Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751022-13212S1

Date of Document: 1997-01-12

شهر سالم، شهروند سالم منيت وافتادگي : - 312 شعرپله اي: حاشيه 0 ميانه چو 1 ذره گرچه حقيرم ببين به دولت عشق كه در هواي رخت چون به مهر پيوستم ادبيات عرفاني ميهن ما آكنده از آموزه هايي است كه آدمي را به فروتني مي خوانند. داستان صوفياني همچون زمخشري و قشيري را؟ شنيده ايد مي گويند روزي قشيري در حضور خليفه به آن يك گفت كه تو در پيشگاه خليفه پشه اي بيش نيستي! و زمخشري پاسخ داد: آن پشه هم تو خود باش كه من در پيشگاه خداوند هيچ نيستم. غرور و تكبر و منيت و خودبيني، شايسته يك شهروند واقعي نيست كه به تعبيرصائبتبريزي آنان كه غني ترند محتاج ترند... امام خميني (ره ) در اثر ماندگار خودآداب نماز، آن جا كه مي خواهد به مخاطبان خود درس فروتني و افتادگي بياموزد مي نويسد: از تاريخ اتمام اين كتاب، بيش از چهل سال مي گذرد.. و من نه اسرار صلوه را دريافتم، و نه به آداب آن پرداختم، كه يافتن غير از بافتن است و ساختن، جدا از پرداختن، و اين كتابها حجتي است از مولي بر اين عبد بي مايه... اين فروتني شگرف و رشك برانگيز، داستان مولوي بلخي را فراياد مي آورد كه منيت رااز در خانه خود چنان راند كه كاريار به واله گردي و شوريدگي كشيد و سرانجام هنگامي كه به تعبير مولانارهرو مشتاق سوزيد ازشرر، باز هم راهي به خانه دوست نيافت زيرابه گفته مولوي: -شعرپله اي: 0 312 حاشيه گفت 1ميانه اينك چون مني اي من درآنيست گنجائي دومن در يك سرا