Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751020-13098S1

Date of Document: 1997-01-10

ماه نزول وحي در آستانه ء فرا رسيدن ماه مبارك رمضان زمان نزول قرآن مجيد بر پيامبر، از منظر آيات كلام الله مجيد، زماني بسيار متبرك و متعالي بوده است. زمان، في نفسه همچون مكان، داراي ويژگي وارجمندي نيست، بنابراين اگر ايامي شريفتر و مباركتر از ساير روزها، يا شبي، داراي قدر و منزلتي بيش از ديگر شبهاست، به دليل انتساب به مناسبتي خاص و بر محور موضوعي والا داراي چنين بار و مفهوم ارزشي خواهد بود. در فرهنگ ديني اسلام و با انتساب به برخي مسائل و موضوعات، ماههايي همچون ذي الحجه و شعبان و رمضان، و روزهايي همچون جمعه و برخي ايام مبارك، امتياز و منزلتي خاص دارد. ماه رمضان، ماه خدا است. مسلمان موظف است ايام اين ماه را در توجه دائم به خداوند و عبادات خاصه، و بالاتر از همه روزه داري، بگذراند. مسلمان در هنگام روزه داري، مي بايد از خوردن و آشاميدن و همبستري كردن و ديگر مفطرات خودداري ورزد. حتي بسيارند كساني كه مبتلا به دخانيات و اعتيادهاي ديگر مي باشند و به محض آنكه با خوردن سحري تصميم مي گيرند تا اذان مغرب از آنها اجتناب كنند، يكباره داراي چنان قدرت روحي و رواني اي مي شوند كه احساس ناراحتي و كمبودهاي ناشي از عادت در وجودشان تحليل مي رود و خود را در برابر فشارهاي رواني اين مسئله، كاملا مصون و آماده مي يابند. بنابراين يكي از نخستين بركات روزه داري، امتياز بزرگي است كه در نتيجه مقابله انسان با عادات و توجه به امور معنوي حادث شده و قدرت تسلط بر نفس در افراد افزايش مي يابد. اين امر، يعني تربيت نفس و تهذيب و خويشتن داري، مقدمه اي است كه در ذيل آن اهداف بزرگ شارع مقدس براي دگرگون سازي و تكامل روح انسان متحقق قرآن مي گردد كريم وصول به مرتبه تقوي پيشگي را، صريحا از اهداف روزه داري ذكر فرموده و در آيه حكمگزاري صيام، اين حكم انسان ساز را بدينگونه تشريح مي نمايد: ياايهاالذين آمنو. كتب عليكم الصيام، كماكتبعلي الذين من قبلكم، لعلكم تتقون (سوره بقره آيه ) 183 روزه بر شما واجب شد، همچنانكه برامم پيش ازشما واجب شده بود، باشد كه خويشتن دار شويد. از اين آيه شريفه دانسته مي شود كه فرهنگ صيام مختص دين محمد (ص ) نبوده و فقط در اسلام بر آن تاكيد ويژه شده است. اين دستور الهي در همه اديان و فرهنگهاي مذهبي موجود بوده و امتهاي پيش از اسلام نيز ارزشها و فوايد و نتايج تربيتي آن را همواره مدنظر داشته اند. زيرا روزه داري، نه فقط در تحكيم حس ديانت و مراتب ايمان در وجود انسان تاثير قطعي دارد، بلكه به لحاظ تربيت فردي و اخلاق و عادات زندگي اجتماعي نيز نقشي والا و بسيار مهم ايفا مي نمايد. روزه، وقتي با شرايط و آداب آن گرفته شود، قساوت را از وجود انسان مي زدايد و تكبر و خودپسندي و غفلت ناشي از روزمره گي را، به عنوان منشا بسياري از رذايل اخلاقي، از ميان شهوات مي برد روزه، را اسير انسان مي كند و وجه حيواني آنرا دردرون آدمي ضعيف و منحل مي كند. با تحليل اين نفسانيات مخل و مخرب، روح آدمي صفا مي يابد ومستعد تجلي انوار الهي مي گردد. حتي برخي از بصيران عالم معرفت، شرط حصول معارف را در وجود تمسك انسان، به صيام و خويشتن داري در برابر عادات روزمره، از جمله تناول طعام دانسته اند. از جمله شيخ اجل سعدي شيرازي گفته است: - شعرپله اي: 0 312 حاشيه اندرون 1ميانه از طعام خالي دار تا در آن نور معرفت بيني افزايش عبادات، و توجه انسان به اذكار و اورادوارده در اين ماه نيز موجب آرامش خاطر مي گردد و به حكم الابذكرالله تطمئن القلوب (سوره رعد آيه ) 28 روان انسان به اطمينان و يقين خجسته اي مي رسد: واعبدربك حتي ياتيك اليقين (سوره حجر آيه ) 99 پيامبر اكرم ( ص ) پيش، از حادثه ماه عظيم بعثت، رمضان را در كوه حرا معتكف مي شد و به عبادت پرداخته، فقرا را اطعام مي فرمود و راز و نيازي خاص را با حضرت احديت آغاز مي كرد. در توفان همين عبادات روحاني و عاشقانه بود كه در شبقدر، جبرئيل بر او وارد شد و به مقام شامخ پيامبري بشارتش داد. نخستين آيات وحي كه پيامبرقائم (ص ) را به خواندن به نام مبارك پروردگار.. اشارت فرمود، در روزهاي همين ماه نازل شد و چه منزلتي برتر از اين براي رمضان. رمضان ماه نزول وحي، و مظروف زماني كلام الهي است، بنابراين هيچ مسلمان معتقدي نمي تواند بي تفاوت از كنار