Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751030-13671S1

Date of Document: 1997-01-20

پرتوي از خورشيد بر بخشش پشيمان مشو و بر كيفر شادي مكن، و به خشمي كه تواني خود را از آن برهاني مشتاب، و مگو مرا فرموده اند و من مي فرمايم، (مگو كه مامورم و معذور ) و اطاعت امر را مي پايم. چه اين كار، دل را سياه كند و دين را پژمرده و تباه و موجب زوال نعمت است و بلا و آفت را نزديك مي سازد. اگر قدرتي كه از آن برخورداري، نخوتي در تو پديد آرد و خود را بزرگ بشماري، بزرگي حكومت پروردگار را كه برتر از توست در نظر آر، كه چنين توجه و نگريستني سركشي تو رامي خواباند وتندي تو را فرومي نشاند و خرد رفته ات را به جاي بازمي گرداند. بپرهيز كه در بزرگي فروختن، خدا را همنبرد خواني و در بلندي رتبه و عظمت خود را همانند او داني كه خدا هر سركشي را خوار مي سازد و هر خودبيني را بي مقدار. اگر داد مردم را ندهي ستمكاري; و آن كه بر بندگان خدا ستم كند خدا به جاي بندگانش دشمن او مي باشد و آن را كه خدا دشمن گيرد، دليل وي را نپذيرد و او با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه كه بازگردد و توبه آرد; و هيچ چيز چون بنياد ستم نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد، و كيفر او را نزديك نيارد، كه خدا شنواي دعاي ستمديدگانست و در كمين ستمكاران نشسته است. بايد از كارها آن را بيشتر دوست بداري كه نه از حق و بگذرد، نه فروماند، و عدالت را فراگيرتر بود و رعيت را دلپذيرتر، كه ناخشنودي همگان خشنودي نزديكان را بي اثر گرداند، و خشم نزديكان خشنودي همگان را زياني نرساند. همانا آنان كه دين را پشتيبانند، و موجب انبوهي مسلمانان، و آماده پيكار با دشمنان، عامه مردمانند. پس بايد گرايش تو به آنان باشد و ميلت به سوي ايشان. از رعيت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش كه عيب مردم بيشتر جويد، كه مردم را عيبهاست و والي از هر كس سزاوارتر به پوشيدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشكار گرداني و بايد، آن را كه برايت پيداست بپوشاني، و داوري در آنچه از تو نهان است با خداي جهان است. پس چندان كه تواني زشتي را بپوشان. گره هر كينه را - كه از مردم داري - بگشاي و رشته هر دشمني را پاره نماي. خود را از آنچه برايت آشكار نيست ناآگاه گير و شتابان گفته سخن چين را مپذير، كه سخن چين نرد خيانت بازد هرچند خود را همانند خيرخواهان سازد. بخيل را به مشورت مپذير كه تو را از نيكوكاري بازدارد، و از فقر مي ترساند. و همچنين ترسو را راه مده كه در كارها سست ات نمايد، و نه آزمند را تا حرص ستم را برايت بيارايد، كه بخل و ترس و آز سرشت هايي جداجداست كه فراهم آورنده آنها بدگماني به خداست. نهج البلاغه