Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751025-13353S1

Date of Document: 1997-01-15

مديريت مشاركتي و تجربه ژاپن مشاركت در مديريت عبارتست از ايفاي نقش از طريق اظهار نظر، ارائه پيشنهاد، تصميم گيري و قبول مسئوليت در زمينه فعاليت هاي سازمان، انتخاب نوع كار، بهبود و توسعه كار و توزيع دستاوردهاي حاصله مناسبترين افرادي كه قادرند مشكلات و مسايل كاري را حل كنند، افرادي هستند كه كار را انجام مي دهند، بنابراين بايد راههايي را به وجودآورد كه افراد بتوانند باارائه نقطه نظرهاي خود به بهبود روال كار در بخشي كه فعاليت مي كنند بپردازند اشاره مديريت را توانايي استفاده موثر از منابع محدود به منظور رسيدن به هدفهاي مطلوب تعريف كرده اند، اماآيا هرنوع مديريتي قادر به استفاده موثر از منابع محدود به منظور رسيدن به هدف هاي مطلوب ؟ مي باشد كداميك از نظام هاي مديريتي، رياستي، مشاركتي و... مي توانند اهداف مديريت را كه از جمله افزايش توليد و بهره وري است تامين ؟ كنند مقاله زير سعي دارد پاسخ درخوري با توجه به تجربه ژاپن در باره مديريت مشاركتي به سوال هاي فوق بدهد. سرويس مقالات امروزه كه توليد و عرضه هرچه بيشتر و بهتر محصولات وخدمات، نقش سلاحهاي استراتژيك را در حيات سياسي - اجتماعي ملت ها ايفامي كند، توجه به توليد و افزايش بهره وري كل و نيز استفاده بهينه از منابع موجود در جامعه از ضروريات حياتي دنياي امروزي است. در اين ميان مديريت مشاركتي به عنوان ابزاري مناسب جهت بالا بردن بهره وري و پيشبرد سازمانها به سوي اهدافشان مي باشد. مشاركت و مشورت، نظرجوئي ورايزني در فرهنگ غني اسلامي و تاريخ كهن ايراني جايگاهي بس بالا و رفيع دارد و به مدد بكارگيري اين شيوه در مديريت و تصميم گيري است كه مي توان به طريق صواب درانجام امور دست يافت و از ميان راههاي مختلف راه اصلح را برگزيد. با ياري جستن از مشاركت و مشورت مخاطرات تصميم گيري كاهش مي يابد، ضمانت اجراي تصميمات متخذه بيشتر مي شود، دامنه بصيرت و آگاهي مشورت كننده گسترده تر و روحيه كار تقويت مي شود. تعريف مشاركت مشاركت در عبارتست مديريت، از ايفاي نقش ازطريق اظهار نظر، ارائه پيشنهاد، تصميم گيري و قبول مسئوليت در زمينه فعاليت هاي سازمان، انتخابنوع كار، بهبود و توسعه كارو توزيع دستاوردهاي حاصله در زمينه بهبود و توسعه كارنگرشي به نام مديريت كيفيت فراگير (M.Q.T) وجود دارد كه اين نگرش با تكيه بر مشاركت و همكاري كاركنان پس از جنگ جهاني دوم در ژاپن تجربه شد. مديريت كيفيت فراگير نگرشي است كه بر مبناي آن مديريت سازمان با مشاركت مشتري كاركنان، و به عبارت ديگر كليه عناصر دخيل در توليد تا مصرف كالا در جهت بهبود كيفيت توليدكه به جلب رضايت مشتري منجر مي شود تلاش مي كند. راههاي مشاركت و همكاري مناسبترين افرادي كه قادرندمشكلات و مسائل كاري را حل كنند، خود افرادي هستند كه كار را انجام مي دهند بنابر اين بايد راههايي را بوجود آورد كه افراد بتوانند به ارائه نقطه نظرهاي خود به بهبود روال كار در بخشي كه فعاليت مي كنند بپردازند. سه راهي كه براي فراهم كردن چنين زمينه اي وجود دارد بدين شرح هستند: - 10 نظام پيشنهادها: كاركنان