Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751102-13816S1

Date of Document: 1997-01-22

پرتوي از خورشيد از سپاهيان خود كسي را بگمار كه خيرخواهي وي براي خدا و رسول او و امام خود بيشتر و دامن او را پاكتر و بردباري اش را برتر داني، كه دير به خشم آيد و زود به پذيرفتن پوزش گرايد، و بر ناتوانان رحمت آرد، و با قويدستان برآيد، و آن كس كه درشتي او را برنيانگيزاند، و ناتواني وي را بر جاي ننشاند، و از آناني بگمار كه گوهري نيك دارند و از خاندان پارسايانند، و از سابقه اي نيكو برخوردار. بايد گزيده ترين سران سپاه نزد تو آن باشد كه با سپاهيان يار باشد و آنان را كمك كار، و از آنچه دارد بر آنان ببخشايد، تا عزم همگي آنها در جهاد با دشمن فراهم آيد. همانا مهرباني تو با آنان دلهايشان را بر تو مهربان مي نمايد. آنچه بيشتر باعث روشني ديده واليان است، برقراري عدالت در شهرهاست و ظهور و بروز همنوع دوستي ميان مردم است. دوستي مردم آشكارا نگردد جزآنگاه كه دل ايشان بي گزند شود، و خيرخواهي شان محقق نگردد جز آنكه واليان را براي كارهاي خود مقبول نگاه دارند، و دوام حكومت آنان را سنگين نشمارند پس اميدشان را برآور، و ستودنشان را به نيكي پيوسته دار، و رنج كساني را كه كوششي كرده اند بر زبان آر، كه همانا كار نيكوي آنان را فراوان يادكردن، دلير را برانگيزاند، و ترسان بددل را به كوشش مايل گرداند، ان شاءالله. مقدار رنج هريك از سران سپاه را درنظر دار و رنج يكي رابه حساب ديگري مگذار، و درپاداش او به اندازه رنجي كه ديده و زحمتي كه كشيده تقصيرميار، و مبادا بزرگي كسي موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شماري و رتبه پائين مردي سبب شود، كوشش سترگ وي را خوار به حساب آري. براي قضاوت ميان ملت از مردم كسي را برگزين كه نزد تو برترين است. آنكه كارها بر او دشوارنگردد و دشمني دشمنان وي را به لجاجت نكشاند، و در خطا پايدار نباشد، و چون حق را شناخت در بازگشت بدان در و نماند نفس او به طمع نيافتد و براي رسيدن به حق، به اندك شناخت بسنده نكند، و در شبهات، تامل و درنگش از همه بيش باشد و حجت را بيش از همه به كار برد، و از آمدورفت صاحبان دعوي كمتر به ستوه آيد و در آشكار گشتن كارها شكيباتر باشد و چون حكم روشن باشد در داوري قاطع تر داوري كند. آنكس كه ستايش فراوان وي را به خودبيني نكشاند و خوش آمدگوئي او را تحريك نكند، و اينان اندك اند. پس داوري چنين كس را فراوان تيمار دار و در بخشش بدو گشاده دستي كن چندانكه نياز وي به مردمان كم شود، و رتبت و اعتبار او را نزد خود چندان بالا بر كه از نزديكانت كسي در باره وي طمع نكند، و از گزند مردمان نزد تو ايمن ماند. در اين باره نيك بنگر كه اين دين در دست بدكاران گرفتار بوده است، و در آن كار ا ز روي هوس مي راندند و به نام دين، دنيا را مي خوردند. نهج البلاغه