چنين روزهاي متبركي بگذرد و از شاخسارهاي پرثمر آن، ميوه هاي ايمان واعتقاد و تهذيب را و نچيند حتي اگر اين شرف و فضيلت عظمي نيز براي رمضان وارد نشده بود، به تاسي از رسول محبوب اسلام، حضرت محمد مصطفي (ص ) مي بايست، ماه رمضان را، زمان تهجد و عبادات ويژه شناخت و به آن وجود كامل تاسي كرد. به فرمايش اميرالمومنين علي (ع ): واحب العبادالي الله المتاسي والمقتص بنبيه، لاثره... ( نهج البلاغه جستاري از خطبه ) 160 محبوبترين بندگان نزد خداوند كسي است كه به پيامبرش تاسي جويد و از او پيروي نمايد. بي گمان، معتقدان به دين مبين اسلام نيز، هنگامي كه گام در پي پيامبر اكرم نهند، و ماه رمضان را باانجام همه وظايف و آداب آن به شب قدر رسانند، به مقامي نزديك خواهند شد كه فرشتگان آسمان پي در پي فرود آيند و به او سلام دهند. و اين بشارت قرآن است: تنزل الملائكه والروح، فيها باذن ربهم، من كل امر. سلام هي حتي مطلع الفجر. (سوره قدر آيات 4 و) 5 در آن شب، فرشتگان و جبرئيل (روح ) به فرمان پروردگارشان از براي هر فرماني يا هر كاري فرود مي آيند. سراسر سلام و درود است اين شب، تا برآمدن سپيده دم. با چنين منزلت و عظمتي، دريغ از كساني كه ازتقرب بدين مقام استنكاف ورزند. مقامي كه آدمي همچون قطبي در عالم مخلوقات ظهور مي يابد و خالق مهربان به ملائكه خويش فرمان مي دهد تا گروه ها گروه بر زمين فرود آيند و او را درود فرستند. چه خسراني بالاتر از فروافكندن و از دست دادن چنين مرتبه اي. در حالي كه ممكن است تجلي رحمت خداوند نسبت به انسان در جبروت قهر خالق متجلي گردد و همين فرشتگان و كارگزاران ملكوتش را فرمان دهد كه خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه (سوره الحاقه آيه )بگيريدش 21 و در غل و زنجيرش ببنديد و به دوزخش درافكنيد. در قرآن كريم، در سوره مبارك قدر، زمان نزول وحي را صريحا شب قدر خوانده است. در اين سوره با آنكه قبلا اسمي از قرآن نيامده، مي فرمايدما آن را نازل كرديم و با اين تعبير (آوردن ضمير به جاي اسم ظاهر ) چنين دريافته مي شود كه اين صحيفه آسماني شهرت و جلالت فوق العاده دارد و همگان آن رامي شناسند و در خاطر همه كس هست. بنابر اين، آنچه كه خداوندنازل كرده، بي گمان قرآن است. ازسوي ديگر در معني نزول در شب قدر و زمان آن نيزمفسران سخنهاي بسيار گفته اند كه ماحصل بحث رامي توان بدينگونه جمع آورد: از آنجا كه معجزه ختميه اسلام در ظرف 23 سال به تدريج نازل شده است و خود قرآن به اين نزول تدريجي با ذكر علت و سبب آن تصريح دارد (از جمله در 5 آيه نخستين سوره علق مفسرين چنين استنباط كرده اند ) اما در آغاز سوره دخان، خداوند تعالي مي گويد كه ما قرآن را درليله مباركه نازل كرديم. و در سوره بقره، ماه رمضان را به ماهي كه قرآن در آن نزول يافته وصف فرموده و در سوره انفال مي فرمايد روزي كه مسلمين با كفار در غزوه بدر به جنگ پرداختند، يعني در شب چنان روزي خداوند قرآن را بربنده اش فرستاده است (غزوه بدر در ماه رمضان بوده است ). از اين آيات دانسته مي شود كه در شبي از شبهاي ماه رمضان اين كتاب كريم نازل گشته است و در اين سوره تعيين مي كند كه آن شبليله القدر بوده است. در اينجا باز مفسران اختلاف كرده اند و در اينكه كداميك از شبهاي ماه رمضان شب قدر است، بعضي گفته اند: در همه شبهاي اين ماه احتمال شب قدربودن هست. بعضي ديگر شب اول و برخي شب هفدهم را دانسته و گفته اند در بامداد همين شب جنگ بدر واقع شد كه خداوند تعالي آن را يوم الفرقان و وقت نزول قرآن مي خواند: و ما انزلناعلي عبدنايوم الفرقان علي التقي الجمعان (سوره انفال آيه ) 41 گروهي ديگرنيز شب نوزدهم را شب قدر تصور كرده اند اما بسياري، آن را در دهه آخر و غالبا شبهاي بيست ويكم و بيست وسوم رمضان مي دانند. اين موضوع (بخصوص شب بيست وسوم ) توسط روايات و احاديثي از قول و عمل پيامبر و اصحاب و اهل بيت معصومين مورد تاكيد قرار گرفته است. با اينهمه به نظر مي رسد كه حكمت آفريدگار جهان چنين اقتضا نموده كه شب قدر مخفي بماند و همه كس آن را به صورت قطعي و يقيني نداند. همچنانكه وقت قيام ساعت و اسم اعظم در ميان اسماءالهي و بسياري چيزهاي ديگر غيرمعلوم است و از فوائد مجهول ماندن ليله القدر اينكه مردم همه شب را به احتمال قدر بودن بقدر توان خويش به عبادت و كار خير پرداخته و از معاصي و منكرات پرهيز مي كنند. ر. مسعودي