Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751013-12646S1

Date of Document: 1997-01-03

گم شدني بسيار لذت بخش سالها پيش بعد از اتمام دانشكده معماري براي تحصيل در رشته شهرسازي راهي ديار فرنگ شدم. دانشجوي رشته شهرسازي آن سالها وقتي پل ها، روگذرها، زيرگذرهاي چندطبقه و بزرگراههاي فراواني را در شهرهاي آن ديار مي ديد به لحاظ ايراني بودن باخودش آرزو مي كرد كه اي كاش ما هم اين چنين تاسيسات شهري در شهرهايمان مي داشتيم كه صرف نظر از آثار اقتصادي، حفظ سلامت انسانها، وقت، انرژي و... كه در حوصله اين مقال نيست، ما هم بتوانيم در كشورمان تكنيك و هنرمان را به نمايش بگذاريم. وقتي برگشتم پلهاي برابر 15آهني از قيمت روز بيشتربلژيكي را در دو يا سه جاي تهران ديدم كه تو دهني محكمي به آرزوهايم بود. اما ديروز وقتي در يكي از همين بزرگراههايي حركت مي كردم كه سراسر تهران را به هم پيوند داده يا مي دهد و هر كس از هر كجاي تهران به فاصله دقيقه 87 از طريق بزرگراههابه مقصد مي رسد برآورده شدن آرزوي قديمي ام را احساس كردم و كلي خوشحال شدم و يك باره ديدم كه در وسط بزرگراهي هستم كه نمي دانم كجاي تهران است وخلاصه احساس كردم گم شده ام كه گم شدني بسيار لذت بخش بود. براي معمار و شهرسازي كه سالهاست در بخش خصوصي در اين شهر و مملكت كار مي كند و مشكلات اين حجم عظيم از ساخت و سازها را به خوبي مي داند مطلب بسيار قابل درك است و لذا با خود گفتم آقاي شهردار، دست تو و همكارانت درد نكند. چون فقط پل و ساختمان و پارك نيست و هزاران مقوله ديگر را هم در همين مدت كم ارمغان مردم تهران واقعا كردي دست مريزاد. عباس رئوفي راد