Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751027-13470S1

Date of Document: 1997-01-17

ديدگاههاي تاريخي - سينمايي نگاهي به مجموعه تلويزيوني امام علي ( ع )- بخش سوم . نكته: . برخي از صاحبنظران مسائل تاريخي معتقدند كه درسريال امام علي (ع ) چهره خشكي ازعدالت امام و شخصيت خشني از ياران ايشان ارائه شده است. دكتر مصطفي حسيني نويسنده، طباطبائي، پژوهشگر و عضو هيئت علمي بنياد دايره المعارف اسلامي مي گويد: .سريال با قتل ساحريهودي به دست جندببن عبدالله آغاز شد كه بسيار خشن و زننده به نظر مي رسيد. به ويژه كه پيامبر بزرگ اسلام فرموده است: لايقتل ساحرالكفار (فروع كافي جلدهفتم صفحه ) 260 يعني: كافران جادوگر را نبايد كشت. روايت كشته شدن ساحر يهودي توسط جندب روايت ضعيفي است و راوي آن اسماعيل بن مسلم قابل اعتماد نيست و به گزارش او نبايد اعتنا كرد. يك استاد تاريخ در دانشگاه تهران نيز مي گويد: در اين سريال چهره خشني ازحكومت امام علي (ع ) ارائه شده است كه چهره واقعي حكومت ايشان نيست. امام گرچه دراجراي عدالت بسيار قاطع و جدي بود اما صاحب روح لطيفي بود و دلسوزيهاي عجيبي براي امت خود داشت. دكتر علي شريعتي نوشته است: .. علي در حالي كه مظهر يك احساس سرشاراز عشق و محبت است، از سوي ديگر چنان صلابت و قاطعيتي در راه حق نشان مي دهد كه قابل تصور نيست. نكته: . تعدادي از پژوهشگران مسائل تاريخي گفته اند: علي ( ع )جنگ را به عنوان آخرين راه حل به كار مي بست و بسيار اهل مدارا و تساهل بود. داود ميرباقري در ترسيم اين واقعيت به ويژه به هنگام نمايش وقايع جنگ نهروان توفيق داشته است: علي ( ع )در جبهه نهروان تلاش زيادي كردتا ازشعله ورشدن آتش جنگ جلوگيري كند، بارهاقاصدفرستاد تاصلح كنند، وقتي ناگزير قبول نكردند، با آنها جنگيد. دكتر علي شريعتي دراين موردنوشته است: علي در برابر اينها - خوارج - كه تا اين حد به او خيانت و اهانت در مي كردند، برابرش، در مسجد مسخره مي كردند، تهمت مي بستند، شعار مخالف مي دادند و حتي مي خواستند نمازش را بشكنند، حتي حقوق يكنفرشان را هم از بيت المال قطع نكرد، هيچ كدام را دستگير نمي كند و به هيچ كدام هم كوچكترين اهانتي نمي كند.. خوارج علي را تكفير كردند، اما او در اين جبهه (نهروان ) مي بينيم كه به ايوب انصاري پرچم امان را مي دهد و مي گويد: برو يك گوشه بايست. و اعلام مي كند كه هر كس زير اين پرچم آمد، سخن درامان است گفت، حرف زد، حجت را تمام جوش كرد، زد، خيلي مدارا كرد - كارهاي عجيب - ولي قبول نكردند، بالاخره هشت هزارنفرشان آمدند و چهار هزار نفرماندند. اينجا وقتي كه ديگر نوبت شمشير شد و ديد كه اينها عامل خيانت و نابود كردن مردم به وسيله تقدس منحرفانه مذهبي و بي شعوري شان هستند، بايد مثل يك زخم، مثل يك جراحت ( ازميان ) برشان مي داشت. نكته: . برخي از منتقدان تاريخي سريال امام علي ( ع )معتقدندداود ميرباقري از پنج سال حكومت علي (ع ) بيشتر به سه جنگ جمل، صفين و نهروان توجه كرده است و از عدالت علوي، رفتار حكومتي، قضاوتهاي شگفت آور، تعاليم عالي، اقدامات عمراني وكارهاي فرهنگي امام كمتر اثري ديده مي شود. حسن يوسفي اشكوري. نويسنده و، پژوهشگر مسائل تاريخ اسلام مي گويد: متاسفانه سريال نتوانسته است ويژگيهاي حكومت امام را به تصوير بكشد و كارگردان در خط بيان دشواري هاي حكومت امام حركت نكرده اصولا است فيلم بيشتر به بيان حوادث نظامي و جنگها پرداخته و كمتر به تحليل و تبيين حوادث سياسي - فرهنگي و اجتماعي آن زمان مدينه و كوفه توجه شده است. به عنوان مثال تمام اختلاف معاويه و علي در حد حادثه مشهور قتل عثمان و خونخواهي معاويه خلاصه شده است. درحالي كه اين فقط سطح اختلاف است و اعماق آن مربوط به مسائل فكري - سياسي و قبيله اي پيش از اسلام و پس از آن همچنين مي شد به اقدامات عدالت خواهانه حكومت امام و تصميمات عملي آن حضرت ازجمله تقسيم برابر بيت المال توجهي نشده است. نكته: .