Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751015-12686S1

Date of Document: 1997-01-05

اين هجده درصد را دريابيم نگاهي به دستاوردهاي سوادآموزي ونيازهاي آينده كشور بي سوادي و جهل در طول تاريخ موجب تباهي و از ميان رفتن استقلال ملت ها و سلطه ظلم و جور بوده است سال 17 از فعاليت سازمان نهضت سوادآموزي مي گذرد درطول اين سال ها و با تلاش مشترك وزارت آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزي، شمار بي سوادان از نصف جمعيت كشور در سال 58 به هجده درصد كل جمعيت كاهش يافته است. اين كارنامه خوبي است. اما اين واقعيت كه ما هنوز 18 درصد بي سواد داريم، در مقايسه با رشد شتابان علوم و فنون جهاني، تامل برانگيز است. در عصري كه تازه ترين و جامع ترين اخبار و اطلاعات و نويافته هاي دانش فني بشر ازطريق شبكه ماهواره اي با سرعتي خيره كننده، برروي صفحه كامپيوتر جان مي گيرد و درواقع دهكده جهاني حداقل در حوزه علوم ارتباطات در آستانه شكل گرفتن است، در اين دارا وضعيت، بودن دانش كافي، نه فقط خواندن و نوشتن براي دريافت و درك پيام ها، پايه سواد را تشكيل مي دهند. امروزه در بسياري از كشورهاي جهان، شيوه هاي سوادآموزي با بهره گيري از وسايل و تجهيزات جديد و پيشرفته هر روز در حال تحول است زيرا نمي توان با روش هاي كهن، به چنين هدفي دست يافت. همچنان كه در بخش نخست اين گزارش اشاره كرديم، بي سوادي عامل بسياري از تباهي هاست و راه سلطه پذيري را هموار مي كند. با بهره گيري از تجربه هاي داخلي و همچنين تجارب گرانبهاي جهاني و روش هاي پيشرفته به جاي تكيه عمده بر دقت و مهارت هاي انساني مي توانيم بي سوادي را در كشور ريشه كن با كنيم ادامه گفت وگو با مردم، كارشناسان و نوسوادان، بخش دوم گزارش را در اين شماره پي مي گيريم: ميرزايي قائم مقام نهضت سوادآموزي مي گويددرصد 47 از جمعيت قبل از انقلاب بي سواد بودند و پس از چند سال اكنون اين رقم درصد 18به رسيده است. همچنين با اضافه كردن رشد جمعيت در حال /9 5حاضر تا 10 ميليون بي سواد در كشور وجود دارد /4 5كه ميليون نفر آنها زير 40 سال و بقيه در بالاي 40 سال قرار دارند. ميرزايي در ادامه مي گويد: براي بهره گيري بيشتر افراد از امكانات سوادآموزي دو مرحله را درنظرگرفته ايم اول ايجاد امكانات لازم براي آموزش خواندن و نوشتن كه تحولات آماري ما نيز مربوط به اين مرحله است و دوم آميختن مهارت هاي آموخته فرد بامهارت و كاركردهاي اوست تا فردباسواد بتواند بين آنچه آموخته وكاركردهاي آن ارتباط برقرار كند. مثلادر اين زمينه كتابهايي با نثر روان وساده در زمينه هاي بهداشت، اقتصاد دين، و.. چاپ و توزيع شده است تاباسوادان بتوانند مطالب جديد دنياي امروز را كه مورد نياز آنهاست به طريقي بسيار ساده و قابل فهم طرح فراگيرند سوادآموزي در چند مرحله اجرا مي شود كه مراحل مختلف آن عبارتند از: اجراي طرح بسيج سوادآموزي سوادآموزي، ازطريق سوادآموزي كاركنان تلويزيون، دولت و بخش خصوصي، سوادآموزي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، لازم التعليم، طرح سوادآموزي مهاجرين افغاني و معاودين عراقي، سوادآموزي مهاجرين جنگ تحميلي، سوادآموزي در سوادآموزي زندان ها، اسراي جنگ تحميلي، آموزش مكاتبه اي، طرح مساجد، طرح مدارس، طرح سرباز معلم و طرح سوادآموزي فرد به فرد است. ميرزايي در پاسخ به اين سوال كه در حال حاضر در كشور چند مركز سوادآموزي داريم، مي گويد: در همه شهرها و بخشها به طور متناوب حدودهزار 3220 كلاس درس داريم. درمناطقي كه مراكز آموزش و پرورش وجود ندارد ما كلاسها را حتي با 6 نفر تشكيل مي دهيم و در بيشترروستاها نيز فعاليت پيگير داريم. ابراهيمي استاد دانشگاه در اين زمينه مي گويد: فقر فرهنگي در كشور ما زيربناي بسياري از مشكلات و مسائل است. خسارتهاي جبران ناپذير آن بر همه جامعه و افراد آن وارد مي شود. كمترين نتيجه اين معضل اجتماعي