قوانين احوال شخصيه قرار مي گيرند و پيروي از اين قوانين براي تمام ايرانيان تابع ايران در همه كشورهاي دنيا لازم است، بنابراين مرد خواهان دعوي بدون مراجعه به نمايندگي ايران در كشور كره (درابتدا ) يا مركز اسلامي مورد پذيرش قوانين ودادگاههاي ايران به صرف پذيرش شهرداري سئول خود راهمسر قانوني زن مورد نظرش پنداشته است در حاليكه چنين چيزي پذيرفتني نيست. مهريه هم مشخص شده؟ بود o نه، هيچ صحبتي در اين باره نشد. چه وقت اومدي؟ ايران o 6 ماه پيش. بچه؟ نداشتيد o من نه اما خانم 2 تا بچه داشت! خوب، بعد؟ چي o اومدم ايران، وقتي برگشتم اونجا، ديدم نيست!! با توجه به نوع ازدواج از نظر دائم يا موقت بودن آن، معين بودن يا نبودن مهريه و قيد كردن آن در سند ازدواج اهميت مي يابد. چنانچه ازدواج درست باشد و دائم، اگر مقدار مهريه ذكر نشده باشد ايرادي ندارد وعقد نكاح صحيح است و طرفين مي توانند بعد از عقدميزان مهريه را تعيين كنند. در صورتي كه ازدواج موقت بوده باشد، قيد نكردن ميزان مهريه باعث باطل شدن عقد ازدواج مي شود. يادآور مي گردد دو فرض يادشده زماني تحقق مي يابد كه عقد ازدواج به درستي واقع شده باشد. آدرسي از خانم؟ داري o يه نشوني از محل سكونتش در يكي از شهرهاي كوچك كره دارم. بنويس ببينم. o صيغه عقد هم كه نخونديد!؟ در واقع نه شرعي بوده ونه رسمي. الان مي دوني خانمت كجا؟ رفته o دوستاني كه اونجا بودند مي گفتن رفته هركسي كانادا، هم كه بره اونجا معلومه ديگه... بچه هاش هم همراهش؟ هستن o گويا بچه هاش سوئد هستن. در هر صورت كار درستي نكرديد، نه عقدي، نه ساده چيزي، نيست بايد دقت مي كردي. هر قراردادي كه واقع شود، طرفين آن بايد به هرروشي كه برايشان امكان دارد قصد و خواسته خود را ودر اصل - اراده خود را با - بيان موافقشان با ايجادپيماني كه مي بندند، اعلام بدين نمايند منظور در عقدازدواج حتي اگر طرفين نتوانند صيغه عقد را به زبان عربي بين يكديگر بخوانند، حداقل بايستي به زبان فارسي يا هر زبان مشتركي كه دارند منظور و مقصودشان را به يكديگر تفهيم البته كنند هر يك از زن و مرد و يا هر دو مي توانند انجام اين كار را به شخص ديگري كه عاقد ناميده مي شود محول در نمايند دعوي ياد شده حتي جملاتي كه مبني بر ازدواج ايشان باشند به زبان نيامده و گفته نشده است و اين مشكل با اقرار خود مرد غيرقابل حل به نظر مي رسد. حالا قصد زندگي دائم رو داشتيد يا؟ موقت o راستش رو بخواهيد من احساس تنهائي شديدي مي كردم. رفتيم شهرداري سئول فرم هائي رو به من دادندو ما پر هنوز كرديم هم نمي دونم اصلا عقد دائم چيه، موقت؟ چيه از نظر شهرداري سئول ازدواج مابدون اشكال بود. حداقل يه پرس و جوئي؟ مي كردي o جناب قاضي باور كنيد اونجا كسي رو نداشتيم. آخه وقتي هيچ چيز شرعي واقع نشده، چطور مي تونم بپذيرم. o ببينيد پاي چند تا بچه و زندگي دو تا آدم بزرگ در ميونه. ملاحظه مي شود كه حتي دائمي بودن يا موقت بودن ازدواج هم به جهت عدم اطلاع و بي تجربگي مرد مشخص نبوده و اصولا تفاوت ميان اين دو را نمي داند. حال آنكه علاوه بر موضوع مهريه به شرحي كه پيش از اين گفتيم، ازدواج دائم و منقطع (موقت ) تفاوت هاي ديگري با هم دارند. اولا ازدواج وقتي موقت است كه براي مدت معيني واقع شود. پس چون قيد زماني