Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751029-13587S1

Date of Document: 1997-01-19

اختلال در سال 2030 اخلاق زيست محيطي و تخريب زمين چشم انداز حيات در سال هاي پس ضعيف 2100از به نظر مي رسد زيرا ذخاير منابع طبيعي كه بشر در طول زندگي چهار ميليون ساله اش از آن استفاده روبه مي كند، پايان است چنانچه روند كاهش و تخريب منابع، آلودگي توليدات صنعتي و رشد جمعيت به صورت تصاعدي ادامه يابد تا سال 2030 زمين با يك بحران شديد زيست محيطي روبرو خواهد شد، توليد سرانه غذا قبل از پيك جمعيت كاهش مي يابد و كيفيت زندگي بشر دچار اختلال مي شود اگر بشر برخود مي بالد كه به سرعت در حال پيشرفت و كشف ناشناخته ها است اما با گذشت دو قرن ازپيشرفت تكنولوژيكي هنوز نتوانسته است محيط زيست خود را به خوبي مديريت كند حفاظت محيطزيست عبارت است ازبه وجود آوردن حالتي هارمونيك ( هماهنگ ) بين بشرو محيطي كه در آن زندگي مي كند كه اين مهم مستلزم عمل و عكس العمل به صورت يكسان است. اساس واقعي حفاظت محيط تنها درنحوه اجراي پروژه هاي بخش عمومي ( دولتي ) نهفته نيست بلكه طرز فكر و ميزان آگاهي شهروندان نيز مهم است. به هر حال حفاظت موثر عمدتا به احترام بشر به منابع طبيعي بستگي دارد. اين مي تواند، اخلاق زيست محيطي نيز نام هريك گيرد، از ما به صورت انفرادي مسئول نگهداري محيطي كه در آن زندگي هستيم، مي كنيم، اگر چنين وضعيتي روي دهد، محيط زندگي ماخاصيت باززايي (خود تجديدي ) خواهد داشت. بحران جهاني محيط زيست حفاظت موثر و مديريت محيط زيست، مسائلي هستند كه امروزه از اولويت بالائي برخوردارند، چرا كه متاسفانه جوامع بشري به سرعت در حال تخريب محيطزيست طبيعي خود هستند. وضعيت به گونه اي است كه متخصصان امر را به اين عقيده واداشته كه جوامع دردرازمدت با خطر جدي روبرو خواهند بود. اگر بشر امروزه برخود مي بالد كه به سرعت در حال پيشرفت و كشف ناشناخته هاست، (منجمله اين كه توانسته است كرات ديگر را كشف كند يا در خلق و ابداع داروهاي جديد و يا علاج بيماري ها موفق باشد ) اما با گذشت دو قرن از پيشرفت تكنولوژيكي، هنوز نتوانسته است محيط زيست خود را به خوبي مديريت كند. اين خود منجر به بحران محيط زيست كه در نتيجه سه مشكل مرتبط با هم است، شده است. اين سه مشكل عمده عبارتند از: - 1 افزايش سريع جمعيت - 2 مصرف بيش از حد منابع و تخريب آنها - 3 آلودگي محيط زيست تا سال 2020 جمعيت جهان به مرز هشت ميليارد نفر خواهد رسيد. اين رشد قارچ گونه جمعيت خصوصا در كشورهاي فقير و در حال توسعه، آينده سياره زمين را به شدت تهديد مي كند و يكي از پارامترهاي مهم بحران محيط زيست منابع را به وجود خواهد آورد. افزايش جمعيت بشر، يعني افزايش آلودگي هوا، آب و خاك، تخريب سريع منابع طبيعي، و به طور كلي يعني كاهش كيفيت زندگي. از طرف ديگر كشورهاي صنعتي منابع غيرقابل تجديدشونده را ( زغال، نفت، گاز، مس، روي و غيره )با شدت و حدت هرچه تمامتر مصرف مي كنند، توليد و مصرف بيش از حد اين منابع، به معني تخريب منابع محيط زيست است. امروزه آلودگي محيط طبيعي در جهان بيداد كشورهاي مي كند، ثروتمند با حجم عظيم انواع مواد آلاينده موجبات تخريب محيط زيست را فراهم مي كنند، مواد راديواكتيويته، زباله هاي صنعتي، شوينده ها، كودهاي شيميايي، آفت كش ها، پلاستيك ها، همه و همه باعث آلودگي محيط زيست شده اند. كيفيت زندگي بشر در سياره زمين آيا تا سال 2050 سياره زمين مي تواند به صورت معقول، استاندارد بالاي زندگي را كه هم اكنون بيشتر ما از آن لذت مي بريم حمايت يا حفظ؟ كند تا سال 2100؟ چطور با هر درجه اي از آلودگي پاسخ به اين سئوال مشكل است، به خاطر اينكه متغيرهاي زيادي وجود دارند كه بر همديگر تاثير مي گذارند، از جمله سطوح رشد جمعيت، موجوديت منابع، ميزان و درجه آلودگي محيط زيست، الگوهاي اقليمي، نحوه توليدات صنعتي، سياست هاي ملي و بين المللي و غيره، نقش مهمي را در تعيين استانداردهاي كيفي زندگي در آينده خواهند داشت. در واقع حفظ و نگهداري استاندارد بالاي زندگي به مراتب سخت تر از توسعه و تكميل يك بمب اتمي يا فرستادن يك شخص به كره ماه است. براساس تحقيقات به عمل آمده، چنانچه روند كاهش وتخريب منابع، آلودگي توليدات صنعتي و رشد جمعيت به صورت تصاعدي ادامه يابد، تا سال 2030 زمين با يك بحران شديد زيست محيطي روبرو خواهد بود توليد سرانه غذا قبل از پيك جمعيت، كاهش مي يابد، توليدات صنعتي نيز از الگوي مشابه پيروي مي كنند و نهايتا در سال 2030 كيفيت زندگي بشر دچار اختلال مي شود و نهايتا در سال 2050 (دقيقا زماني كه فرزندان ما در آغاز جواني هستند ) شاهد كاهش وسيع جمعيت بشري بر اثر مرگ و مير عمدتا ناشي از گرسنگي خواهيم بود. طريقه پايداري يك جامعه پايدار، جامعه اي است كه نيازهاي خود را بدون محروم كردن نسل هاي آتي از منابع طبيعي به شكل معقول و منطقي توام با احساس مسئوليت برآورده سازد. براي اين منظور بايد به موارد زير توجه ويژه مبذول شود، (به عبارتي بايد به اصول اكولوژيكي پايداري توجه ويژه كرد ) - 1 حفاظت - 2 بازيافت - 3 استفاده از منابع تجديدشونده - 4 تعمير و اصلاح - 5 كنترل جمعيت - 6 تطابق اصول بيولوژيكي فوق تشريح مي كنند كه چگونه سيستم هاي طبيعي خودشان را پايدار نگه مي دارند. به عنوان مثال: سيستم هاي بيولوژيكي طبيعي ( اكوسيستم ها ) اساسا به مقاومت تمايل دارند، بدين معني كه موجودات آنچه را كه نياز دارند مورد استفاده قرار مي دهند و از منابع با حفظ اصول حفاظت استفاده مي كنند (استفاده بر اساس كارآيي منابع ) اين سيستم هاي طبيعي زائدات خود را براي استفاده مجدد بازيافت مي كنند و تا حدودبسيار زيادي به منابع تجديدشونده وابسته هستند. سيستم هاي بيولوژيكي نيز قادرند نقايصي را كه درسيستم ايجاد شده شناسائي، تعمير و اصلاح كنند نهايتا از خودگذشتگي نشان داده و در مقابل تغييرات از اصل تطابق پيروي كنند. مطالعات دانشمندان محيط زيست و ساير متخصصان علوم زيست شناسي، نشان مي دهد قوانين بيولوژيكي فوق مي توانند به گونه اي موفقيت آميز در اجتماعات بشري كاربرد داشته باشند (به كار رود ) و، جوامع انساني را به صورت جرياني پايدار اداره كنند. اكثر سياستمداران، روانشناسان، اقتصاددانان و محيط زيست شناسان متقاعد شده اند، كه سرانجام نحوه زندگي بشر ساده خواهد شد، ما مي توانيم يك جامعه پايدار به وجود آوريم و لازمه آن رعايت اصول و موازين توسط دولتمردان و سياستگزاران از يك طرف و عامه مردم از طرف ديگر است. عبدالعظيم سلطاني نژادكارشناس ارشد آلودگي محيط زيست