مي تواند فقرفرهنگي باشد. يك معلم مي گويد: بي سوادان ازروند تحصيلي فرزندان خود بي اطلاع مي مانند و درواقع بي سوادي خسارات آنها، سنگين تري به نسل بعدي وارد مي كند. به گفته يكي از كارشناسان راهنمايي و رانندگي، بي سوادي و فقر فرهنگي در زندگي شهري وبه خصوص رانندگي تاثير زيادي دارد. درخيلي از موارد، به علت آشنا نبودن افراد بي سواد با نشانه ها و علائم راهنمايي و رانندگي و نام و نشان خيابان ها، مشكلات زيادي به بار مي آيد. براساس اعلام كارشناسان مسايل اجتماعي بخش قابل توجهي از طلاقها در به علت ايران، بيسوادي و كم سوادي رخ مي دهد. حتي اعتياد و بسياري از بزهكاري هاريشه در بي سوادي افراد دارد. بانگاهي گذرا به تاريخ سده اخير ومطالعه در تحولات سياسي جهان مي توان به اين نكته مهم واقف شد كه بي سوادي و جهل تا چه اندازه استقلال ملت هارا به خطر انداخته و زمينه را براي استيلاي غارتگرانه خارجيان و يااستقرار حكومت هاي دست نشانده آنهامهيا كرده است. سعادتي كارشناس آموزش و پرورش مي گويد: اگر مي خواهيم كشوري توسعه يافته داشته باشيم بايد بيسوادي را ريشه كن كنيم. رضا عطايي مي گويد: بايد با يك طرح ضربتي و بسيج همگاني و انتخاب و به كار گرفتن راههاي مناسب ريشه بيسوادي را سوزاند. هما رمضاني دانشجو مي گويد: بيسوادي يعني، درماندگي، به نظر من براي ازبين بردن بيسوادي بايد زمينه رابراي كار داوطلبانه افرادي كه علاقه مند به مشاركت در اين نهضت بزرگ مي باشند، فراهم كنيم حامدي مي گويد: در فاميل، پنج نفر بيسواد داشتيم اما با مساعدت جمعي و كار داوطلبانه باسوادان فاميل، كليه بي سوادان موفق به آموختن و نوشتن شدند و حتي دوره دبيرستان را پشت سرگذاشتند. گرايش همگاني براي ريشه كن كردن بي سوادي به صورت تلاش هايي كه براي سوادآموزي در خانواده ها، محله ها و روستاها، به صورت داوطلبانه انجام مي شود، تجلي مي يابد. مديرعامل يك شركت خصوصي كه درزمينه صادرات و واردات و توليد محصولات غذايي فعاليت دارد مي گويد: بيشتر كارگران تحت مسئوليت من بي سواد بودند اما با شروع فعاليت نهضت سوادآموزي در سال 70 آخرين همكار بيسواد من باسواد شد و اين تحول را افتخار بزرگي براي شركت مي دانم. وي در زمينه اثر سوادآموزي در بهبود وضعيت كار مي گويد: الان بيشتر كاركنان شركت، پس از سوادآموزي توانستند از لحاظ شغلي هم ارتقاءپيدا كنند. ميرزايي قائم مقام نهضت سوادآموزي در اين باره مي گويد: براي پيشبرد اهداف در ريشه كني بيسوادي در بايد كشورما، اعتباراتي از طرف دولت درنظرگرفته شود و باقي بي سوادان كشور باتلاش وسيع و همه جانبه تحت پوشش نهضت قرار گرفته و باسواد با شوند تخصيص بودجه از طرف دولت مي توانيم تا سال 78 يعني پايان برنامه دوم توسعه جمعيت زير 40 سال راقادر به خواندن و نوشتن سازيم. كارشناسي در اين باره مي گويد: مشكل بيسوادي در كشور ما، مشكل پيچيده اي و است اين مشكل بايد از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و حل شود. در اين موردهم بايد گذشته و هم حال و هم آينده را درنظر جامعه اي گرفت كه در آن فرهنگ شفاهي برقرار است، جايگزيني فرهنگ كتبي قدري مشكل است، به طوري كه افراد تحصيل كرده ما هم كمتر كتاب و روزنامه مي خوانند و شرايط سخت اقتصادي، نداشتن اوقات فراغت مناسب، مشكلات شغلي، معيشتي، درامد نيز در روند بيسوادي تاثير داشته و روند باسوادي را كند مي سازد پس بايد موانع را برطرف كرد. بيسوادي تنهاقادر نبودن به نوشتن و خواندن نيست، بيسوادي فقر اطلاعات و فقرفرهنگي فقري است كه آتش آن دامن ميليون 60 جامعه ايراني را مي گيرد. نيازاست كه بيشتر سازمانها، ارگانهابه ياري آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزي بيايند تا بيسوادي را از ايران پاك كنيم و نگاه كارشناسانه، اقدامات ضربتي پيگير و استفاده از آموزشياران ومعلمين و تحصيلكرده ها مي تواند در اين زمينه ثمربخش باشد.