Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751027-13496S1

Date of Document: 1997-01-17

شيعه و صيانت قرآن كريم دكترمحمدمهدي جعفري علي ( ع ) از آن روز كه رسول خدا (ص ) اسلام را به اوعرضه كرد، تا روزي كه به پروردگارش پيوست، هرگز ازاسلام و قرآن جدا نشد، و در حق، از آن هنگام كه به او نشان داده شد تا پايان، هيچ شكي نكرد، كه خود گفته است: اما شككت في الحق مذ اريته. ( ) 1 او همواره ازكتاب وحي و معلمان قرآن بودو درحيات رسول خدا (ص ) به، دستور آن حضرت و پس از رسول خدا ( ص ) به وصيت ايشان به گردآوري قرآن كريم اهتمام مي ورزيد و در طول بيست و پنج سال خلافت سه خليفه اول و حدود پنج سال خلافت خويش، با سكوت، تاييد، دادن نظر مشورتي، تصحيح برخي از آرا و اعمال و تعليم و سرانجام جهادي پيگير، پيوسته در حفظ تماميت و جلوگيري از انحراف و تحريف قرآن كوشيد. امام علي درباره رسالت پيامبر اكرم ( ص ) و قرآن مي گويد: ثم اخبار سبحانه لمحمدصلي الله عليه و آله و لقاءه، سلم، و رضي له ما عنده، و اكرمه عن دارالدنيا، و رغب به عن مقارنه البلوي; فقبضه اليه كريما صلي الله عليه و آله و سلم، و خلف فيكم ما خلفت الانبياء في اممها; اذلم يتركوهم هملا بغير، طريق واضح ولا علم قائم. ( ) 2 (آن گاه خداي سبحان ديدارخويش را براي محمد ( ص ) برگزيد، و نعمتهاي موجود در پيشگاه خود را بهره پسنديده او گردانيد، و با فراخواندنش او را از بودن در كنار آزمونهاي پرآشوب و گرفتاريها برگرفت و در جايگاهي ارجمندتر گذاشت و با ارج بسيار، آن بزرگوار را به بارگاه پروردگاري خود برد. پيامبر گرامي نيز پس از خودچيزي را در ميان شما گذاشت كه پيامبران گذشته در ميان امتهاي خود گذاشتند; زيرا هيچ پيامبري با رخت بربستن ازمجراي طبيعت هرگز امت خودرا، بدون اينكه راهي روشن در پيش پايشان گذارد و پرچمي برافراشته فرا رويشان به اهتزاز درآورد به حال خود رها نكرده است. ) و در وصف قرآن سخن بسيارگفته است، از جمله: فهو معدن الايمان و و بحبوحته، ينابيع العلم و بحوره، ورياض العدل و غدرانه، و اثافي الاسلام و بنيانه، و اوديه الحق و غيطانه; و بحر لا ينزفه المستنزفون، و عيون لاينضبها الماتحون، و مناهل لا يغيضها الواردون، و منازل لا يضل نهجها المسافرون، و اعلام لا يعمي عنها السائرون و اكام لا يجوز عنها القاصدون. ( ) 3 (پس قرآن كان ايمان و كانون فروزان آن است، سرچشمه ها ودرياهاي دانش است، وآبگيرها و بركه هاي دادگري است، و شالوده ها و ساختمان اسلام است، و دره ها و دشتهاي پهناور حق است. دريايي است كه به كف آب بردارندگان نمي توانند آن را به پايان رسانيد، و چشمه سارهايي كه كشندگان آب را ياراي خوشانيدن آنها نيست، وآبشخورهايي كه وارد شوندگان در آن آبش را فرو خوردن نتوانند، و منزلهايي كه راهيان از مسير روشنش گم نمي شوند، و پرچمهاي برافراشته اي كه راهپيمايان با رفتن به سوي آنها در راه خود سرگردان نمي گردند، و تپه هاي مرتفعي كه آهنگ كنندگان از آنها در نمي گذرند ). و خود را كه ثقل اصغر است چنين معرفي مي كند: ايهاالناس، خذوها عن خاتم النبيين، صلي الله عليه و آله و سلم انه يموت من مات منا وليس بميت، و يبلي من بلي مناو ليس ببال; فلاتقولوابما لا تعرفون، فان اكثرالحق فيما تنكرون، واعذروا من لا حجه لكم عليه - و هو انا -الم اعمل فيكم بالثقل الاكبر، واترك فيكم الثقل؟ الاصغر( ) 4 ( مردم، اين حقيقت را از خاتم پيامبران فرا گيريد كه فرمود: كساني از ما مي ميرند، كه درحقيقت مرده نيستند و از مامي پوسند، كه در حقيقت پوسيده نيستند; پس بدانچه معرفت نداريد سخن نگوييد; زيرا بيشتر حق در چيزي است كه شما بدان اعتراض مي كنيد (يا نمي شناسيد ) و، كسي را عليه او دليل و حجتي نداريد معذور بداريد - و آن كس من هستم -; آيا برپايه گران گوهر بزرگتر; يعني قرآن در ميان شما عمل نكرده ام، و گران گوهر كوچكتر يعني امامان پس از خود را در ميان شما به جاي ؟ نگذاشته ام ) با توجه بدين مقدمه اكنون تمهيدي، به قرآن و تاريخ و علوم آن برمي گرديم و موضع شيعه رادر برابر آن ملاحظه مي كنيم: كاتبان وحي بلاذري مي گويد: هنگام ظهوراسلام در قريش هفده مرد مي توانستند خط بنويسند و آنان عبارت بودند از: عمربن خطاب، علي بن ابي طالب عثمان بن عفان ابوعبيده بن جراح طلحه و... ( ) 5 با توجه به اينكه در آغازظهور اسلام، از ميان اين افراد، علي بن ابي طالب ( ع ) وبعدها عثمان و طلحه مسلمان شدند، مي توان گفت كه نخستين كاتب وحي علي بن ابي طالب ( ع ) بوده است. علي بن ابي طالب (ع ) علاوه بركتابت وحي، عهدنامه هاي منعقده ميان رسول خدا وديگران را هم مي نوشته است، وعبدالله بن ارقم نيز علاوه بر كتابت وحي كاتب رسائل رسول خدا ( ص ) بوده است. ( ) 6 در مدينه نخستين كسي كه وحي را براي پيغمبر مي نوشت ابي بن كعب بود. او ازشيعيان علي و از جمله كساني است كه بعد از جريان سقيفه با ابوبكر بيعت نكردند( )حتي 7 به قولي ( ) 8 ابي بن كعب قصد داشت در جمعه بعد از بيعت با ابوبكر جريان توطئه سقيفه را فاش كند; ليكن زنده نماند. پس قرآن در مكه، از آغاز به دست امام و رهبر شيعه و درمدينه از آغاز به دست يكي ازبزرگان اصحاب پيامبراكرم (ص ) و از ياران نزديك اميرالمومنين (ع ) نوشته شده است، و در صفحات بعد خواهيم ديد كه در جمع آوري و قرائت قرآن به اين دو بزرگوار بيش از ديگران اتكا و اعتماد بوده است. گردآورندگان قرآن گردآوري قرآن، به طور در مشهور، سه نوبت انجام گرفته است: نخست در زمان رسول اكرم (ص ) ابن سعد در طبقات ( ج 2 ص ترجمه ) 426 گويد كه محمدبن يزيد واسطي از اسماعيل بن ابوخالد، از شعبي نقل مي كند كه مي گفته است: به روزگار رسول خدا (ص ) قرآن را شش تن جمع كردند وآنان ابي بن كعب و معاذبن جبل وابودرداء وزيدبن ثابت وسعد وابوزيد بودند... ابن سعد به هشت روايت ديگر اين مطلب را نقل كرده است ( طبقات ج 2 ص 427 و 428 ترجمه ) و در همه آن روايات ازابي بن كعب نام مي برد. ابي بن كعب، به اتفاق مورخان، از شيعيان امام علي بن ابي طالب، و ازجمله دوازده نفري است كه دراعتراض به