Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751030-13623S1

Date of Document: 1997-01-20

عطش نياز به پول كي؟ فرومي نشيند پول به اندازه اي كه آدم محتاج نامرد نشه خوبه. بيشتر از آن بدرد نمي خوره چون مرد رانامرد مي كنه. اگر صدميليون تومان هم جمع كني آخر سر بايد در يك وجب جا بخوابي. پول مثل چرك دست پسر است من 3 ماه است كه فوت كرده با چقدر پول مي توانم او را؟ برگردانم دست كم، تجربه تاريخي نشان مي دهد افرادي كه هدف اصلي آنها كسب پول است هرگز نمي توانند به غايت هدف خويش برسند. شايد پول از معدود اهداف مادي است كه رسيدن به كمال نهايي را غيرممكن مي سازد. سقف پول گاه لحظه ها - حتي چند ثانيه - تاثيري بر زندگي انسان مي گذارد كه گذر ماهها وسالها هرگز چنين اثري ندارد. خسته از سوءتفاهمهاي ناچار در زندگي اجتماعي و جهت تعديل خواهشها و حرص ها به توصيه امام علي (ع ) دوباره سري به گورستان زدم. در غسال خانه، همزمان دو پيكر بيجان را مي شستند; يكي پيكر كودك خردسالي كه هنوز لبخند معصوميت بر لبش نقش داشت و ديگري پيرمردي سالخورده كه شكل پيكرش نشان مي داد آخرين نفسها را به راحتي نكشيده است. در بيرون غسالخانه، خانواده كودك همچون هر خانواده اي در اين موقعيت مي رفتندتا با تراوش اشكها درخت جاودانه ترين حقيقت محض زندگي انساني - پذيرش مرگ را - در دلهاي خويش بارور سازند. و آن سو، خانواده آن پير سالخورده گويي به دنبال كسي مي گشتند تا به جاي همه آنها گريه كند و آن يك نفر - همسر پيرمرد - توان آن نداشت كه جور همه رابكشد. پيرزن را كه بيش از سهم خويش گريه مي كرد تا پايان مراسم دنبال كردم. در اين مدت چند بار با هم چهره به چهره شديم. در چهره و شيون هايش سوزي خاص حاكم بود. در خاتمه مراسم خودش به سراغم آمد. دانسته بود كه من از آنها نيستم. پس بي هيچ مقدمه اي گفت: مي بيني! هنوز كفن باباشون خشك نشده سر مال و منال اش دعوا مي كنن. دو تا از پسرهاش خونه موندن تا مبادا كسي سندها و مدارك را برداره... آخه اينو به كي بگم... اينبار به عوض اينكه از حضور در گورستان آرامش بگيرم با تشويش برگشتم. در خانه مجددا به سراغ امير مومنان علي ( ع ) رفتم. چنين آمد (فرمايش امام علي (ع ) در بازگشت از صفين در آستانه شهركوفه و شرف به گورستان خطاب به مردگان ): اي اهالي خانه هاي وحشتزا، خطه ي خشك و گورهاي تاريك، اي خاكيان، اي اي غريبان، تنها ماندگان و اي وحشت زدگان! گذشتگان، شما را پيشتر، و ما در پيرويتان آيندگانيم. (گذشتگان زودتر از شما درگور شدند و ما نيز در آينده همچون شما خواهيم مرد ) خانه هاي شما اشغال شد، همسران شما جفتي ديگر گرفتند و دارايي هاي شما تقسيم اين شد چيزي است كه ما براي شما خبر داريم، شما چه خبري سپس؟ داريد امام رو به ياران كردند و ادامه دادند: هشداريد كه اگر اين مردگان گفتن را رخصت داشتند، بي گمان شما را خبر مي دادند كه بهترين توشه تقوي است. همه ما در طول زندگي به دلايل مختلف انواع كار و تلاش را انجام مي دهيم كه يكي از آن دلايل، كسب درامد است. همه ما از پول و اندوخته خود در راهها و اهداف مختلف استفاده مي كنيم. يكي از آنها هزينه كردن پول براي زندگي شخصي يا خانوادگي است. اما در اين ميان يك سوال كوچك وجود دارد: سقف اين پول موردنياز چقدر؟ است شايد براي مجموعه اي از مقولات كيفي و روحي نتوان سقفي قائل شد مثل: نفرت، عشق، ارادت، صحبت، عبادت و... اما براي عطش يا نياز به پول مي توان سقفي درنظر؟ گرفت اين سوال را با افراد مختلف در جايگاههاي مختلف سني، اجتماعي و تحصيلي در ميان گذاشتيم. حاصل نخستين پاسخها چنين نشان داد كه طرح اين سوال مي تواند سوءتفاهم يا برداشتهاي اشتباهي را ايجاد كند كه رفع شبهه از آن پيش از شروع بحث لازم است: كسب درامد (شروع ) نه تنهامذموم نيست بلكه براي رشد و توسعه حيات فردي واجتماعي ضروري است. ما موظفيم امكانات لازم يك زندگي راحت را براي خانواده خود فراهم كنيم كه بديهي است يكي از راههاي اساسي آن كسب پول و درامد همچنين است با انباشت سرمايه و درامد مي توان آن را در عرصه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... هزينه كرده و سطح رفاه عمومي را بالا برد. بدون پول نمي توان كارخانه هاي بزرگ ساخت، موسسات تحقيقاتي داير كرد، سد و خانه و ورزشگاه و مدرسه و آزمايشگاه و جاده و.. ساخت. پس سوال اين نيست كه آياپول (درمعناي كلان كاربردي آن ) خوب است يا بد بلكه مي پرسيم: براي زندگي شخصي بايد چقدر پول داشته باشيم تا راضي شويم; يك ده ميليون، ميليون، صد يك ميليون، ميليارد..؟ چقدر و آيا مي توان تصور كرد كه انسان به ميزاني از دارايي برسد كه بيش از آن را؟ نخواهد در عرصه تئوريك اقتصادي ودر نگاههاي كلان اجتماعي مي توان از لابه لاي طرح ديدگاهها، و يا سعي در پاسخ به اين سوالها را دريافت. مثلا در بحث هاي سنت ابن خلدون، آگوستين يا سيسرو درباره فقر و نابودي آن به مثابه يك هدف ايدئولوژيك مي توان توجه به اين موضوع را ديد. در بحث هاي متفكريني نظيرمونتسكيو، جان لاك يا روسواز ساختار اقتصادي و بررسي علمي روابط اقتصادي مي توان اين پرسش و پاسخهاي پنهان را بازيافت. بحث درباره سيستم هاي جديدمالياتي در قرن 18 و به ويژه بحث هاي ريكاردو يا كارل ماركس درباره فقر يا نشان دادن حداقل آن و... مويد توجه به اين سوالهاست. حتي جان مينارد كنز كه ازاو به عنوان ناجي سرمايه داري نام مي برند وقتي كه بيان مي كند اگر سقف ثروت وجودنداشته باشد تعادل جامعه به هم مي خورد (و از همين روي به مسئله اخذ ماليات از ثروتمندان مي پردازد و.. ) به واقع به تلاشي در جهت پاسخ به همين سوالها دست زده است. اما در اين گزارش سعي داريم به پول از منظر فردي بپردازيم و اينكه آيا مي توان سقفي براي حجم و مقدارمطلوب آن؟ متصورشد ما گزارشگران - شايد كمي بيش از شما - به واسطه حرفه خود هر روز با افراد مختلفي سروكار از داريم مردان وزنان كه در تلاش براي معاش از صبح تا شام در تكاپويند. سارقيني كه در نوعي ديگر از همين تلاش! يا پشت ميله ها هستند يا پس ازتجربه ميله ها اكنون ميان ما هستند و يا به زودي پشت ميله ها خواهند رفت. معتادان خرده فروشي كه مرگ مي فروشند. قاچاقچياني كه تا ساعتي يا روزي ديگر بايد با زندگي خداحافظي كنند. اينهابه دنبال چقدر پول؟ هستند چند سال پيش قاچاقچي موادمخدري به دام افتاد كه گفته مي شد ثروت وي رقمي نجومي است. (گفته مي شد كه وي دريكي از كشورهاي اروپايي كشتي تفريحي دارد ). آن موقع مشتاق بودم تا از اوبپرسم; تو كه مي دانستي اگر دستگير شوي به عنوان يك قاچاقچي حتما اعدام خواهي شد، چرا با اين همه پول كار قاچاق را رها؟ نكردي مگر چقدر ديگر پول ؟ مي خواستي اما اين فرصت پيش نيامد تا اينكه بر اثر يك اتفاق توانستم اين سوال را اينبار با هدايت الله زنده دل مطرح كنم. هدايت الله زنده دل به خاطرانبوهي از جرايم كه تنهامطالعه آنها ماهها وقت لازم دارد به اعدام محكوم شده است. يك گروه از جرايم وي مربوط به انواع فعاليتهاي نامشروع مالي است تا جايي كه عملا به منزله يك تروريست اقتصادي عمل كرده است. ميزان دارايي وي و مبلغ چكهايي كه او تا قبل ازدستگيري صادر كرده بود - به گفته خودش - ده رقمي بود. از او پرسيديم: در مسيري بوديد كه به يقين مي دانستيد در صورت دستگيري محكوميت بسيار سنگيني خواهيد داشت، پس چرا ادامه؟ داديد گفت: پول را دوست داشتم. با آن به رفاه مي رسيدم. پرسيديم: كسي كه سرمايه اش صدهزار تومان است با كسبيك ميليون تومان تغييرمحسوسي در زندگي اش به وجود مي آيد. كسي هم كه سرمايه اش صدميليون تومان است با كسب صد يا دويست ميليون تومان ديگر تغييري چشمگير در زندگي اش به وجود مي آيد. اما سرمايه شما ميلياردي بود. بنابراين اضافه شدن يكصديا دويست ميليون تومان به سرمايه ميلياردي، تغييري در رفع نيازهاي مالي شما ايجاد نمي كرد. بنابراين چرا دست كم دو يا سه سال قبل از دستگيري دور اين كار را خط نكشيديد تا با همان پولها زندگي؟ كنيد پاسخي نداشت. پرسيديم: فرض كنيد شما دستگير نمي شديد، تا چه وقت مي خواستيد به جمع آوري پول، آن هم از اين نوع فعاليت كه هميشه در آن احتمال دستگيري وجود دارد، ادامه؟ دهيد پاسخي نداشت. گفتيم: سعدي مي فرمايد: مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال پول درآوردن از راه مشروع و حتي نامشروع آن به هر حال سخت است و همراه با ريسك! تا چه وقت مي خواستيد اين سختي و اضطراب را تحمل كنيد. و دست كم چه وقت تصميم داشتيد براي آسايش اين دنياي خود از آن استفاده؟ كنيد پاسخي نداشت. و بالاخره پرسيديم: شمادنبال پول بوديد يا پول شمارا با خود ؟ مي كشيد كدام شما تصميم مي گرفتيد و حرف اول را؟ مي زديد گفت: ظاهرا پول. ظاهرا! گفت: واقعا پول! پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايند ( الحديث جلد 3 ص ):به 148 خدا قسم از فقر و تنگدستي بر شما نمي ترسم. بلكه از آن مي ترسم كه ثروتمند شويد و دنياي شما گشايش يابد، همانطور كه پيش از شما كساني تمكين يافتند، آنگاه مانندآنها به زياده روي دچار شويد وسرانجام ثروت، شما را هلاك كند، چنانكه آنان را ساخت. وقتي در شرايط ويژه از مردم سوال مي كنيد سقف پول مورد نياز شما چقدراست، يا اگر چقدر پول داشته باشيد ديگر به سراغ هيچ فعاليتي كه نيت و هدف اصلي آن پول درآوردن باشد،؟ نمي رويد جوابهائي كه مي شنويد با پاسخي كه اين افراد در شرايط عادي به اين پرسش مي دهند متفاوت است. مهرماه. بهشت 1375 زهرا - چقدر؟ پول! هيچي... همين قدر كه بشود با آن يك زندگي راحت داشت بس است. - اگر صد ميليون تومان را هم جمع كني آخر سر بايد در يك وجب جا بخوابي. - مثل چرك كف دست است. پسر من سه ماه است كه فوت كرده. با چقدرپول مي توانم او را؟ برگردانم - پول مثل كشتي مي ماند. تنها از آن نوع كشتي ها كه ناخداي خود را به سمت جهنم مي برد! - به خاطر همين پول زندگي سالها بود كه فرصت نداشتم درست و حسابي به مادرم سر بزنم. حالا كه اين زير خوابيده مي بينم عجب حماقتي كردم... مهرماه 1375 خيابان شريعتي مقابل تالار عروسي - همينكه آدم بتواند زندگي سعادتمندي داشته باشد كفايت مي كند. البته باپول خيلي چيزها مي شود به دست آورد اما محبت و سعادت را نه - پول به اندازه اي كه آدم محتاج نامرد نشود خوب است. بيشتر از آن به درد چون نمي خورد مرد را نامرد مي كند. - امشب خيلي دو شادم تا از نوه هايم با هم عروسي كردند. هيچ مقدار پولي نمي توانست من را اينقدر شاد كند. اما در شرايط عادي وقتي اين سوال را طرح مي كنيد نخستين پاسخي كه مي شنويد; سكوت است! گروهي در مواجهه با اين سوال ابتدا تصور مي كنند كه با آنها شوخي مي كنيد و مدتي تامل مي كنند تا سوال شما را در ذهن خود تجزيه و تحليل كرده و پاسخي شوخ طبعانه به آن بدهند. گروه ديگر تصور مي كنند به آنها توهين مي كنيد و براي مدتي مجموعه اي از واژگان را درذهن خود مرور مي كنند تا جواب دندان شكني بدهند. گروهي ديگر نيز مبهوت مي مانند چنانچه گويي سوالي از جنس مريخي ها از آنها پرسيده ايد. همه ما مدعي هستيم كه در زندگي به دنبال نيل به هدف يا اهدافي مشخص هستيم. اما از ادعا و شعار تا واقعيت فاصله زيادي است. با تجزيه و تحليل زندگي خود يا ديگران - مثلا در يك روندچهار يا پنج ساله - مي توان به اين پرسش پاسخ داد كه آيا عليرغم ادعاي هدف داربودن آيا واقعا به دنبال هدفي هستيم يا اينكه در بي هدفي سير مي كنيم. اما به هر حال رابطه اي معني دار بين هدف و پول وجود دارد. بدين معنا كه رسيدن به هر هدفي يك مشغله تمام وقت و جدي است كه غالبا عمر انسان كفاف آن نمي دهد كه به آرامي و از سر تفنن آن را دنبال كرد; معلم نمونه شدن، مكانيك مبتكر شدن، رياضي دان شدن، واعظ حاذق شدن، مبارزه با ظلم كردن، نقاش و خطاط معتبر شدن، پدر نمونه بودن، مادر و همسر شايسته بودن.. كار و تلاش و زمان لازم دارد. كساني كه واقعا به دنبال اين اهداف هستند چاره اي ندارند كه از بسياري خواستني ها و آرزوهاي جنبي خويش بگذرند. بنابراين همانطور كه نمي توان باور داشت كه يك نفر در عين حال مي تواند هم جزو برجسته ترين رياضي دانان و از زمره معتبرترين قهرمانان شنا باشد (چرا كه رسيدن به هر كدام از اينها وقت و انرژي تام و كاملي طلب مي كند ) نمي توان پذيرفت كه يك نفربتواند هم خيلي پولدار شود (به عنوان يك هدف ) و هم استاد مسلم زبان شناسي. البته در امور مربوط به انسانها هميشه استثناء وجود دارد و همانطور كه مي توان تعدادي قهرمان دانشمند را نام برد مي توان تعدادي مبارز پولدار، دانشمند پولدار و... را نيز نام برد. اما اين گروه جزو استثناهاست و نمي تواند قاعده باشد. ادامه دارد