Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751019-12998S1

Date of Document: 1997-01-09

جهان پهلوان ناتمام ماند و او خود تمام شد عزت الله انتظامي از خاطراتش در مورد حاتمي مي گويد گزارشي از يادمان علي حاتمي ياد آن قصه پرداز لحظه هاي آشنا و غزلخوان دردهاي كهن اين سرزمين هماره باما باد. كالبد خاكي اش ارزاني خاك باد كه روحش دوشادوش جاودانگي هنرش تابناك است يادمان علي حاتمي به همت نشريات سينمايي روز دوازدهم دي ماه در سينماآزادي با حضور تعداد زيادي از دست اندركاران و نويسندگان سينمايي برگزار شد. در ابتدا علي معلم سردبير مجله دنياي تصوير طي سخناني گفت: آن كه در دل ها حضور يادش جاودان است و به سرانگشت هنر نقش ها برآورده شگرف و ديدگان ما به بزم خيال دوست برد، آن كه جذبه مهرش سوته دلان را اشك بر چهره لغزاند و دلشدگان را شيدايي بيفزود، كمال ملك ديدار بود و هزاردستان هزارقصه كهن. سالك عهد قديم، كه همچون گذشتگان از منظر تامل نظر مي كرد و برصحيفه خيال ما و شما نكته هاي نغز مي نگاشت و تاريخ را به زباني بديع روايت مي كرد، هرگز از خاطر ايام نخواهد رفت. ليلا حاتمي، زهرا حاتمي ياد آن قصه پرداز لحظه هاي آشناو غزلخوان دردهاي كهن اين سرزمين هماره با ما باد. كالبد خاكي اش ارزاني خاك باد كه روحش دوشادوش جاودانگي هنرش تابناك است. در ادامه اين مراسم عزت الله انتظامي ضمن يادآوري خاطرات كاري اش با علي حاتمي گفت: پس از بازگشت علي حاتمي از لندن كه براي معالجه رفته بود و شروع مجدد كار در شهرك سينمايي، يك روز صحنه شروع مي شود: من پدر تختي هستم، تختي مي خواهد به دنيا بيايد، فرياد زنم را مي شنوم كلافه ام وداد مي زنم يكي برود اذان بگويد، در خانه را باز مي كنم دربازارچه خاني آبادسقاخانه را روحاني و نوراني مي بينم، حاتمي گفت: تا جلوي سقاخانه برو، حالم دگرگون شد، بعد از آن كات دوربين را گذاشت، گفت زانوبزن و براي خوبشدن حال همسرت دعا كن. من زانو زدم، دست خودم نبود، نمي دونستم چي مي خواستم بگويم و گفتم يا امام رضا (ع ) علي را شفا بده اول.. و هر چه مي گذشت صدا بلندتر مي شد، حاتمي چيزي نگفت مجددا زاويه عوض شد، يا امام رضا (ع )علي را شفا بده. صداي بچه را مي شنوم، در سقاخانه را تكان دادم، من چه كار كردم، من بايدبراي به دنيا آمدن تختي دعا كنم، حاتمي آمد بيرون، دست انداخت گردن من، شروع كرديم به گريه كردن، من مي دانستم براي چي گريه مي كنم، حاتمي هم مي دانست... پانزدهم آذر من و علي و همه تهران و ايران گريه كردند. مرتضي مميز تصوير علي حاتمي را به خانواده اش هديه كرد ناصر تقوايي كارگردان با سابقه سينما نيز در اين مراسم حضور داشت و ضمن بيان سخناني در مورد حاتمي و آثارش گفت: حسن كچل يك فيلم استثنايي بود و حاتمي با فرم هاي ايراني آن را ساخت. فيلم هاي فرهنگي ما متاثر از همين دوره فيلمسازي است. دوره اي كه داريوش همزمان، مهرجويي، گاو - مسعود كيميايي، قيصر - علي حاتمي، حسن كچل، و من آرامش. در حضور ديگران را ساختم. در اين دوره هر كسي شيوه خود را داشت و برجسته ترين ويژگي عدم شباهت كارهايمان بود و علي زودتر از همه راه را پيدا كردو به تاريخ توجه كرد. حاتمي از 30 يا سالگي 40 چقدر كار كرد چرا نمي توانست از بقيه اوقاتش استفاده كند تا