Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751017-12849S1

Date of Document: 1997-01-07

براي كاهش حوادث ناشي از كار چه بايد ؟ كرد مديران بايد بپذيرند كه مسئوليت هايشان در آموزش نكات ايمني در تذكر دادن خلاصه نمي شودبلكه بايد مكانيزم هايي ايجاد كنندكه كارگران ناگزير به استفاده ازاين وسايل گردند اشاره: حوادث ناشي از كار در كارخانجات و بخشهاي توليدي خسارات جبران ناپذيري بر كل جامعه تحميل مي نمايد، كه مي توان با آموزش بيشتر اين خسارات مالي ورواني را به حداقل اين رساند مسئله موضوع مقاله اي است كه از سوي دكتر داود محبعلي استاد دانشگاه علامه طباطبايي به رشته تحرير درآمده است. پيشگيري از هر نوع حادثه اي ازجمله حوادث ناشي از كارقطعا هزينه اي كمتر از هزينه هاي مستقيم و غيرمستقيم ناشي از آن حادثه دارد. اين مسئله لزوم توجه بيشتر به مقوله ايمني و پيشگيري از حوادث ناشي از كار را آشكار مي سازد. حوادث ناشي از كار خسارات زيادي را به كارگاه، سازمان و كل جامعه تحميل مي كند كه بي توجهي به آن موجب افزايش هزينه هاي ملي مي گردد مثل: هزينه مستمري ازكارافتادگي، غرامت نقص عضو، غرامت دستمزد ايام بيماري و بستري بازماندگان. لكن هر حادثه هزينه هاي غيرمستقيمي دارد كه محاسبه آنها در مواردي بسيار دشوار است. مثلا وقتي حادثه اي در كارگاهي رخ مي دهد معمولا با توجه به ابعاد حادثه نه تنها چند روزي توليد را كاهش مي دهد بلكه در روحيه كاركنان اثر سوء مي گذارد و در رابطه مديران و كاركنان اختلال ايجاد مي كند. زيرا در اغلب موارد حادثه به هر علتي رخ داده باشد كارگران مدير را مقصر مي شناسند. با بروز هر حادثه بخشي از امكانات درماني، انتظامي و قضايي كشور به سوي آن جلب مي شود. مدتي كه شخص در بيمارستان بستري مي شود، پرونده هايي كه در نيروي انتظامي قوه قضائيه تشكيل مي شود و... همه ازجمله خساراتي است كه اگرچه در جايي منظور نمي شوند ولي هزينه هايي محسوب مي شوند كه بر دوش جامعه سنگيني مي كند. اگر از بعد ديگري به حادثه ناشي از كار بيانديشيم مسائل ومشكلاتي كه در خانواده شخص مصدوم و يا فوت شده ايجاد مي شود وتاثيري كه بر همسران و فرزندان مي گذارد ازجمله مقولاتي اندكه محاسبه خسارت آنها به راحتي امكان پذير نيست و چه بسا كه اين خسارات از خسارات ملموس ديگر به مراتب مهم تر باشد. وقتي مي گوييم حوادث ناشي از كارمنجر به فوت و از كارافتادگي كلي خواهد شد به اين معناست كه ازيك سو زندگي خانوادگي با ازدست رفتن نان آور خانواده دچار مشكل مي شود و از سوي ديگر به همين نسبت هم از پتانسيل نيروي كار باتجربه كشور كاسته خواهدشد. پس با توجه به مقوله ايمني و كاهش حوادث ناشي از كار مي توانيم از بروز بسياري از صدمات مادي و روحي و رواني در خانواده هاي حادثه ديده جلوگيري كنيم. براي كاهش حوادث ناشي ازكار چه بايد؟ كرد اين مقاله سعي دارد با ارائه چند پيشنهاد تغييري در نگرش مديران نسبت به مسئوليت شان در برابر حوادث ناشي از كارايجاد كند. مديران در پاسخ اين سوال كه چرا كارگران از كفش و كلاه ايمني، و يا ماسك استفاده نمي كنند، پاسخ مي دهند; كه ما اين وسايل را دراختيار كارگران قرار داده ايم، به ايشان آموزش داده ايم و بارها به طور شفاهي تذكر داده ايم و اين كارگران هستند كه به سلامت خود بي توجه اند و حادثه مي آفرينند. اين پاسخ معمول اغلب مديران نسبت به مقوله ايمني است. اما نگرش مديران بايد تغيير كند، مديران بايد بپذيرند كه مسئوليت هايشان در آموزش نكات ايمني و يا تذكر دادن خلاصه نمي شود، مديران مي بايد مكانيزم هايي ايجاد كنند كه كارگران ناگزير به استفاده از وسايل ايمني باشند. اين مكانيزم ها مي تواند موارد زير را شامل شود: آموزش دقيق تر، تصوير نمودن دقيق پيامدهاي ناشي از حوادث اجتماعي، تشويق كارگراني كه به دقت از وسايل ايمني استفاده مي كنند، تنبيه و جريمه كارگراني كه دراين مورد از خود بي دقتي نشان مي دهند و جريمه سرپرست كارگر خاطي و يا حتي تنبيه وجريمه همكاران وي به اين دليل كه چرا به همكار خود در اين مورد تذكر لازم را نداده اند، و يا برعكس، تشويق دسته جمعي كارگراني كه در استفاده از وسايل ايمني دقت مي كنند. مديران بايد نسبت به هرحادثه اي كه در كارگاه يا كارخانه رخ مي دهد احساس مسئوليت كنندو در مقابل قانون پاسخگو لذا باشند، پيشنهاد مي شود: - 1 وزارت كار و امور اجتماعي براي تدوين قوانين و مقررات ايمني اقدامات لازم را انجام دهد. در اين قانون بايد به صراحت قيد شود كه صاحبان كارگاهها، مديران و سرپرستان همه براي جلوگيري از حوادث ناشي از كار مسئوليت قانوني دارند و هرگاه حادثه اي رخ دهد طبق قانون، پرونده به نظام قضايي كشور احاله شده و ايشان بايد در برابر قانون پاسخگو باشند. در اين قانون علاوه بر پيش بيني جرايم نقدي و زندان براي مديران خاطي، بايد محروميت از كار سرپرستي ومديريت نيز پيش بيني شود. - 2 همان طوري كه براي سازماني پزشكان به نام نظام پزشكي وجوددارد كه ضامن اجراي ضوابط ومقررات حرفه پزشكي است، براي حرفه مديريت نيز بايد سازماني با نام سازمان نظام مديريت ايجاد شود و مديران حرفه اي كشور، عضو اين جامعه اين باشند جامعه همچون جامعه نظام پزشكي داراي ضوابط و مقرراتي باشد كه به ضرورت، مديران خاطي را از جامعه اخراج نموده و يا تنبيهاتي را اعمال نمايد. - 3 براي آموزش ايمني و اهميت آن بايد همه ساله براي مديران دوره هاي بازآموزي اجباري برگزار شود و هر مديري اعم از سرپرست كارگاه، مسئول توليدي، مدير كارخانه، و... باشد همه ساله اين دوره هاي بازآموزي را بگذراند و گواهينامه دريافت دارد، بدون چنين گواهينامه اي هيچ سازماني نبايد مجاز باشد فردي را به سرپرستي توليد، كارگاه و يا كارخانه بگمارد. آنچه گفته شد شرط لازم براي تغيير نگرش مديران جامعه به مقوله ايمني است، ولي قطعا شرط كافي نيست لذا پيشنهاد مي شود كه يك پژوهش گسترده و همه سونگر براي يافتن راه حل هايي به منظور تغيير نگرش مديران به اين مقوله مهم و كاهش حوادث و ضايعات ناشي از كار و ارتقاي بهره وري سازمانهاي مختلف انجام شود. بديهي است انجام اين مهم نه تنها موجب كاهش هزينه هاي سازمان تامين اجتماعي خواهدشد و به اين سازمان امكان خواهد داد كه سرمايه هاي خود را صرف رفاه بيشتر افراد تحت پوشش خود نمايد بلكه بخش قابل توجهي از پتانسيل موجود كشور را كه صرف پيامدهاي حوادث ناشي از كار مي شود آزاد كند.