Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751015-12720S1

Date of Document: 1997-01-05

آثار يك پيام نگاهي به زندگي و رسالت حضرت عيسي مسيح ( ع ) به روايت قرآن مجيد و متون مقدس مسيحي - بخش آخر به دليل پيوستگي الهي اديان و منشاء يكسان اتصال ووحي در اديان ابراهيمي; نقاط مشترك فراواني بين مسيحيت واسلام وجود دارد خداوند در قرآن كريم، حضرت محمد (ص ) و كتابش (قرآن ) را تصديق كننده پيامبران وكتابهاي پيشين مي خواند و همه ايمان آورندگان به كتابهاي آسماني انجيل تورات، و قرآن را به اين نكته متذكر مي شود عيسي مسيح ( ع ) در پرتو تعاليم ديني و معنوي خود، دست به ايجاد يك نهضت و انقلاب عظيم مذهبي زد كه در واقع ادامه و دنباله نهضت اخلاقي، ديني حضرت يحيي بود. ولي بسيار وسيعتر و و عميق تر آن نهضت، همانا دعوت مردم به توبه و آموختن راه رستگاري به ايشان بود. روش عيسي (ع ) با روش تمامي فرقه هاي آن دوران از قبيل قانيان ( ) 6 اسنيان ( ) 7 فريسيان ( ) 8 و صدوقيان ( ) 9 متفاوت بود. او تعاليم و پيشنهادهاي هيچكدام از اين فرقه ها را قبول نكرد. خود راه جديدي فرا روي مشتاقان رستگاري و بندگان خدا كه شيفته بودند گشود. راهي كه همانا متوجه ساختن پيروانش از امور ظاهري به سوي امور باطني بود. حواريون او - ياران خاصه اش كه 12 تن بودند - هميشه و درهمه حال همراهيش مي كردند و به خدمت او مشغول بودند. به روايت اناجيل چهارگانه، عيسي (ع ) متنهادرجه مخالفت خويش نسبت به كاهنان و كاتبان يهود را در روز عيد فصح ( ) 10 به ظهور در رساند اين روز او به اتفاق حواريون به درون معبد اورشليم رفته و صحن معبد را از تجار رباخوار و صرافان و كبوترفروشان پاك ساخت و آنهارا از صحن بيرون كرد. پس از اين موضعگيري صريح اجتماعي و انقلابي، توطئه قتل او چيده شد. عيسي، نسبت به اين توطئه آگاه شد و در كمال آرامش و آگاهي، خويشتن را آماده مرگ ساخت. او آخرين شب را نيز همراه با حواريونش گذراند و سپس در باغ جتثماني، يكي از حواريونش (يهوداي اسخريوطي ) به اوخيانت كرده و او را تسليم رئيس كاهنان كرد. پيش از اين، عيسي مسيح اين نكته را پيشگويي كرده و خطاب به حواريونش آنچه را بر او خواهد گذشت، بيان داشته بود. در هنگام مرگ، عيسي براي مردم دعا مي كرد: اي پدر! اينها را بيامرز زيرا كه نمي دانند چه مي كنند. (/توما /باب 23 آيه ). 34 برطبق اين روايت انجيل كه از نظر قرآن كريم دستخوش تحريف شده است، عيسي را به صليب كشيدند، با پذيرفتن اين موضوع، مسئله صليب و مرگ عيسي مسيح، تاثيري عظيم بر تاريخ و جوامع و جريانات مذهبي جهان مسيحي نهاد، ازآن جهت كه انديشه انسانها را سخت به فعاليت واداشت ومسيحيان به صليب، از آن رو كه نشانه و سمبل فداكاري بنيانگذار دين و بزرگترين رهبر مذهبيشان است جنبه تقدس بخشيده اند و بدان احترام مي گذارند. در نظر برخي مسيحيان كه مرگ عيسي را قبول دارند ومعتقدند كه عيسي با به صليب كشيده شدن، دار فاني را وداع گفت; مسيح مرد تا گناهان ابناي بشر آمرزيده شود و مرگ او كفاره گناهان بشري ولي بود به اعتقاد گروه كثيري از مسيحيان كه بنابه شواهد و قرائن كتاب مقدس، معتقدند كه مسيح نمرده است: و پس از سه روز زناني كه براي زيارت قبر مسيح آمده بودند آرامگاهش را خالي يافتند. ( ) 11 آنان در ضمن روايتهاي خود آورده اند كه: طي روزهاي متوالي، مسيح بر بعضي حواريونش ظاهر گشت، حضرت عيسي زنده است و به آسمان نزد خداي پدر صعود كرده است وبراي تسكين آلام و رنجهاي انساني روزي بازخواهد گشت. اما برطبق آيات و نص صريح قرآن، بي گمان حضرت عيسي مسيح نمرده است و روح او به آسمانها صعود كرده است: و گفته ايشان كه: ما مسيح، عيسي بن مريم، پيامبر خدا راكشتيم، و حال آنكه او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانيكه درباره او اختلاف كردند قطعا دچار شك هستند و علم ندارند و از گمان پيروي مي كنند، يقينا او را نكشتند. (نساء /) 157 در بعضي اناجيل و همچنين در قرآن كريم آمده است كه حضرت عيسي از وجود پيامبري پس از خويش به مردم آگاهي داده بود. ( ) 12 و زمينه را براي ظهور حضرت محمد ص آماده مي كرد. ولي مردم نابخرد هم عصر او سخنانش را ناشنيده گرفته و يا سحر مي پنداشتند: و هنگامي كه عيسي بن مريم گفت: اي فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدايم به سوي شما، تورات را كه پيش