خلافت ابوبكربا او بيعت نكردند. دوم به دست اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع ) رسول خدا ( ص ) پس ازجمع آوري نخستين قرآن، به كمك افراد يادشده، به علي (ع )سفارش مي كند كه قرآن راگردآوري كند: وقال عليه السلام: ان رسول الله (ص ) و اوصي الي، اوصاني ان لا اجرد سيفابعده حتي ياتيني الناس طوعا، و امرني بجمع القرآن، والصمت و حتي يجعل الله لي مخرجا. ( ) 9 و ابن ابي داوود ازطريق ديگري از ابن سپرين روايت كرده كه گفت: علي فرمود: وقتي پيغمبر اكرم وفات يافت عهد كردم كه ردايم را برنگيرم مگر براي نمازجمعه تا اينكه قرآن را جمع كنم و آن را جمع كرد. ( ) 10 سوم - جمع آوري قرآن در زمان ابوبكر و عثمان بخاري در صحيح خود اززيدبن ثابت آورده كه گفت: ابوبكر هنگام جنگ يمامه ديدم مرافراخواند، عمربن الخطاب هم نزد اوست، پس ابوبكر گفت: عمر به نزدم آمد و گفت: كشتار در قراء قرآن شدت يافته است و من مي ترسم كه كشتار قراء قرآن در جاهاي ديگر هم واقع شود و درنتيجه قسمت زيادي از قرآن از بين برود.. من نيز راي و نظر عمر را يافتم. زيد مي گويد: ابوبكر خطاب به من گفت: .. قرآن را جستجو و جمع آوري كن. من نخست مقاومت كردم; اما ابوبكر پيوسته در اين باره با من سخن گفت تا اينكه خداوند سينه مرا مانند سينه ابوبكر و عمر براي اين كار فراخ گردانيد، آن گاه به جستجوي قرآن پرداختم و آن را از روي چيزهاي مختلف و سينه افراد جمع آوري كردم... اين نوشته ها نزد ابوبكر بود تا اينكه خداوند مرگش را رسانيد، سپس تا عمر زنده بود نزد او بود، و سپس نزد حفصه دختر عمر. ( ) 11 اين قرآن همچنان در ميان مسلمانان رواج داشت و موردقبول همه اصحاب پيامبراكرم (ص ) بود، تا اينكه درزمان عمربن خطاب و سپس در دوران خلافت عثمان بن دامنه عفان، فتوحات مسلمانان در بيرون جزيره العرب گسترش يافت. حافظان و قاريان قرآن نيز چون ديگر مسلمانان، دراين كشورگشاييها و جنگها شركت داشتند كه عده اي از آنان كشته شدند و عده اي ديگر در نقاط دوردست قرائتهاي خاصي از قرآن را نوشته بودند و به ديگران تعليم مي دادند، و بدون اينكه غرضي در كار باشد اختلاف درقرائت و در كتابت برخي ازكلمات قرآن پديد آمد. درنتيجه عثمان به انديشه از بين بردن اين اختلافات افتاد و بار ديگر از زيدبن ثابت وديگركاتبان وحي و قاريان قرآن خواست نسخه اي از قرآن را، بدون اختلاف بنويسند. اين افراد نسخه موجود درنزد حفصه را گرفتند و از روي آن چند نسخه نوشتند و آنها را به مناطق مهم اسلامي فرستادند. البته استنساخ مجدد قرآن در دوره عثمان وبه دستور عثمان، تنها از روي نسخه موجود در نزد حفصه نبوده و از روي مصاحف ابي بن كعب و خزيمه بن ثابت و برخي ديگر از اصحاب نيز نسخه برداري شده است. از همه اينها مهمترين گذشته، دليل بر اعتبار و وثوق نسخه عثمان، نظارت اميرالمومنين علي بن ابي طالب ( ع ) بر اين استنساخ است، كه روايات سني و شيعه مويد اين ادعا مي باشد. ابن ابي داوود به سند صحيح از سويدبن غفله آورده كه گفت: علي (ع ) فرمود: