Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751020-13078S1

Date of Document: 1997-01-10

سايه غول پيكري از واقعيت نگاهي به فيلم روز استقلال اشاره: روز استقلال پرسروصداترين پرفروش ترين، و همين طور تبليغاتي ترين فيلم سال اخيرامريكا بود و درباره آن مطالب زيادي در مطبوعات خارجي وداخلي نوشته شد. مطلبي كه از نظرتان مي گذرد حاوي نقدكوتاهي از فيلم و نيز گفتگوبا كارگردان آن است، كه درمجموع به ديدگاه و پرداخت ساده انگارانه فيلم مي پردازد. از چپ به راست: ويم وندرس، ولفگانگ پترس، رولاند امريش، هارك بوم، برند آيشينگر و مايكل بالماس علاوه بر اين چاپ مطلب فوق، جداي از آشنايي خوانندگان بايك فيلم خاص، نشان دهنده روندروبه رشد نوع خاصي از فيلمهاي تخيلي ساده انگارانه و سطحي درسينماي امريكا نيز هست. روز استقلال محصول امريكا. سال 1996 USA كارگردان: رولاند امريش تصوير ردپاهايي كه اولين انسانها بر روي سياره اي ناشناخته برجا گذاشته اند، شروع فيلم رولاند امريش - روز استقلال - است. ناگهان يك سايه غول پيكر به روي آن مي افتد و جاپاها به تدريج محو مي شوند. يك سفينه غول پيكرزمين را به لرزش درآورده است. پيام موجودات فضايي واضح است: زمين با آنها دچار مشكل شده است. اين دو دقيقه آغاز فيلم بهترين بخش از دقيقه 143كل است زيرا فيلم امريش نقاط ضعف بسياري در فيلم نامه، شخصيت پردازي و حقه هاي سينمايي دارد. اين فيلم در طي 10 هفته بيش از 460 ميليون دلار فروش داشته است و گوي سبقت را از پارك ژوراسيك - كه تابه حال پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما بوده - ربوده است. امريش فيلمنامه اين فيلم را به همراه ديان دولين. Devlin Dean درمدت يكماه نوشته است. گفته مي شود كه صحنه هاي مربوط به ويراني كاخ سفيدواشنگتن در فيلم، سمبلي ازخشم مردم از سياست هاي بيل كلينتون مي باشد و همين طور تفسيري هم از فيلم وجود دارد كه موجودات فضايي درواقع سمبلي از بشريت است كه با استفاده نادرست از طبيعت موجب نابودي جهان مي شود. بدون هيچ باريك بيني خاص اين فيلم بازگشتي به فيلم هاي مشابه 50 سال پيشش بود كه محتوايش را از آنها گرفته است. فيلم هايي مثل جنگ دنياها و ياروزي كه زمين ايستاد، كه با ترس تماشاچيانشان بازي كرده اند و اين فيلم باز فرصتي است براي اين ادعاي منتقدان اسپيدبرگي از زيندل فينگن (شهري در آلمان و محل تولد امريش ).اين را پس از آنكه اولين فيلم او را چيزي جز كليشه هاي كهنه و قديمي درباره اش نيافتند، گفتند. رولاند امريش امريش معتقد است كه باوجود مخالفت هاي بسيار، در اين فيلم موفق شده است. با وجود بازي خوبجف گلدبلوم به عنوان متخصص كامپيوتر كه كدرمز موجودات فضايي را كشف مي كند و ويل اسميت به عنوان خلبان كه با سفينه تعميرشده اش به سفينه اصلي موجودات فضايي پرواز باز مي كند، فيلم مانند كليشه رايج از يك ذهن يهودي است. علاوه بر اينها امريش همه ارزش هاي امريكايي را از مفهوم خانواده تا حس وطن دوستي شان را با خطاهاي بيشمار در محتوا و حتي در ساخت دست مايه قرار مي دهد. مثلا: يك موجود خارق العاده كه ميليونها سال نوري را در فضاپيموده و بر همه موجودات به صورت تله پاتيك تسلط ناخواسته دارد، اسرار و برنامه هايش را لو مي دهد و درباره سيگاري كه در مسافت 400000 كيلومترپرواز فقط يك سانتيمتر مي سوزد، ديگر سكوت مي كنيم. عكس العمل امريش در مقابل چنين اشكالاتي اين جمله است: اين فقط يك فيلم است. درست است، اين يك فيلم است ولي متاسفانه از نوع بدترينش. نوشته كونراد توماس روزنامه DieWocheدي وخه گفتگوي مجله اشترن (Stern) با رولاند امريش، كارگردان فيلم روز استقلال درست است كه شما براي جلوه هاي ويژه فيلمتان، وسايلي از اسباببازي فروشي؟ خريديد براي بعضي صحنه هاي انفجاربله. واضح است وقتي يك اسباببازي اتوماتيك مي تواند اين صحنه را براي ما بسازد، لزومي ندارد آن را بسازيم. هميشه سعي مي كنم تا جايي كه ممكن است كارها را به سادگي انجام دهم. همينطور؟ ارزان تر به هزينه اي بالاتر ميليون 70از دلار اعتقادي ندارم. براي شروع فيلم به استوديو جلوه هاي ويژه در هاليوود، پيشنهادي با مبلغي زياد دادم كه ماجراهايي در پي داشت. به همين خاطر از دانشجويان آكادمي سينما در لودويگزبورگ دعوت كرديم; متخصصين فيلمبرداران، كامپيوتر و مدل سازها. حالا ما 50 دقيقه صحنه هاي كامپيوتري در فيلم داريم. آيا اين نظريه كه موجودات فضايي مي خواهندبشريت را نابود كنند براي شما جذاب؟ است من حوادث طبيعي را دوست دارم. لذت مي برم از اينكه اين حوادث به سادگي روي مي دهند. يك آتش سوزي بزرگ و يا مثل فيلم گردباد يك توفان تورنادو، در هاليوود براي پرجاذبه تر كردن فيلم معمولا به آتشفشاني يك كوه يا يك گردباد پرداخته مي شود. اما اين موضوع ها را مدت هاست كه در تلويزيون مي بينيم. بايد موضوع جالبتري يافت و بلافاصله اين تصوير به ذهنم آمد: يك سايه غول پيكر برفراز زيرا شهر اگر حقيقتا موجودات فضايي به زمين بيايند مسلما با نعلبكي هاي بچه گانه نمي آيند بلكه با سفينه اي به بزرگي 20 تا 30 مايل مي آيند. آيا خودتان وجود موجودات غيرزميني را باور؟ داريد زماني كه در باره فيلم قبلي ام Stargute-، كه درباره يك تمدن ناشناخته بود - بامن مصاحبه مي شد، خبرنگاران هميشه مي خواستند بدانند كه آيا چنين چيزي وجود؟ دارد من مي گفتم: نه. اما بعد از 15 بار كه اين سوال از من شد به اين فكر افتادم كه مي تواند چنين چيزي باشد. شايد يك روز صبح با صداي مهيبي از خواب بيدار شويد وببينيد كه سفينه هايي آن فرودآمده اند زمان از خودپرسيدم، چرا هيچكس در اين باره فيلمي نمي سازد. روز استقلال سومين محصول شما در آمريكاست. آيا هنوزهم هاليوود روياي؟ شماست اين هم يك صنعت است مثل بقيه صنايع، فقط خيلي مبالغه آميزتر. باورنكردني است كه چگونه مردم اينجاتباه مي شوند، نه بخاطر بلكه سينما، بخاطر پول. اينجا همه چيز براساس روابط است وهمه چيز حول محور قدرت مي چرخد. اما مزيت هاليوود دراين است كه ممكن است شانس بياوري و به شهرت بررسي. دراين صورت دهسالي وضعت خوباست. درست مثل وضع كنوني؟ شما بله، الان مي توانم آن كاري كه دوست دارم انجام دهم بدون آنكه دغدغه فروش طرحم را داشته نگراني باشم كنوني ام اين است كه كار بعدي چگونه از آب؟ درمي آيد اينطور كه شنيده ام روايت جديدي ازگودزيلا؟ است بله ولي هنوز تصميم قطعي در اين باره نگرفته ام. روابطتان با همكاران قديمي آلماني تان چطور آلماني ها؟ است بطور كلي اهل انتقاد هستند. بيش از همه مطبوعات آنها آلمان هميشه اين سوال را مطرح مي كنند كه پشت پرده چه چيزي؟ است و من مي گويم هيچ چيز! در شب اولين اكران درهاليوود، فيلمسازان آلماني اتحاد بزرگي را نشان همه دادند، مي خواستند با شما در يك عكس باشند. آيا اين يك پذيرش يا به رسميت شناختن دير هنگام؟ است در اين باره نمي خواهم چيزي بگويم. مي دانيد اين يك پديده آلماني است. من مثل سابق همان نوع فيلم ها رامي سازم و دقيقا به ياد دارم كه در آلمان، چگونه مورد استهزا واقع شدم. اسپيدبرگي از زيندل فينگلن مطبوعات در باره ام اينچنين گفتند و يا اينكه فيلم هايم را از قسمت هاي 1000 فيلم ديگر دزيده ام براي آخرين فيلمم در آلمان به شدت مورد دشمني قرار گرفتم. در آن موقع دو هفته بود كه پيشنهادي از كمپاني. Pictures Corolco به من شده روز بود مصاحبه با مطبوعات مرا مصمم كرد كه آلمان را ترك كنم. شما پسر يك كارخانه دارثروتمند هستيد كه پدرتان هزينه فيلم هايتان رامي پردازد... به هيچ وجه، حتي يك فنيك هم نمي پردازد. او زيرك تر از اين است. به هرحال شما قسمت اعظم وفيلم هاي آلماني تان را بدون سفارش دهنده ساخته ايد. دو فيلم آخرم را بله. من ثابت كرده ام كه مي شود هزينه فيلم را تامين كرد حتي در آلمان. بدين خاطر هم از من دلخور و مكدر شده اند. سال گذشته شما چهل ساله شده ايد. سني كه انسان مي گويند، به كمال فكري آيا مي رسد، ديدگاههاي؟ جديدي يافته ايد فيلم ساختن هنوز هم مهم ترين مسئله زندگي من است.