Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751018-12928S1

Date of Document: 1997-01-08

نوجوانان و جوانان آيا خود را؟ مي شناسيد اگر احساس بدي نسبت به خود داريد و زندگي را پوچ مي دانيد در حقيقت از مبارزه با زندگي و مشكلات آن فرار مي كنيد و فرصتها را از دست مي دهيد و هرگز موفق نخواهيد شد هرگز به كسي كه مدعي است نمي خواهد شما را تحت تاثير قرار دهد اعتماد نكنيد. به ويژه فردي كه ادعا مي كند صادق و راستگو است و مي گويد من حقيقت رامي گويم، مي تواني به من تكيه كني. هرگز، هرگز به او اطمينان نكنيد. ناراحت؟ شديد؟ چرا من كه نخواستم به من اعتماد كنيد. البته من توصيه مي كنم، اما توصيه هاي سخت و مشكل. وقتي كسي به شما مي گويد: ناراحت نباش، آياحرفش برايتان تاثير؟ دارد مي دانم شخصيت انسان پيچيده است. ولي اميدوارم توصيه هايم به ديگران كمك كند به راحتي بر مشكلاتشان غلبه كنند. براي مثال من به كساني كه مي ترسند چاق شوندمي گويم: پرخوري نكنيد. به كساني كه به فكر مسائل اخلاقي هستند مي گويم: به مسائل ديگري فكر كنيد. به كساني كه احساس مي كنند عمرشان بيهوده تلف مي شود، مي گويم: حداكثر استفاده را از آن بكنيد. اگر كسي بدون تلاش و زحمت پيشنهاد شما را بپذيرد، در حق او ظلم كرده ايد. با ارزش ترين پيشنهاد آن است حق داري، انجامش خيلي سخت است نه اينكه توصيه كنيد: خوب باش مواظب رفتارت باش اين حرفها فايده اي ندارد، اما صبر كنيد... اگر به كسي تكيه كنيد، از پذيرش مسئوليت شانه خالي خواهيد كرد. اگر مي خواهيدكاري را انجام دهيد، آن را اقدام مثبت و فرصتي براي خطرپذيري بدانيد، نه به اين دليل كه فردي مي خواهد تكيه گاه شما باشد. خود شما بايد مسئول اعمال تان باشيد. به خود بگوييد: من به تو ( دوستم ) اسرارم را مي گويم. چون نياز دارم با كسي درددل اين كنم خطر را مي پذيرم كه به من خيانت كني. اگر به من خيانت كني، ناراحت و نااميد مي شوم. اما اگر دوست خوبي باشي، خوشحال مي شوم. ولي هرگز نگوييد (غرنزنيد ):من به تو اسرارم را گفتم، چون به تو اعتمادكردم. حالا ببين چه كار كردي!! يا من نمي توانم به كسي اعتماد كنم! اين حرف بچگانه يعني: من طوري رفتار مي كنم، انگار همه از من متنفرند. من انتظار ندارم شما توصيه من را همه بپذيريد ما اشتباهات مان را تكرارمي كنيم. (فرويد آن را اشتباه اجباري مي خواند )در حقيقت وقتي كسي مي گويد: كاري را نكن به اين معني نيست كه شما آن را انجام نخواهيد داد زندگي پيچيده بسياري است، از رفتارهاي ما تحت تاثيرنيروهايي است كه برايمان قابل درك نيست و از آن بي اطلاع هستيم. با اينحال ما مي توانيم رفتارمان را تغيير دهيم، اگر بخواهيم بر روي آن كار كنيم و بهاي آن را بپردازيم. تكرار مي كنم: فقط به دليل اعتماد به كسي كاري را انجام ندهيد، چون هيچ فايده اي ندارد. شما خودتان پس از چندين اشتباه مي توانيد رفتارتان را عوض كنيد. به چه؟ بهايي تغييررفتار، شما را عصبي، ناراحت و بي قرار مي كند. تغيير رفتار تثبيت شده به عبارتي يك عادت مشكل است. براي مثال، پرخوري تنش را كاهش مي دهد. اگر غذايتان راكم كنيد، احتمالا مضطرب مي شويد. تحمل اين اضطراب بهايي است كه بايد براي كاهش وزن بپردازيد. گاهي با وجود اهداف خوب و تلاش زيادنمي توانيد رفتارتان را عوض كنيد. زيرا آن رفتار نوعي دفاع در برابر ترس ها و نگراني هاي غيرقابل مترقبه اي مي باشد كه شخصيت شما به آن وابسته است. براي مثال: مرد جواني از گفتار درماني نتيجه اي نمي گيرد. پس از روان درماني متوجه مي شود كه تمايلي به درمان ندارد. زيرا لكنت زبان او تاسف و ترحم ديگران را تا برمي انگيزد زماني كه او اعتماد به نفس لازم را بدست نياورد، گفتار درماني هرگز موثر نخواهد بود. مادري بيش از حد از فرزندش حمايت زيرا مي كند در مقام مادر هرگز احساس امنيت نمي كند. او خود رامسئول هر اتفاقي مي داند كه ممكن است براي فرزندش روي دهد. اين مادر اگر امنيت عاطفي لازم را بدست نياورد، هرگز حقيقت را نخواهد پذيرفت. اين مثال ها نشانه تضادي است كه مي توان با كمك مددكار، روانشناس، مشاوريا روان درمانگر حل كرد. در صورتي كه نمي توانيد به تنهايي مشكلات تان را حل كنيد، از راهنمايي والدين، دوستان آگاه، معلمان يا متخصصان استفاده كنيد. افكار و احساسات تان را به آنان بگوييد. اما احتمال خطرهاي زير را نيز درنظر بگيريد، شايد: مشاور، روانشناس و... شما را درك نكند. باعلاقه و دقت كافي شما را راهنمايي نكند. به هر دليلي به شما كمك نكند. البته پذيرش اين خطرها با ارزش است. چون شما نمي خواهيد هيچ فرصتي را از دست دهيد. شايد: مشاور، روانشناس و.. شما را دوست داشته باشد. به شما كمك كند تا براي بهبود زندگي تان خود را تغيير دهيد. در ادامه به افراد شجاع چند پيشنهاد مشكل مي كنم. آيا درصدد خودشناسي؟ هستيد خودشناسي يعني؟ چه حتي من هم مطمئن نيستم كه خود را مي شناسم. بسياري از جواناني كه به من مراجعه مي كنند مي گويند: نمي توانند خود را بشناسند يا زندگي شان بي معني است براي يافتن معني زندگي به سفر مي روند. اما پس از بازگشت اقرار مي كنندهيچ وقت اينطوراحساس تنهايي و ناراحتي نكرده بودم. من پاسخ مي دهم زندگي بي معني زندگي نيست فرصت و مجموعه اي از تجارب معني دار است. افراد سردرگم اغلب وقت و انرژي خود را صرف آسيب رساندن به خود و ديگران مي كنند. رفتارهاي آنان تكراري خودخواهانه، و بي اراده است. براي مثال: پسر معتادي كه به ترك اعتياد خود تظاهر مي كند، با دزدي و قرض گرفتن پولي كه هرگز آن را پس نمي دهد بر شدت عادت هاي بد خود او مي افزايد از خود متنفر است، زيرا مورد نفرت خانواده و دوستانش است. دختري هميشه در فكر كساني است كه از او متنفرند. اما آنان حتي از وجود آن دختر بي خبرند. پسري كه مدرسه را بيهوده و جهان را بي معني مي داند، اغلب مي خوابد و درس هايش را نمي خواند و با مادر و برادرش دعوا مي كند. او آنقدر وقت خود را بيهوده تلف مي كند و درگير مبارزه با اطرافيان است كه فرصتي براي لذت بردن از زندگي و معاشرت با دوستان ندارد. او اخيرا بيشتر از كوره در رفته است زيرا والدينش به خاطر خشونت بيش از حد او از خريد موتور مورد علاقه اش و پرداخت پول توجيبي به او خودداري كرده اند. دختري از زيبايي ظاهري خود ناراحت است. زيرا كه مي خواهد به خاطر شخصيتش مورد توجه وعلاقه ديگران باشد و نه به زيبايي اين علت به ظاهر و پوشش خود بي اعتنا است. اخيرا خواستگاري برايش پيدا شده است، اما ناراحت است كه چرا خواستگاران زيادي ندارد. اگر روحيه خوبي نداريد، براي بهبود آن اگر بكوشيد نمي توانيد، اين نقطه ضعف شما نيست; بلكه جوان و كم تجربه هستيد. بار مسائل مدرسه، خانواده واجتماع و... براي شما سنگين به است هر حال براي مشكلات و مسائل مختلف هرگزخود را تنبيه نكنيد چنانچه درسي را دوست نداريد آن را بخوانيد تا قبول شويد. اگر تجديد فقط شويد، خودتان را تنبيه كرده ايد و بايد درسي كه مورد علاقه تان نيست دوباره بخوانيد. تكاليف تان را در روز پنج شنبه انجام دهيد تا براي جمعه كاري نداشته باشيد. چراخودتان را گول مي زنيد كه روز جمعه آن را تمام؟ مي كنيد چرا تعطيلات آخر هفته خود را با احساس گناه ناشي از تنبلي خراب؟ مي كنيد اگر مادرتان از شما مي خواهد زباله ها را بيرون ببريد، تنبلي نكنيد و نگوييد حالا باشه، بعد مي برم. اما بعد از نيم ساعت يادتان مي رود و مادر يا برادرتان آن را انجام در مي دهند آن صورت دعوا با آنان به مراتب ازاحساس بدي كه نسبت به انجام آن كار داريد، سخت تر است. چنانچه در روابطتان با ديگران نمي خواهيد احساسات شان را جريحه دار كنيد، چنين رابطه اي را ادامه ندهيد. زيرا شما احساس خوب بودن كاذب مي كنيد و خود وديگران را ناراحت مي كنيد. گاهي مي توانيد برخي موارد را تغيير دهيد و احساس خوبي كنيد. گروهي ازدانش آموزان نسبت به تغيير رنگ روپوش مدرسه اعتراض كردند و موفق شدند، گروه ديگري مسئله تغيير محتواي برخي درس ها را مطرح مي كنند. البته مهم اين است كه جوان درك كند تغيير با ارزش است و براي آن تلاش موثر كند. اگر احساس بدي نسبت به خود داريد و مي گوييددنيا خيلي بدو مدرسه بيخود است. در اين زندگي پوچ ما نمي توانيم كاري كنيم و هدفي داشته باشيم. در حقيقت از مبارزه با زندگي و مشكلات آن فرار مي كنيد. در مواردي كه نمي توانيد جهان بيرون را تغيير بايد دهيد منتظر شويد تابزرگ شويد. اما آنچه كه امروز مي توانيد انجام دهيد، فرداي شما را رقم مي زند. اگر اكنون درس نخوانيد و بگوييد حالا زود است، وقتي خواستم بروم دانشگاه درس مي خوانم فرصت ها را از دست مي دهيد و هرگز موفق نخواهيد شد. تلخيص: الهام مودب