از من بوده تصديق مي كنم و به فرستاده اي كه پس از من مي آيد و نام اواحمد است بشارتگرم. ولي آنها گفتند: اين سحري آشكار است. (صف /) 6 همچنين خداوند در قرآن، حضرت محمد ( ص ) و كتابش ( قرآن ) را تصديق كننده پيامبران و كتابهاي پيشين مي خواند و همه ايمان آورندگان به كتابهاي آسماني تورات، انجيل و قرآن را به اين نكته متذكر مي شود كه: در اين كتابها نوري است براي هدايت. (مائده /) 46 به هرحال به دليل پيوستگي الهي اديان و منشاء يكسان اتصال و وحي در اديان ابراهيمي; نقاط مشترك فراواني بين مسيحيت و اسلام وجود دارد كه مجال بر شمردن آنها دراين مقاله نمي باشد. ازنمونه هاي بارز آن خبر دادن حضرت عيسي (ع ) از آمدن محمد (ص ) و تائيد نبوت عيسي مسيح ( ع )توسط قرآن و حضرت محمد ( ص ) مي باشد كه اين امر ثابت مي كند اين دو دين الهي در كنار يكديگر و مويد يكديگرند ونه روبروي هم و مخالف با يكديگر. به عبارت ديگر، اين اديان دانه هاي مشترك زنجيري هستند كه مختوم به رسالت پيامبر اسلام ( ص ) شده و در آن به كمال رسيده اند. اينكه اين هر دو پيامبر راستين الهي، از جانب يك پروردگار متعال و توانا برگزيده شده و براي هدايت وراهنمايي انسانها برانگيخته شده اند بزرگترين نقطه اشتراك آنهاست; اما البته بنابر مقتضيات تاريخي، جغرافيائي و فرهنگي خاصي كه در جوامع هر يك از آنها وجود داشته است، نحوه عملكرد آنها متفاوت بوده است. در پايان متذكر مي شويم كه خداوند به تمامي ايمان آورندگان به درگاه احديتش نام مسلم را عنايت فرمود، و اين نام چنانكه بر همگان واضح است. به معناي تسليم محض در مقابل ذات لايزالش مي باشد. از ابراهيم ( ع ) تا محمد ( ص ) همه، مسلمان، همه مومن و همه معتقد به خالق جهان به عنوان تنها وجود الهي ولايتناهي مي باشند و اين نقطه آغاز و بستر تداوم تاريخ اعتقاد و ايمان بوده و خواهد بود. اديان ابراهيمي، عليرغم فاصله زماني بسياري كه مابين آنها وجود داشته است، مشتركات بسيارخودرا حفظ كرده و در تائيد وتكميل يكديگر فعاليت نموده اند. به يك معنا، حتي با يكديگر سخن گفته و مندرجات هم را تاييد و ازپيرايه ها تصحيح نموده اند. همچنانكه تعاليم عيسي مسيح (ع ) ضمن، تائيد آيين موسي ( ع ) بر عليه پيرايه هايي كه به نام اين دين رايج گشته و ضد اعتقاد و ايمان و راستكرداري بود حركت كرد و مقدسات و معنويات راستين دين حنيف را احيا كرد، همچنين قرآن مجيد، ضمن برشمردن و تبري از تحريفات آن اديان، بر راست بودن دعوت انبياء عظام تاكيد فرموده است. هيچ دليلي ندارد كه اين رابطه و گفتگو ميان مومنان از آن پس منقطع گردد. يادداشت ها: - 6 غيرتمندان جماعتي از متعصبان جليل كه توسط فردي به نام يهودا با همدستي يكي از فريسيان به نام زادق تشكيل شد. شعار اين فرقه عبارت بوداز: هيچ معبودي جز يهود نيست و هيچ باجي جز به معبد نبايد پرداخت. ايشان شهر صفوريه را مركز خود قرار داده و با روميان جنگيدند. آنها معتقد به مبارزه مسلحانه و قهرآميز بودند. - 7 اسنيان اينان نيز فرقه اي مخالف روميان بودند. اين گروه در جليل به كثرت عده موصوف و جوامعي به سبك زاهدان و راهبان تشكيل داده بودند. كاري به كشمكشهاي جاري نداشتند و با شكيبايي منتظر ظهور مسيح موعود بودند. آنها مراسم و عبادت را به دقت رعايت مي كردند. - 8 فريسيان فرقه اي بودند كه از ميان هازيديم ها برخاسته بودند. صدوقيان را باطل مي شمردند و به بعث بعداز فوت اعتقاد داشتند. اين فرقه نيز مخالف روميان بودند و براي هواخواهانشان آمادگي كامل براي مبارزه ايجاد نمودند تعدادشان زياد بود و بسيارمحتاطبودند. همچنين معتقد بودند كه رعايت دقيق آداب مذهبي ظهور حضرت مسيح را تشريع مي كند. - 9 صدوقيان موسس اين فرقه فردي بودزدوك نام (=زدوك صدوق ). اينان فرقه اي متعبد و محافظه كار بودند و جملگي مالدار و اهل دنيا. صدوقيان بين افكارو تعاليم پدران با افكار يونيان تلفيق كردند و عامل انتشار هلنيزم ( يوناني گري ) در يهوديه بودند; به بعث بعداز موت هم اعتقاد اين نداشتند فرقه و همچنين فريسيان مخالف بدعت در دين بودند. - 10 عيدنان فطر مهم ترين عيد يهوديان. كه يك هفته طول مي كشد و در ماه اول سال (مارس يا آوريل ) مراسم آن انجام مي پذيرد و آداب بسيار خاصي در آن رعايت مي شود. - 11 انجيل /مرقس /باب 16 آيه 6 - 12 اين مسئله صريحتر ازهمه درانجيل برناباآمده است. مرضيه سليماني