Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751019-13041S1

Date of Document: 1997-01-09

گنج سيل آورد سيل خروشان پايه هاي تاريخي پل بزرگ ابهررود را آشكار ساخت در فرهنگ ما قطرات باران هميشه رحمت و نعمت شمرده شده است ولي انباشتگي بيكرانه آن، يعني سيل و پيوسته نقمت تابوده سيل را پيشه و كردار خانه براندازي بوده وويرانگري، و در هيچ جا نشنيده و نديده ايم كه طوفان بلاخيزسيل پيام آور بركتي باشد. ولي در ارديبهشت ماه گذشته خلاف آمد عادتي روي داده و سيل طغيان پيشه اي شرارت به كناري نهاده و نويدبخش گنجينه اي فرهنگي شده است. ابهررود در مسير طولاني خوداز ميان جنگلها و مزارع سرسبز و دل انگيز شهرابهرمي گذرد، اين شهر نيز همچون بسياري از ديگر حيات آبادي ها، خود را مديون زمزمه هاي روح نواز بستر زاينده ابهر رود است كه طي هزاران سال، تشنه كامان ساحل خويش را از زلال جاري خود سيراب مي كند و شهرباستاني ابهر فرزند ابهررود است. با گسترش شهر در دهه هاي اخير معبر رودخانه تنگ وتنگتر مي شود گويي رودخانه جهت جلوگيري از اينكار باسيلابهاي بهاري خود مي كوشد كه بستر خويش را بگشايد و خويشتن را آزاد سازد. علاوه بر سيلابهاي بهاري، ريش سفيدان ابهر، سيلهاي مهيبفراواني را در خاطره ها دارنداز جمله سيل سال 1336 وآسيبهاي مالي و جاني آن را. در سال جاري نيز مردم ابهر شاهد يكي از طغيانهاي كم نظير رودخانه بودند كه در اثر اين سيل عظيم بخشهايي از زمينهاي جنگلي اطراف بستر رودخانه توسط آبهاي خروشان شسته شد و درختان فراواني طعمه سيل شدند و به پلهاي موجود بر روي رودخانه آسيبها پس رسيد از دو روز، سيلاب فروكش كرد و كشاورزان جنگل و درخت و زمين از دست داده، مغموم و پريشان در اطراف بستر گسترش يافته سيل، وااسفاها گويان قدم مي زدند و بردرختها و زمين از دست داده افسوس مي خوردند. اما در اين بين، چشم هاي فرهنگ دوست و ميراث جويي نيز بودند كه در ميان همين بستر گسترش يافته بقاياي پلي باستاني را يافتند كه در اثر پاك شدن لايه هاي چند صد ساله رسوبات از روي آنها به تازگي هويدا شده بود. گويي خدا خواسته تاعدوي سيل سببخيري باشد. تا ما وارثان ميراث گرانسنگ گذشته را از خواب غفلتي بيدار كند. باشد كه بيشتر از پيش به ارزش خاك و سنگ اين سرزمين ديرپاي و آثار نهفته در زير آن بيانديشيم و غبار از چهره ايشان بزدائيم. آنچه در اثر طغيان رودخانه و شسته شدن خاكهاي اطراف بستر رود در دو طرف نمايان شده نشانگر پايه هاي يك پل باستاني است كه حدود 200 متر بالاتر از پل موجود و در جنب پارك ساحلي قرار بخشهايي دارد از پل در ابتدا و انتهاي آن، هنوز در زير لايه هاي رسوبي دو سمت پل (كه سيل آنها را با خود نبرده ) از ديده ها پنهان است كه با اندكي تلاش، و برداشتن خاكهاي مزبور مي توان بقاياي پايه ها و بستر پل را از زير لايه هاي رسوبي خارج كرد. بديهي است سلامت بخشهاي پنهان درزير خاك، به مراتب از آنچه پديدار شده بيشتر خواهد بود. ارتفاع رسوبات تشكيل شده برروي بقاياي ساختماني حدود 2 متر است كه همين امر نشانه قابل توجهي جهت قدمت و ارزش تاريخي بناي مزبور مي تواند باشد. مختصات پل را با توجه به قسمتهاي قابل رويت مي توان چنين خلاصه كرد، بيش از 50 متر طول 8 متر عرض. حداقل 8 چشمه ( دهانه ) كه عرض هر چشمه /3 30متر بوده و هريك از پايه ها /2 30نيز متر عرض داشته كه با سنگ لاشه و ساروج ساخته شده است. با مطالعه و شناسايي پل مذكور از سوي كارشناسان ميراث فرهنگي و سازمانهاي ذيصلاح، بسياري از نكات مبهم تاريخ منطقه روشن خواهد گرديد. پل مذكور سند معتبري است در بازشناسي اهميت فرهنگي اجتماعي منطقه قطعا ابهررود تا كاوشهاي باستانشناسي علمي پيرامون آن صورت نگيرد به درستي نمي توان ارزشهاي آن را بازشناخت و در باره قدمت و اهميت آن نتيجه گيري كرد. متاسفانه در طي روزهايي كه از پيدايي اين گنج سيل آوردمي گذرد عكس العملي از سوي ميراث فرهنگي استان زنجان و يا شهرداري ابهر صورت نگرفته است، ولي آرزومنديم كه همين گفتار، توجه عزيزان هنردوست ميراث فرهنگي و شهردار كوشاي ابهر را جلب كرده در راستاي شناسايي اين بناي ارجمند و احتمالا ديگر روشنگريها، آستين همت بالا زنند. توسعه پارك ساحلي ابهررودتوسط شهرداري اين شهر به سمت شمال در روزهاي آتي به محل پل مذكور خواهد رسيد واگر خداي ناخواسته توجه لازمه مبذول نگردد ممكن است اين اثر معماري ارزشمند باري ديگر از ديده ها پنهان شده و نسل حاضر افتخار آشنايي با او را از دست بدهند. فرهنگ دوستان منطقه وعلاقه مندان تاريخ و هنر، چشم انتظار شناسايي اين پل ازطرف ميراث فرهنگي واطلاعات علمي در باره آن خواهند بود. علي اصغر ميرزايي مهر