پيشنهادهاي خود را به كميته اي كه براي ارزيابي پيشنهاد تشكيل مي شود مي دهند. پيشنهادكنندگان برطبق ضوابطخاصي مورد تشويق قرارمي گيرند. - 20 گروههاي كنترل كيفيت: گروههايي متشكل از كاركنان يك بخش به صورت داوطلبانه بوجود مي آيد. اين گروهها در جهت بهبود فعاليتها، به طور منظم تشكيل جلسه داده و به ارائه روشهايي براي بهبود كيفيت مي پردازند. - 30 تشكيل تيم: به منظور حل مشكل هاي خاصي كه وجود دارد يا براي اجراي بعضي از طرحها به همكاري و همفكري افراد مختلف از بخشهاي مختلف وجود دارد. ايجاد تيم هايي متشكل از اين افراد راه حلي براي دستيابي به چنين هدفي است، ضمن آنكه همكاري در قالب گروهها و تيم ها كار را لذت بخش مي سازد. اين تيم ها مي توانند از نيروهاي كارشناس مربوط به همان رشته كاري تشكيل شده باشند. تجربه ژاپن از مديريت مشاركتي ژاپن كشوري جزيره اي است كه از چهار جزيره اصلي و بيش از سه هزار جزيره كوچك تشكيل شده است، اين كشور چندان پهناور نبوده و از منابع طبيعي و زيرزميني كافي برخوردار نيست، مساحت جزايري كه اين سرزمين را پديد آورده اند سي وهفت هزار و ششصدوچهل و سه كيلومتر مربع است كه درصد 3 كل مساحت جهاني را در برمي گيرد كه برابر با يك بيست وپنجم مساحت آمريكا، يك نهم خاك هندوستان، و كمتر از يك چهارم وسعت ايران مي باشد. با وجوداينها، معجزه اقتصادي ژاپن بعد از جنگ جهاني دوم كه پايه هاي آن از سالهاي دهه 50 بنا نهاده شد اين سوال را در ذهن محققين بوجود آورده كه: به راستي عامل موفقيت اقتصادي ژاپن در ؟ چيست واقعيت اين است كه ژاپن پس از سالهاي دهه ميلادي 50 حركت آهسته ولي حساب شده را به منظور رسيدن به توسعه آغاز كرده به طوري است، كه امروزه اجناس توليدي اين كشور از چنان مرغوبيتي برخوردار شده اند كه مارك هايي مانند كاسيو، سوني، پاناسونيك، ناسيونال و.. خود به نشانه مرغوبيت كالا، مقبوليت عام يافته اند. تنها نگاهي به ويترين فروشگاههاي لوازم خانگي، عمق پيروزي ژاپن را نشان مي دهد. يكي از عواملي كه باعث افزايش بهره وري و پيشرفت شگفت انگيز ژاپني ها گرديدمديريت مشاركتي بود، نظام مديريت برمبناي درست مشاركت، برعكس نظام مديريت غربي به همه اجازه مي دهد پيشنهاد كنند و نه تنها پيشنهاد كاركنان را فضولي تلقي نمي كند، بلكه به آنها پاداش مي دهد. ژاپني ها با پياده كردن اصل مديريت برمبناي مشاركت درظرف مدت 30 سال كه ازاجراي آن مي گذرد ساله 300راه غرب را طي كردند. سرعتي كه ژاپن در اثردستيابي به مديريت برمبناي مشاركت پيدا كرد، آنقدرزياد است كه آمريكا و اروپارا شديدا به نگراني ووحشت انداخته است تا آنجاكه صاحب نظران قرن 21 رامتعلق به آسيا دانسته اند (قرن 19 متعلق به اروپا بوده و قرن 20 متعلق به آمريكا است ) اگر ژاپن باهمين سرعت به پيش برود اين كشور در 10 تا 20 سال آينده به هيچ عنوان قابل رقابت نخواهد بود. امروزه جنرال موتورز آمريكايعني يكي از بزرگترين شركتهاي جهاني كه تا به حال جزء موفق ترين شركتها بوده است از مديران ژاپني (شركت تويوتا ) دعوت مي كند تا به آمريكا بيايند و مشتركا كارخانه اي تاسيس كنند كه محصولش يك خودرو سواري كوچك جديد به نام نوا است. مديريت اين كارخانه با ژاپني