Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751101-13736S1

Date of Document: 1997-01-21

پرتوي از خورشيد آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو و بيشترگويد، در آنچه كني يا گويي - وخدا آن را براي دوستانش ناپسنددارد -كمتر ياري ات كند. به پارسايان و راستگويان بپيوند، و آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان ستايش نكنند، و با ستودن كار بيهوده اي كه نكرده اي خاطرت را شاد ننمايند كه مدح فراوان، خودپسندي آرد، و به سركشي وادارد. مبادا نكوكار و بدكردار درديده ات برابر آيد، كه اگر چنين باشد، ميل نكوكار را در نيكي كردن كم كند، و بدكردار را به بدي وادار نمايد. درباره هريك از مردم آن را عهده دار باش كه او برعهده خود پذيرد. رفتار تو چنان بايد، كه خوش گماني رعيت برايت فراهم آيد، كه اين رنج دراز را از تو مي زدايد. و به خوش گماني تو آن كس سزاوارتر است كه از تو بد و نيكي رسيده است و بدگماني ات بدان بيشتر بايد كه از تو بدي ديده است. سنت پسنديده اي را كه بزرگان اين امت بدان رفتار نموده اند، برهم مريز سنتي كه مردم به وسيله آن به هم پيوسته و همبسته اند، و رعيت بواسطه آن با يكديگر سازش كرده اند، و آييني را زمين مگذار كه چيزي از سنتهاي نيك گذشته را زيان رساند، كه دراينصورت پاداش از آن سنت گذار خواهد شد و گناه شكستن آن بر تو خواهد ماند. با دانشمندان در آنچه كه امورهدايت شهرهايت را استوار سازدو نظمي را كه مردم پيش از توبرآن بوده اند برقرار گرداند، فراوان گفتگو كن و با حكيمان بسيار سخن در ميان گذار. بدان كه مردم را صنفهاست كه كار برخي جز به برخي ديگر راست نگردد و به برخي از برخي ديگر بي نيازي نشايد. سپاهيان به فرمان خدا - مردم را دژهاي استوارند، و واليان را زينت و وقار. دين به آنان ارجمندست، و راه ها بواسطه آنها بي گزند. كار رعيت جز به سپاهيان قرار نگيرد و كار سپاهيان جز با خراجي كه خدا براي آنان معين فرموده درستي نپذيرد، تا بدان در جهاد با دشمن خود نيرومند شوند و كار خود را بدان سامان دهند. - و آنان را از ماليات آن اندازه بايد - كه نيازمنديشان را كفايت نمايد. و اين دو دسته (رعيت و سپاهيان ) پايدار نماند جز با سومين دسته از مردمان كه قاضيانند و عاملان و نويسندگان ديوان، كه قواعد و مقررات را استوار مي كنند و آنچه سودمسلمانان است فراهم مي آورند، و در كارهاي خصوصي و عمومي مورد اعتمادند. و كار اين جمع استوار نشود جزبا بازرگانان و صنعتگران كه فراهم مي شوند و با سودي كه به دست آرند، بازارها را برپامي دارند. و كار مردم را كفايت مي كنند، در آنچه ديگران مانند آن سپس نتوانند طبقه ء فرو دست از نيازمندان و درويشان اند كه سزاواراست بخشيدن به آنان، و ياري كردن ايشان. نهج البلاغه