جز خير چيزي درباره عثمان مگوييد، به خدا قسم آنچه درباره مصاحف انجام داد جز با مشورت ما نبود... و حارث محاسبي گفت: ... وعلي ( ع ) مي گفت: اگر درمصحفها ولايت مي يافتم همان كار عثمان را مي كردم. ( ) 12 بنابراين هر سه جمع آوري يا به دست سران شيعه و يا با نظارت و همكاري آنان صورت گرفته است، و هيچ يك از ائمه (ع ) نظري مخالف با اين جمع آوري نداشته اند. شيخ محمد ابوزهره، ازدانشمندان معاصر اهل سنت مي نويسد: علي كه پس از عثمان ريشه فتنه را ازبين برد مي فرمايد: اي مردم، از خدا پروا داشته باشيد و درباره عثمان به ناحق سخن نگوييد كه چرا قرآنها را سوزاند، به خدا سوگند قرآنها را نسوزاند مگر در حضور ما صحابه رسول خدا (ص )( )حتي 13 كساني از دانشمندان شيعه كه معتقدند علي ( ع ) قرآن را به ترتيبي غيراز ترتيب موجود گردآوري كرده است و در گردآوري زمان ابوبكر و عثمان، به سرپرستي زيدبن ثابت، دخالت نداشته است، قائل به اختلاف مصحف علي ( ع ) با قرآن موجود، از جهت كليت و جامعيت، نيستند. علامه طباطبايي مي نويسد: علي (ع ) با اينكه خودش پيش از آن، قرآن مجيد رابه ترتيب نزول جمع آوري كرده بود وبه جماعت نشان داده بودو مورد پذيرش نشده بود، و در هيچ يك از جمع اول و دوم وي را شركت نداده بودند، با اين حال هيچ گونه مخالفت و مقاومت به خرج نداد و مصحف دائر را پذيرفت و تا زنده بود - حتي در زمان خلافت خود - دم از خلاف نزد.. ( ) 14 و همچنين ديگر ائمه اهل بيت نيز هيچ يك نظري مبني بر مخالفت با قرآن موجود نداده اند و همه آنان چه در زمان نداشتن قدرت و دوران تقيه و چه در زمان قدرت و فراهم بودن زمينه اظهارنظر - همچون دوره دوم زندگي امام صادق (ع ) و امام رضا (ع ) - قرآن، موجود را كامل و جامع و بدون كم و كاست دانسته اند. روايات ديگري نيز ازبزرگان سني و شيعه در اين باره دردست است: ابن سعد درطبقات ( ج 3 ص ) گويد: روايت 137 شده كه علي ( ع )بعداز پيغمبر (ص ) سوگند ياد كرد كه ردا نپوشد تا مابين دو لوح را جمع كند و كاملا به سوگند وفا كرد. ( ) 15 علامه در تذكره گويد: مصحف اميرالمومنين ( ع )كه پس از رحلت پيغمبر جمع كرد همين مصحف متداول امروزي است و مصاحف ديگر را عثمان سوزانيد. ( ) 16 منابع - 1 حكمت 184 نهج البلاعه به شماره گذاري دكتر صبحي صالح. - 2 از خطبه 1 نهج البلاغه - 3 از خطبه 198 نهج البلاغه - 4 از خطبه 87 نهج البلاغه - 5 ترجمه فتوح البلدان ص چاپ 656 دوم 1367 نشر نقره تهران. - 6 شناخت قرآن كمالي دزفولي ص 95 به نقل از اسدالغابه - 7 تاسيس الشيعه السيد حسن الصدر ص 323 موسسه الاعلمي. 1369 - 8 قول سيد مرتضي به نقل از شيخ مفيد در كتاب الفصول المختاره به گفته تاسيس الشيعه ص. 324 - 9 الشيخ المفيد الفصول المختاره من العيون و المحاسن. 201 - 10 اتقان سيوطي ج 1 ص 203 ترجمه. - 11 اتقان ج 1 ص 202 ترجمه. - 12 اتقان ص 209 ج 1 ترجمه. - 13 معجزه بزرگ (ترجمه المعجزه الكبري ) ص. 62 - 14 قرآن ص 165 دراسلام - 15 كمالي دزفولي شناخت قرآن ص. 113 - 16 همان.