در نظر گرفته نشده، ازدواج مرد خواهان دعوي در صورت درستي آن دائم محسوب مي شود. بنابراين اگر نكاح موقت بود، مدت آن تعيين مي شد. ثانيا در ازدواج موقت نفقه (پرداختي براي هزينه هاي زندگي ) به زن تعلق نمي گيرد. ثالثا چگونگي انحلال عقد ازدواج و قطع رسمي رابطه زناشوئي در ازدواج موقت و دائم تفاوت مي كند. در ازدواج دائم، با طلاق جدائي واقع مي شود ولي در ازدواج موقت با پايان يافتن مدت عقد يا بخشيدن تمام يا قسمتي از مدت پيش بيني شده توسط مرد، جدائي اتفاق مي افتد. رابعا عده طلاق (كه عبارت است از مدتي كه تا پايان يافتن آن زني كه مطلقه شده است، نمي تواند شوهر ديگري اختيار كند ) در ازدواج دائم 3 ماه و در ازدواج موقت كه عده انقضا مدت (پايان يافتن مدت عقد ) يا عده بذل مدت (بخشيدن تمام يا قسمتي از مدت عقد ) نام دارد، دو ماه تمام است موارد ياد شده در صورت صحيح دانستن عقد ازدواج مرد حائز اهميت بسيار است. همچنين تعيين نوع ازدواج در شرايط پس از جدائي احتمالي طرفين به صورت قانوني تاثير دارد. شما خودت بگو بر مبناي چي حكم طلاق؟ بدهم در واقع شما هيچ حق و تكليفي نسبت به هم نداريد و خلاف كرده ايد. تنها راه اينه كه توبه كنيد. o اگر قرار بود اون طور كه مي گيد ازدواج مي كرديم بايد برمي گشتيم ايران. نه آقاجان، شما مي تونستي مثل اين همه ايراني كه خارج از كشور هستن با هم ازدواج كنين. كاملا رسمي وبدون دردسر. o حالا يه جوري حكم بديد ديگه. مي خوام ببرم دفترخونه جدا شيم. مگر شوخيه اولا كه من نبايد قانونا اين ازدواج رو كه مي گي، درست و شرعي بدونم، و من در برابرقانون و خدا مسئول هستم. ثانيا به فرض محال كه ازدواجتون درست باشد، بايد تشريفاتش رعايت شود. o سفارت ايران كه ازدواج مارو توي شناسنامه ما ثبت كرده. منم كه يه نفر رو تازه به عقد خودم در آوردم. خوب برام مشكله ديگه. پس رفتي يه دسته گل ديگه هم به آب دادي؟ هان! حالا برو بايد استعلام كنم ببينم سفارت ما رو چه حساب ازدواج شما رو ثبت كرده. (مرد با نگراني و اضطراب دادگاه را ترك مي كند تا تكليف ازدواج اولش معلوم شود. ) با شرايطي كه رئيس دادگاه آن را تشريح اگر مي كند، ازدواج نخستين مرد معتبر و صحيح قلمداد بديهي نشود، است كه براي هيچ يك از زن و مرد نسبت به يكديگر حق و تكليفي نمي توان متصور شد. زيرا زوجين زماني نسبت به همديگر داراي حقوق و تكاليفي هستند و مي توانند آن را بخواهند يا ايفاء كنند كه ازدواجشان توسط قانونگذار و قاضي كه مجري قانون است معتبر شناخته شود. گذشته از همه اينها اظهارات مرد حاكي است دليل اصلي مراجعه وي به دادگاه و تقاضاي به رسميت شناختن ازدواج اول او آشكار مي شود. گرچه ثبت نام زن اول مرد در شناسنامه اش منع قانوني ندارد، اما هراس مرد از اين است كه هنگام ثبت ازدواج تازه اش ( دوم ) با واكنش غيرقابل پيش بيني همسر دوم و اطرافيان مواجه شود. در صورتيكه جدائي همسر اول مرد با او در شناسنامه قيد شود، شايد تا حدودي از نگراني هاي او بكاهد. اميد است بازگوئي ماجراي بالا درس عبرتي باشد براي زنان و مردان در آستانه ازدواج كه در داخل و خارج از كشور در شرايط مشابه آنچه ذكر شد ممكن است قرار گيرند. سخن آخر اينكه تجربه (خود يا ديگران ) مدرسه خوبي است، اما افسوس كه هزينه اش گران است.