در سريال امام علي (ع ) از برخي ياران بزرگ امام ازجمله سلمان فارسي، اويس مقداد، قرني، كميل بن ميثم زياد، تمار و... كه هركدام نقشهاي كليدي و مهمي را در حكومت امام برعهده داشتند خبري نيست. شاكر برخوردار، محقق گفته است: . از برخي اصحاب مشهورامام در اين سريال نام و اثري نيست. مثل سلمان فارسي كه تقريبا پنج سال پس از وفات ابوذر رحلت كرد، يامقدادكه از اصحابمعروف امام (متوفاي سال 33 هجري )ياجابربن عبدالله بود همچنين انصاري اويس قرني كه در جنگ صفين به شهادت يا رسيد، حجربن عدي كه درهمين جنگ يكي ازفرماندهان لشگر بود و در جنگ صفين هم شركت داشت. و نيز ابوالاسوددئلي كه علم نحو را پايه گذاشت و قرآن را نقطه گذاري كرد. او از شاگردان و ياران بزرگ امام بود و در جنگ صفين نيز حضورداشت. دكتر مصطفي حسيني طباطبائي نيزگفته است: به غيراز مالك اشتر، ابوذر ومحمدبن ابوبكر افراد برجسته ديگري نيز يار امام منابع بوده اند تاريخي بزرگ هفتاد نوشته اند، نفر از اصحاب پيامبر كه در بدر بوده اند در جنگ صفين در كنار امام علي (ع ) حضور داشتند. نكته: . برخي از بينندگان سريال امام علي (ع ) به داودميرباقري انتقاد كرده اند كه چرادرحالي كه شخصيت پيچيده اي ازعمروعاص و معاويه ارائه كرده است از امام علي ( ع ) شخصيتي غيرسياستمدار ترسيم كرده است. دكتر مصطفي حسيني طباطبائي در برابر اين انتقاد مي گويد: امام علي (ع ) گفته است: اگرپرهيزگاري نبود، سياستمدارترين مرد عرب بودم يعني خوب مي فهميد چه بايد بكند اما فضايل اخلاقي و تقوا جلو او را مي گرفت. ايشان به پيروزي آني و لحظه اي فكر نمي كردند و پيروزي را در تاريخ مي جستند. بنابراين برخي از اعمالي را كه در كوتاه مدت به نفعشان نبود انجام دادند، چرا كه هدف ماندگاري تعاليم الهي در همه تاريخ بود. دكتر علي شريعتي نيز در اين موردنوشته است: اگر علي را با ملاك حكومت بشناسيم، همه اينها قابل انتقاداست; اما اگر با ملاك نمونه سازي يعني امامت بشناسيم، هرگاه علي جز اين انجام مي داد، به عنوان حاكم لايق، سياستمدار مقتدر و موفق در تاريخ تلقي مي شد. اما به عنوان يك امام هرگز. در جايي كه موفقيت او وحكومت او موكول به ناديده گرفتن حق يك فرد است، امام به عنوان يك مجسمه مطلق ارزشهاي بايد متعالي، كه براي همه نسلهاتابلو، نمونه و مظهر باشد. براي حفظ همان حق يك فرد، بايدشكست خودش را و همه پريشاني هاو بدبختي هاي خود و خانواده اش را تحمل كند، تا دستش به ناحق آلوده نشود. در تاريخ سياستمدار پيروز بسيار داريم ولي در تاريخ به مانند او نداريم. يك الگوي هميشگي به بشريت مي دهد و يك انسان نمونه را به انسان هميشه نشان مي دهد. نكته: .برخي از پژوهشگران مسائل تاريخي معتقدند: يكي از ضعف هاي عمده سريال اين است كه گفت وگوها در آن ويرايش كلاسيك نشده است. در همين حال يك منتقد سينمايي به كارگيري واژه هاي امروزي را در اين فيلم يك ويژگي مثبت ارزيابي مي كند. بهاءالدين خرمشاهي. گفته است: زبان گفت وگوها در اين سريال بازبان آن روزگار انطباق ندارد، برخي از اصطلاحاتي كه دراين فيلم به كارگرفته شده در همين بيست سال گذشته وارد زبان شده است. البته منظورم اين نيست كه از كلمه هاي سلمبه، قلمبه استفاده مي شد اما بهتر بود از كلماتي مانند جوش آوردن، شانس آوردن و... استفاده نمي شد. امامجيد اسلامي، منتقدسينمايي نظر ديگري دارد. وي مي