Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751015-12742S1

Date of Document: 1997-01-05

يك جراح ناشي زندگي ماركو را سياه كرد فان باستن پس از دو سال سكوت اسرارش را فاش مي كند . واحد رسانه هاي خارجي: هنگامي كه در سال 1995 دوران بازيگري ماركوفان باستن مهاجم استثنايي تيم ملي فوتبال هلند به دليل يك مصدوميت شديد به پايان رسيد، وي به ندرت در اماكن عمومي ظاهر شده و يا با خبرنگاران به مصاحبه پرداخته است. اما پس از مدتها تلاش و پيگيري موفق شديم تا فرصتي براي مصاحبه بافان باستن از او بگيريم. اولين گفتگوي اختصاصي بافان باستن را براي اولين بار پس از دو سال با هم مي خوانيم. ماركو فان باستن يكي از بزرگترين هنرمندان فوتبال جهان بود كه همواره از مطبوعات دوري وي معتقد مي كرد بود كه بهترين راه ارتباط برقرار كردن با تماشاگران گل زدن و خوشحال كردن آنهاست. گلهاي استثنايي باعث شد تا فان باستن به يك اسطوره تبديل شود. فان باستن آخرين بازي خود را در سن سالگي 28 انجام داد و روز 17 آگوست سال 1995 براي هميشه ازفوتبال خداحافظي كرد. مچ پاي راست وي به حدي آسيب ديده بود كه حتي نمي توانست در خيابان قدم بزند. فان باستن سه سال رنج طاقت فرسايي را تحمل كرد تا شايد به زمين فوتبال بازگردد اما هر روزدرد پايش افزايش مي يافت و تنهابا قراردادن سه تكه پلاتين در مچ پايش قادر به راه رفتن شد. شما كه يكي از بزرگترين بازيكنان فوتبال جهان بودي، چگونه حاضر شدي تا از فوتبال خداحافظي كرده و خانه نشين؟ شوي چندان هم كه فكر مي كنيد دشوارنبود. پس از سه سال رنج و زحمت خواهان يك زندگي عادي بودم. من به مدت سه سال و هر روز درتمام اعضاي بدنم احساس درد مي كردم و ديگر خسته شده بودم. در ابتدا به اميد بهبودي تمام اين دردها را تحمل مي كردم اما هنگامي كه متوجه شدم اين درمانها بي نتيجه خواهند بود، انگيزه براي بازگشت به زمين فوتبال را از دست دادم. هم اكنون چه احساسي؟ داري از اينكه تصميم نهايي خود راگرفتم بسيار خوشحال هستم. سال گذشته حتي با چند تن از دوستانم دركنار دريا فوتبال بازي كردم. چرا از مطبوعات فرار؟ مي كني من مي خواهم در مورد آينده ام تصميم گيري نمايم و تا زماني كه فوتبال از زندگي ام خارج نخواهم نشود، توانست تا يك تصميم منطقي اتخاذ نمايم. آيا به همين دليل ايتاليا راترك؟ كردي بله، به همين دليل به هلند نرفتم و تصميم گرفتم تا در موناكو زندگي كنم. ذهن من به استراحت نياز پس دارد از ترك فوتبال پي بردم كه در زندگي چيزهاي ديگري هم به جز فوتبال وجود دارد. در گذشته به تمرين و بازي كردن عادت كرده بودم اما زندگي به دور از هياهوهاي فوتبال بسيار لذت بخش تر است. شما همواره بازيكنان و مربيان تيزهوش را بسرعت تشخيص مي دادي، تو مي تواني با اين هوش بالا مربي شوي، آيا اينطور؟ نيست بله، حق با شماست اما من با چشم هاي خودم ديده ام كه تا چه اندازه حرفه مربيگري سخت و دشوار است. شخصي كه مربي مي شود بايد تمام زندگي اش را فداي حرفه اش نمايد. حال كه از نظر مالي مستقل هستم، گمان نمي كنم كه به مربيگري روي آورم. شما كه با بزرگترين مربيان جهان كار كردي، نظرت راجع به حرفه مربيگري ؟ چيست به نظرم از هر 10 مربي برتر جهان تنها يك مربي قادر به ايجاد تحولي بزرگ در تيمش است. شش تن ازمربيان باقي مانده تغييري در تيم خود ايجاد نمي كنند و سه تن از مربيان، تيم خود را نابود مي سازند. به همين دليل است كه احترام خاصي براي آريگو ساچي ويوهان كرايف قائل هستم چون آنهاواقعا در تيمهايشان تحول بوجودآوردند. يكي ديگر از ويژگي هاي يك مربي بزرگ اين است كه به خاطر ترس از مطبوعات و يا مسولان تصميم خود را تغيير ندهد. هنگامي كه كرايف روي نيمكت مي نشيند از هيچكس لوييس نمي ترسد ون گال هم يكي از بهترين مربيان فوتبال جهان است. تو هم يك بازيكن شجاع هستي وعاشق پيروز شدن و؟ گل زدن من از قرار گرفتن در سطح متوسطبيزار هستم و همواره دوست دارم در بالاترين سطح ممكن بازي كنم. اما درورزش هاي بزرگ، تداوم داشتن بسياردشوار است چون هنگامي كه قهرمان مي شوي همه مي خواهند ترا از ميدان به در كنند. مطبوعات هم بلافاصله داستان زندگي ات را مي خواهند و مردم در كنارت جمع مي شوند كه تحمل اين فشارهاي روحي بسيار دشوار است. به همين دليل است كه در مورد بازگشتن به فوتبال ترديد دارم اما قلبم مي گويد كه به فوتبال مربيگري بازگرد به يك انرژي فوق العاده نياز دارد چون تنها دانستن تاكتيك هاي مختلف مهم نيست بلكه بايد به روح و قلب بازيكنان تيم نفوذ كرد و آنها را شناخت. پس به خاطر اينكه استقلال خود رااز دست ندهي، به حرفه مربيگري روي ؟ نمي آوري اغلب مردم معتقدند كه هرچه يك نفر پولدارتر شود به همان اندازه براي بدست آوردن پول بيشتر تلاش مي كند اما من مخالف اين نظريه هستم چون هرچه ثروت آدمي بيشتر شود، زندگي اش دشوارتر خواهد شد. زماني خوشحال و راضي هستم كه كارهاي مورد علاقه ام را انجام دهم. خوابيدن در يك مسافرخانه با خوابيدن در يك ستاره 5هتل تفاوتي ندارد البته در صورتي كه فكر و ذهنت راحت باشد. پس چرا همكاري بافيفا؟ راپذيرفتي من با يك شرط همكاري با فيفا راقبول كردم و آن مصاحبه نكردن با مطبوعات است. چندي پيش به فيفا پيشنهادكرده بودي تا مانند قانون بسكتبال بازيكناني را كه مرتكب 5 خطاي شخصي مي شوند تنبيه؟ كند اين تنها يك پيشنهاد بود تافوتبال پرهيجان تر شود. به نظرم كارتهاي قرمز و زرد ديگر در فوتبال تاثيري ندارند. مدافعاني چون يورگن كوهلر وپيترو ورچوود در هر بازي به طور متوسط 15 بار با خطا مرا متوقف مي كردند كه هر بار داور خطا اعلام مي كرد اما در حقيقت آنها 15 بار به من لطمه مي زدند و تماشاگران را 15 بار از تماشاي لحظات حساس و ديدني محروم مي كردند. پيشنهاد مي كنم كه هر بازيكن پس ازانجام 5 خطا تعويض شده و اگر سه بازيكن يك تيم 5 خطايي شوند آن تيم بايد 10 نفره به بازي ادامه دهد. آيا شما قرباني خشونت در؟ فوتبال هستي خير، چون من به عنوان بازيكني كه همواره عاشق حمله و گل زدن هستم خود را قرباني خشونت نمي دانم. چيزي كه مرا بيش از هر عامل ديگر رنج مي دهد، بي اطلاعي پزشكان از علم روز بود. مچ پاي مرا يك بازيكن نابود نكرد. بلكه يك جراح با انجام يك عمل جراحي نادرست مرا فلج كرد تا ديگرنتوانم فوتبال بازي كنم.