فيلم بسازد. علي نصيريان نيز ديگر سخنران اين مراسم بود كه گفت: او با بازيگرش زندگي مي كرد، او را تشويق مي كرد، سر نخ ها را مي داد، گفتگوها را مي داد، او يك كارگردان معمولي نبود با حس و دلش كار مي كرد و اگر توي ذوقش مي خورد مي شكست. جزئيات نقش معماري و كاشي را با عشق مي دانست و مي شناخت... وقتي من به شي ء عشق مي ورزم و لاله ساده را دوست دارم چطور ممكن است شما را دوست نداشته باشم، حتي سياهي لشكرهايم را. فريماه فرجامي كه در چند فيلم از جمله مادر با علي حاتمي كار كرده بود نيزدر مورد حاتمي گفت: حرف زدن از يك دوست در غياب او سخت ترين كاردنياست آن هم دوستي كه وجودش كيمياي سعادت است و اين به اين مي ماند كه من سفر باشم و شما به خانه من بياييد. مثل جانماز مادر از دست رفته است كه كسي دل دست زدن به آن را ندارد. با كسب اجازه اكتفا مي كنم به قرائت نوشته كوتاهي كه در روزهاي غياب علي نوشتم: به مچ دستهايم نگاه مي كنم با چشم هاي خسته و خيس از علي اشك، مرد از بس كه جان ندارد بازوانش به اندازه مچ دستهايم شده بود، از سي سي يو بيرون آمده بودم، و خيره شدم به اتاقي خالي كه قرار بود به آن منتقل شود فردا، پس فردا...، محمود كلاري فيلمبردار باسابقه نيز كه در چند فيلم با علي حاتمي كار كرده است، گفت: از زمان گرفتن جايزه براي فيلم دلشدگان تا امروز كه در مراسم يادمان او صحبت مي كنم به اندازه يك چشم به هم زدن بود، هنگام فيلمبرداري فيلم مادر در كوچه پس كوچه هاي شاپور صحنه اي را فيلمبرداري مي كرديم كه تعدادي بازيگران قد ونيم قد در آن بودند. محمود لطفي هم بازي مي كرد كه همان شير علي قصاب بود. حاتمي گفت: صحنه رايكبار از طرف چپ بگيريم و دفعه بعد از طرف راست و كار شروع شد كه ديديم صداي سنگيني آمد و آن آدم دو متر و چند سانتي افتاد واو را در حالي كه پاهايش از شيشه ماشين بيرون بود به بيمارستان برديم، و او جان سپرد، زير لب حاتمي گفت: خوش به سعادتش چه مرگ دل پسندي. برگشتيم و هنوز دوربين روي سه پايه بود و پارچه مشكي كه براي حفاظت روي دوربين انداخته بوديم روي آن بود، حاتمي گفت: هرگز دوربين فيلمبرداري را اينقدر غمگين نديدم. جهان پهلوان ناتمام ماند و او خود تمام شد. همچنين دكتر محمد رجبي، امين تارخ، ابوالحسن داودي، مرتضي احمدي، ايرج رامين فر، محمدمهدي دادگو و مرتضي شايسته تهيه كننده فيلم تختي نيز سخناني بيان كردند. به عنوان آخرين نفر از زهرا حاتمي همسر مرحوم علي حاتمي دعوت شد تا درمورد او صحبت كنند، او گفت: شايد اگر علي بود برايم چند جمله مي نوشت تا ادا كنم. ضمنا مرتضي مميز در پايان مراسم تصويري را كه از علي حاتمي تهيه كرده بود به خانواده آن مرحوم تقديم كرد. همچنين در اين مراسم قسمت هايي از آثار علي حاتمي از جمله حسن كچل، سوته دلان، حاجي واشنگتن و در انتها قسمتهايي از پشت صحنه فيلم تختي نمايش داده شد. مرتضي شايسته تهيه كننده فيلم جهان پهلوان تختي نيز در اين مراسم اين نويد را داد كه حدود 40 دقيقه از فيلم فيلمبرداري شده و ادامه آن با كسباجازه از خانواده آن مرحوم به شخصي كه مورد نظر خانواده حاتمي و دست اندركاران سريال باشد واگذار خواهد شد و در آينده نزديك نام اين كارگردان كه وظيفه سنگيني را متقبل خواهد شد به اطلاع عموم خواهيم رساند.