Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751016-12755S1

Date of Document: 1997-01-06

بخندم يا...! هرشب ساعت ده ونيم به مدت نيم ساعت از راديو تهران برنامه اي پخش مي شود به نام كتاب كتابي شب را انتخاب مي كنند و مي خوانند. (خيلي هم با آب و تاب مي خوانند ). چند ماه پيش از طريق خبري در روزنامه همشهري مطلع شدم كه كتاب (گزارش يك مرگ ) اثر ماركز را مي خوانند. چون اين كتاب را من ترجمه كرده بودم، حيرت كردم كه چگونه بدون اجازه مترجم اين كتاب خوانده مي شود. ناشر هم بي خبر بود. برنامه را شنيدم. عين كتاب خوانده شد... حال دوباره در هفته گذشته وباز از طريق خبري در روزنامه همشهري، مطلع شدم كه اين باركتابشبي از شبهاي زمستان مسافري اثر كالونيو رامي خوانند! باز از ترجمه هاي من بيچاره! و باز همان داستان بي اجازه و بي اطلاع. اما.. اين بار جالب اين جاست كه اين كتاب اجازه چاپ دوم ازوزارت ارشاد را نگرفته است! . طبق روال معمول هم بمانگفته اند كه اين جمله رابردار يا اين كلمه را بلكه نگذار، گفته اند كه كتاب اجازه چاپ دوم ندارد. ماهم چون ديگر عادتمان شده است، سكوت كرديم. اما راديو تهران و تهيه كننده محترم اين برنامه دست به دست هم دادند و كتاب را به مدت يك هفته هرشب خواندند! يعني اگر قرار بود كه سه هزار نفر در عرض دست كم يك سال اين كتاب را بخوانند، حالاحدود ده تا بيست هزار نفر درعرض يك هفته از محتويات ممنوعه كتاب با خبرشدند!! ... حال نمي دانم بخندم يا... ليلي گلستان