Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751017-12846S1

Date of Document: 1997-01-07

واقعي و همچنان جادويي گزارشي از جديدترين آثار ادبي امريكاي لاتين ادبيات امريكاي لاتين در اواخر دهه 1960 وارد فهرست پرفروشترين كتابها شد و كتابخوانان را با رخدادهاي غيرمترقبه و آدمهايي سرمست ساخت كه در دنياهايي تخيلي بيش از عمرطبيعي زيست مي كردند. نويسندگاني كه باعث و باني شكوفايي ادبي شدند به واقعيت و واقع گرايي در آثار خود بيش از جادو عنايت داشتند. گابريل گارسيا ماركز مشهورترين نويسنده اين ادبيات مي گفت كه هر شباهتي به آدمها و رخدادهاي واقعي درآثارش نه از سر تصادف بلكه نتيجه كار و كوشش سخت خود اوست. ديگر نويسندگان امريكاي لاتين هم كه غالبا همانند ماركز در كار روزنامه نگاري آموزش ديده اند خود را شارحان احوال قاره اي فراموش شده مي دانند و آثارشان براي خوانندگان بومي يادآور اعماق كشورشان است و براي بيگانگان گوياي احوال سرزمينهاي دور. ماريو وارگاس يوسا. در پي شش سال دوري ازادبيات كه طي آن كوششهاي نافرجامي براي دستيابي به پست رياست جمهوري پرو كرد با ليتوما در كوههاي آند (مرگ در آند ) به داستان نويسي بازگشت. در اين رمان يك گروهبان پليس سرگرم جستجوي علل ناپديد شدن افراد در جامعه معدنكاران در ارتفاعات آند است. وارگاس يوسا با حساب و كتاب زياد رمانهايي مي نويسدكه با رفت و برگشتهاي ميان گذشته و حال و برخورداري از طرحهاي پيچاپيچ خواننده را حيران مي كند. يوساباگفتگوهاي فوق العاده دقيق كه بيشتر آن در ترجمه ازدست مي رود از زبان ليتوما به شرح و وصف زندگي درمكانهايي مي پردازد كه به علت حايل شدن كوهستانها وسرزمينهاي لم يزرع و يا به علت فعاليت چريكهاي راه درخشان از دسترس بقيه آدميان دور مانده است. خواننده در اين رمان همراه با ليتوما حس مي كند كه از كره مريخ آمده است. چرا كه در خلال داستان با غرايب شومي نظير پيشتاكوس، مرد سفيدپوستي آشنا مي شود كه سرخپوستان را مي ربايد تا پيه بدن آنها را بگيرد و يا با دهاتي آشنا مي شود كه در آن هر بيگانه محكوم به سنگسار شدن است. دنياي بسته سرخپوستان تنها براي قهرمان داستان و زنش كه پزشك ساحره اي است قابل فهم و درك است. دستگير شدن آبيمائل گزمن رهبر چريكها و يا اينكه تهديدي از جانب راه درخشان متوجه پرو نيست از جاذبيت رمان نمي كاهد اما رمان واقعگرا را در مقابله با آثار جديدتر در معرض تهديد قرار مي دهد. وقايع نگاري يك آدم ربايي عنوان گزارش گارسياماركز از چيزي است كه وطنش كلمبيا را آلوده كرده وآن همانا قدرت و شناعت قاچاقچيان عمده مواد مخدردر شهرهاي كالي و مدلين و مخصوصا شخص پابلواسكوبار است. وي در اين كتاب طي شرح كشافي ربوده شدن چندنفر منجمله همسر يكي از صاحبان قدرتمند يك روزنامه ها، چهره تلويزيوني و چند تن از وابستگان حكومت سزار خاويريا ( رئيس جمهور ) را موبه مو گزارش مي كند. ماركز در اين كتاب وقايع نگارانه همه توان روايتگري خود را روي دايره مي ريزد گويي واقعي گرايي بهترين روش براي معاينه بيماري كلمبياست. او در اين اثر به تفسير واقعيات مي پردازد و از بي رحمي و كارآمدي مردي افسانه اي مثل اسكوبار به رقت مي آيد. كتاب توماس الوي مارتينس با عنوان اويتاي مقدس در صدر فهرست همه كتب پرفروش از مكزيك تا انتهاي آرژانتين نشسته است. اين كتاب به شرح و وصف افسانه اويتا پرون مي پردازد. رمان با مرگ اويتا در در 1952سال اثر سرطان رحم شروع شده و آنچه را كه براي جنازه او واقع شد روايت مي كند. اين كتاب سوررئاليسم واقعگرايانه است و الوي مارتينس كه روزنامه نگار توانايي است طي آن داستان را با گفتگوهاي دور و درازش با آرايشگر اويتا، بابيوه يك جاسوس متخصص رمز و رمزگشايي و با دكترآرا كه تصدي حنوط جنازه را داشت درمي آميزد. اين رمان بيشتر به مجموعه پرونده ها و يادداشتهاي مربوط به اويتا پرون و تامل بر چگونگي دستيابي اوبه چنان اسطوره اي قدر قدرت شباهت دارد. (از سال 1952 تا 1954 نزديك به چهل هزار نامه به واتيكان رسيد كه شهادت مي داد اويتا داراي قدرت جادويي است. ) موري كونيگ شخصيت اصلي رمان شخصيتي به يادماندني است و گذشته از آن بوي حنوط جسد، بوي بادام و