Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751024-13282S1

Date of Document: 1997-01-14

رازهاي نماز - دلي 3 كه حرف مي زند تفرجي در آدابالصلوه امام (ره ) طمانينه; و آن غير از طمانينه اي است كه فقها در خصوص نمازاعتبار كرده اند. بلكه آن عبارت است از آن كه شخص سالك عبادت را از روي سكونت قلب و اطمينان خاطر به جا آورد، زيرا كه اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد. قلب از آن عبادت منفعل نشود و آثاري از عبادت در ملكوت قلب حاصل نشود. اگر عبادتي چنين باشد كه قلب را از آن به هيچ وجه خبري نبود و از آن آثاري در باطن پيدا نشود در عوالم ديگر محفوظ نماند و از نشئه ملك به نشئه ملكوت بالا نرود. قلب هم زباني دارد كه رفته رفته باز مي شود. وقتي كه زبان قلب باز شد، قلب قبله زبان وديگر اعضا مي شود و با ذكر قلب همه وجود انسان ذاكر مي گردد. اما راه باز شدن زبان قلب، طمانينه و سكونت ذكر است. ديگر نكته; حفظ و حراست معارف و مناسك است از تصرف راهرو شيطان، در هر مسير از مسيرمعارف و طريقه هاي الهي بايد هست، با كمال دقت همچون طبيبي مهربان و پرستاري شفيق از حال خود مواظبت كند و عيوب سير و سلوك خود را تفتيش و مداقه كند. نكته ديگر آن است كه عبادت نشاط مي خواهد. اگر قرار برانتخاب وقت است، ساعتي رابرگزيند كه نفس را به عبادت اقبال است و داراي نشاط و تازگي است و خستگي در او نيست. نكته قابل توجه در اين زمينه آن است كه اگر زمان عبادت در ساعات خستگي و كسالت باشد در درازمدت، طبعا نفس به عبادت گرايش و دوستي نمي يابد و بلكه باعث تنفر از عبادت نيز مي شود. يكي از اسرار عبادت آن است كه جسم و جان تسليم قلب شود و اين از طريق نشاط و بهجت قلبامكان پذير است. قلب انسان چون طفلي است كه زبان باز نكرده و بايد از اين نظر تعليم ببيند، اين تعليم راامام ( ره ) به تفهيم تعبير كرده اند. پس هر يك از اذكار و حقايق واسرار عبادات را با كمال دقت و سعي به آن تعليم دهد و در هرمرتبه اي از كمال هست، آن حقيقتي را كه ادراك نموده به قلب بفهماند. بلكه با قرآن بر دلهاي سخت خود بكوبيد و بر آن مباشيد كه سوره را به آخر برسانيد10 - 1 اصول كافي ج 4 ص. 418