هاست و كارگرانش تماما آمريكايي هستند، مديران صنايع موشكي لاكهيد آمريكا به ژاپن مي روند تا با نظام مديريتي جديد (مديريت مشاركتي ) آشنا شوند. قدرت برنامه ريزي و نظام مديريت برمبناي مشاركت درژاپن آنقدر قوي است كه آنها در كنار منابع انسانيشان بيش از دويست هزار ربات (آدم واره ) را بكار گرفته و هماهنگي بي نظيري بين آنها بوجود آورده اند. نظام مشاركتي در ژاپن مبتني است براستخدام مادام نظام العمر، تفكر فراگير و نظام تشكر فراگير، در اين نظام همه افراد فكر مي كنند و پيشنهاد مي دهند و در قبال آن تشكر و تشويق لازم از ايشان به عمل مي آيد. آمار زير نتايج عملي نظام مشاركت در ژاپن، مربوط به سالهاي 1987 1988 و مي باشد: بررسي و مطالعاتي كه سازمان 620در و شركت انجام شده نشان مي دهد كه درصد مشاركت كاركنان در ژاپن در /66 6حدود بوده است و از پيشنهادهاي پذيرفته شده در شركتهاي ژاپن بيش از 80 درصد اجرا مي شود كه ثمره اقتصادي ناشي از اجراي اين پيشنهادها بيش از 3 ميليارددلار است. طبق اين بررسي هابه طور متوسط در ژاپن هر نفردر سال 37 پيشنهاد ارائه مي دهد. حال فرض كنيم ما نيزدر ايران به جايي برسيم كه در سال 20 آينده از هر نفرايراني در سال 10 پيشنهادبگيريم در اين ميليون 600صورت پيشنهاد در سال تحول بسيار بزرگي را در كشور ايجاد خواهد كرد. پيامدها و نتايج مشاركت - 1 مشاركت باعث ايجادتعهد در كاركنان مي شود- 20 مشاركت باعث مي شودكه كارها با كيفيت بالايي انجام گيرند و استمرار در انجام متعهدانه و با كيفيت كارها، به تدريج به صورت عادت افراد درآمده و براي ايشان ملكه خواهد شد. - 3 مشاركت به عنوان عامل بروز شكوفايي افكار وايده هاي تازه و به عنوان عامل تقليل خطاهاي احتمالي است. - 4 مشاركت انگيزش را نيرومند مي سازد زيرا كاركنان احساس مي كنند مورد پذيرش بيشتر سازمان هستند و در كارهاي آن درگيرند. - 5 مشاركت كاركنان موجبافزايش كارآيي رضايت سازمان از شغل كاهش ضايعات و هزينه ها، كاهش تعارض و برخورد، تقليل غيبت، و نهايتا موجب افزايش همكاري كاركنان مي شود. - 6 مشاركت احساس مالكيت را فراهم مي آورد يعني انسان احساس مي كند كه سهمي درسازمان دارد زيرا هرگاه انسان در پديد آوردن چيزي مشاركت كند از آن پشتيباني خواهد كرد. - 7 مشاركت فرهنگ سكوت رادرهم مي شكند مشاركت وسيله نيرومندي است كه انسان رابه سخن گفتن و سخن شنيدن وامي دارد. - 8 مشاركت روابط اجتماعي وصنعتي را در كارخانجات وسازمانها و جامعه اصلاح كرده و موجب رشد سريع و باورنكردني اقتصادي و صنعتي جوامع مي شود. منابع و ماخذ: - 1 فريور باتمانقليج - نظام مشاركت زيربناي مديريت اسلامي - جلد اول - چاپ بهمن ماه. 1371 - 2 طوسي محمدعلي - مشاركت در مديريت و مالكيت - چاپ دوم - انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي - 1372 - 3 اميران حيدر - مديريت مشاركتي از طريق گروههاي كنترل كيفيت - چاپ اول زمستان - 71 ناشر: امين آذين. - 4 نژادحاجي علي ايراني فرهاد - بررسي دلائل عدم مشاركت كاركنان در سازمانها - مجله تدبير - شماره - 66 سال هفتم - مهرماه. 1375 - 5 روزنامه همشهري - چهارشنبه فروردين 23 ماه. فرهادنژاد 1374 حاجي علي ايراني