اسطوخودوس، هشت عروسكي كه شبيه اويتاساخته شده، و نشاني كه دكتر آرا به شكل ستاره بر پشت گوش چپ او مي گذارد همه و همه در ذهن خواننده پايدار مي ماند. الوي مارتينس به طور مداوم به نوشته اش لايه هايي از ابهام بين افسانه و واقعيت مي افزايد و اين بياني از گفته يكي از رهبران كودتا عليه خانم پرون است: اين زن مرده اش از زنده اش خطرناكتر است. مارتينس مي گويد: همه چيز اين كتاب واقعيت دارد. اگوستوروآبوستوس رمان نويس تبعيدي پاراگوئه نيزهمين مفهوم را به زبان ديگري اظهار داشته است: همه آدمها واقعي هستند. اين عبارت از مقدمه اي است كه او بر رمانش خانم سويي نوشته است. بوستوس بعد از 47 سال تبعيد از كشور فراموش شده اش دست به كار نوشتن سرگذشت دختري نيمه ژاپني زده كه از دوران مدرسه اش او را مي شناخت و نامش سويي به معناي جغد بود. سويي دوست داشت با اليزا لينچ يكي از زنان لوپس، ديكتاتور پاراگوئه چشم و همچشمي كند و به اويتا پرون نيز علاقه داشت. سويي بعدها در جريان مسابقه اي طرف توجه ستروسنر، ديكتاتور بعدي پاراگوئه كه به مدت سي سال زمام امور را در دست داشت قرار گرفت و به مدت دو سال صيغه او بود. اما در رمان نامي از ستروسنر آورده نشده است. بوستوس بااستفاده از 20 جلد دفترهاي خاطرات سويي زندگينامه اي از وي را با كلمات و عبارات خودش تاليف كرده است. بيشتر قسمتهاي رمان شكل گفتگو با آرشيتكتي ايتاليايي دارد كه با سويي دوستي داشت. از طرفي سويي كه معصوميت عجيبي دارد دوستدار يكي از هم مدرسه اي هايش به نام ال است كه چريك است و با ديكتاتوري مي جنگد. و چون اين چريك جان باخت سويي هم دست به خودكشي زد. بوستوس مدعي است كه سطر به سطر رمانش واقعيت دارد و طي آن به معاينه آثار شايعه و افسانه در غامض كردن آنچه مي شد روي دهد يا ندهد مي پردازد. رو آبوستوس رمان خود و وقايع آن را از ديدگاه زني نوشته است. لازم به ذكر است كه مهيج ترين آثار خلق شده در دوره بعد از شكوفايي سالهاي 1960 داستان هاي نوشته زنان است. مشخصه اين داستانها نيز ايجاز وكوتاهي آن است. لورا سيكول كه قبلا با رماني شناخته شده كه فيلمي هم براساس آن ساخته شد اينك داستاني علمي تخيلي مبتني بر تجاوز و قتل در مكزيكوسيتي سال 1527 نوشته كه نتايج ناخوشايندي در مكزيكوسيتي قرن بيست و سوم دارد. گرچه در اين مورد اصطلاح طرح نسبي است اما بايد گفت كه در طرح داستان، آزوكنا، تحليلگر نجوم، از دوره هاي پيشين زندگيش آگاهي داشته و اينك در پي عشقي آرماني است. در اين كتاب جنسيت آدمها عوض مي شود، گياهاني هست كه فكر آدمي را مي خواند، از افكار عكسبرداري مي شود، بين ستاره ها ارتباط تلفني برقرار است، كشتي هاي فضايي مورد استفاده است و بسي بيش از اينها هجويات علمي تخيلي به زبان عاميانه مكزيكي برمبنايي به كار گرفته مي شود كه به منظور جبران جنايتها و خصومتهاي پيشين و مرهم گذاشتن بر جراحتهاي بازمانده از استعمار اسپانيا، قانون عشق را تعقيب مي كند. رمان با وجود اينكه به وفور به جزئيات مي پردازد كم حجم و جامع است. هفتمين رمان كارمن بويوسا نيز سبك و كم حجم است. اين رمان سرگذشت زني به نام كلراست كه اسقف مي شود، ربوده مي شود، و سرانجام به دار آويخته مي شود. يكنفر سرخپوست او را نجات مي دهد و بدنش را با آب جادو شده آزتكها پر مي كند تا زنده شود. كلر با شاعري دوست مي شود، محافظ يكي از نايبالسلطنه ها و شاهد يك نمايش مي شود و سپس از مكزيكوسيتي مي گريزد و در حال اغماء به فلجي مادام العمر دچار مي شود. اين رمان شباهتي به داستانهاي پريان دارد و از سويي قصه هاي ايتالو كالونيو را تداعي مي كند همراه با روياهايي كه با زبان اسپانيولي مكزيكي زيبايي كار شده است. از ملاحظه جمع اين آثار اين نتيجه بدست مي آيد كه نويسندگان جوانتر امريكاي لاتيني توانسته اند خود را ازسايه نويسندگان جنجال برانگيز دهه 1960 بيرون بكشند. در كار جوانترها رمانها و داستانهايي كه از منظرداناي كل نوشته مي شد و نيز تاريخ نويسي در قالب داستان مورد ترديد و رد قرار گرفته است نويسندگان جديد كه زنان هم در جمعشان بيشتر حاضرند به اين موضوع رسيده اند كه اگر هم صدا و ترجمان قاره نباشند موفق و جالب نظرند. ترجمه: محمود فاضلي بيرجندي