گويد: آنچه بيش از همه به چشم مي خوردمتن ديالوگ نويسي است اين سريال آكنده از ظرافت هاي كلامي است; بي آنكه كشش دراماتيكش تحت الشعاع زيبايي كلام قرار گيرد. ميرباقري با آوردن واژه هاي غيرمتعارف نظيرپشكل در لابه لاي مدل ديالوگ نويسي عصا قورت داده متون تاريخي، به بيان شخصيت ها پويايي خاصي بخشيده است. نكته: . برخي معتقدندشخصيتهاي منفي سريال همچون وليدو قطامه آنچنان پرداخته شده اند كه تماشاگر با آنها رابطه عاطفي برقرار كرده است. در اين زمينه انتقادهاي زيادي به داودميرباقري شده است. امامسعود اوحدي، منتقد سينمايي مي گويد: شخصيتهاي منفي در مقاطعي ازفيلم جذاب هستند، اما اين يك امتياز براي كارگردان محسوب مي شود. مجيد اسلامي، نويسنده و منتقدنيز مي گويد: ويژگي ديگر سريال بازي بازيگران است كه بهترين جلوه اش در بازي محمدرضا شريفي نيا (وليد )ديده مي شود. اين مورد هم مثال خوبي است از اينكه وقتي ديالوگ ها خوب نوشته شده باشد و بازيگر با ظرافت آنها را بيان كند، چگونه مجموعه كاملي به وجود مي آيد. نكته: . درحالي كه عبدالرفيع حقيقت محقق سريال سربداران گفته است بخشهايي از سريال با واقعيتهاي تاريخي انطباق ندارد، يك كارشناس سينمايي معتقد است برداشت سينمايي متعلق به كارگردان است و لزوما نبايد همانندتاريخ باشد. محقق سربداران گفته است: . دربخشي از سريال نشان داده شد كه امام علي ( ع ) با سنگريزه محاسبات و سرشماري را انجام مي داد. درحالي كه يك ايراني به نام هرمزان در سال پانزدهم هجري ديوان محاسبات اسلامي را تاسيس كرده بود و بنابراين حسابداران ايراني با روشهاي پيشرفته اي محاسبات حكومت امام را انجام مي دادند. مسعود اوحدي مي گويد: نبايد به يك كارگردان گفت چرا مطابق واقعيتهاي تاريخي فيلم خود رانساخته اي و نبايد اين انتظار را داشته باشيم كه يك فيلم تاريخي دقيقا مثل تاريخ باشد. بايد نگرش مولف اثر در آن ديده شود. نكته: . درحالي كه يك منتقدسينمايي نقطه ضعف سريال امام علي (ع ) را موسيقي آن مي دانديك منتقد ديگر موسيقي آن راكاملاموفق مي داند. مجيد اسلامي گفته است: شايد تنهانقطه تاريك سريال موسيقي اش باشد كه عملا نقش زيادي درفضاسازي و اوج و فرودهاي دراماتيك ندارد. موسيقي دربرخي لحظه ها آشكارا ملودي هاي سربداران را به ياد مي آورد و انعطاف و تنوع لازم را براي يك مجموعه طولاني ندارد. نكته: به هرصورت درحالي كه برخي از منتقدان سينمايي مجموعه تلويزيوني امام علي (ع )را كاملا موفق ارزيابي مي كنند، برخي ديگر آن را ناموفق مي دانند. مسعود اوحدي گفته است: اين سريال به انتظارات ما چندان پاسخ نگفت، ما انتظار داشتيم به عنوان يك سريال پرخرج از غناي محتوايي و شكلي زيادي برخوردارباشد، ازنظر توليد سينمايي اين مجموعه يك توليد متوسط است و از نظر بازيگري بيش ازحد معمولي است. يكي از بزرگترين مشكلات سريال فيلمنامه اش است كه بسيار آشفتگي دارد. محمد شكيبي، منتقد سينمايي گفته است: دقت و وسواس درنگارش فيلمنامه و پويايي و جذابيتي كه گفتارها و جدل هاي لفظي شخصيت ها دارند حتي قبل از ساخته شدن مجموعه به آن ارزش ادبي والايي مي دهد و يا مهارتي كه در ساختار داستاني و دراماتيك آن به كار رفته و استفاده مناسب از ويژگي بازيگران، تلفيق خوب گفتار در صحنه و دوبله، حركات خوب دوربين و تقطيع مناسب در تدوين، پرهيز از نماهاي شلوغ و گسترده به لحاظ رعايت ابعاد نمايش در تلويزيون و موسيقي قابل قبول هم از امتيازهايي است كه اميد توفيق اين مجموعه تلويزيوني را افزايش مي دهد. مجيد اسلامي. نيز گفته است: به نظر مي رسد كه اين سريال در كارنامه تمامي دست اندركارانش نقطه روشني باشد. ژيلا بني يعقوب