Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751013-12608S1

Date of Document: 1997-01-03

دانش جهاني، سواد دهه آينده است نگاهي به دستاوردهاي سوادآموزي و نيازهاي آينده كشور در سراسر كشور حدود 32 هزاركلاس سوادآموزي وجود دارد و درمناطقي حتي كلاس ها با 6 نفرنوآموز برپا شده است سواد و بي سوادي... گفته اند در عصر ما و دستكم تا يك دهه ديگر اگر كسي كامپيوتر را نشناسد و نتواند با آن كار كند، در زمره بي سوادان خواهدبود، به اين ترتيب، انفجار اطلاعات و گسترش حيرت انگيز ارتباطات جهاني به گونه اي كه يك كامپيوتركم حجم - به اندازه يك كيف دستي -را به جام جهان نما به معناي واقعي آن بدل كرده است. معيارها و مرزبندي رايج ميان بي سوادي و باسوادي را دگرگون كرده است. هنوز هم ملاك باسوادي ياسواد پايه، توانايي در خواندن و نوشتن است، اماخواندن و نوشتن، بدان سان كه جهانگير شده است و ارتباطات جهاني را به هم پيوند مي دهد. در چنين روزگاري، ريشه كن كردن بي سوادي براي برقراري پيوند با عصر ارتباطات، نخستين گام دستاوردهاي تلاشگران است ما در عرصه پيكار با بي سوادي، مهم و چشمگير است اما هنوز 18 درصد بي سواد در كشور داريم. تحولات جهاني در عرصه علم و دانش شتاب شگفت انگيزي دارد و زمان بسيار محدود است. با بهره گيري از تجارب قريب به دو دهه اخير خودمان و تجربه هاي ديگران كه در اين كار موفقيت هايي داشته اند، درصد بي سوادان كشور را به صفر برسانيم. بلنداختر دانشجوي سال سوم پزشكي، كسي كه عشق به آموختن او را به قله هامي كشاند از خود مي گويد: در سال 69 براي دومين بار در كلاسهاي نهضت سوادآموزي شركت كردم ابتدا شوق به يادگيري حس بي پايان آموختن را در وجودم به جريان انداخت. در هر سال 4 كلاس را طي كردم تا اين كه در سال 72 توانستم ديپلم ادبي را بگيرم اما شوق داشتم كه در كنكور رشته پزشكي قبول شوم ديوارهاي ياس را پشت سر گذاشتم و از حركت بازنايستادم و با تغيير رشته و شركت در كنكور با رتبه بالا در رشته پزشكي پذيرفته شدم. نياز به آموختن، فراگرفتن ودانش نه تنها در نوآموزان كم سن بلكه در افراد كهنسال هم وجود دارد و هر فردي در هر مقطع زماني مي توانداين نياز را در خود احساس كند. صادق امين زاده 57 ساله كه كلاس مقدماتي سوادآموزي را پشت سر گذاشته است مي گويد: آدم بي سواد مانند كسي است كه هميشه در شب زندگي مي كند. سواد درواقع همان شعاع نور است باسوادبودن يعني يافتن بينايي براي بهتر زيستن است. وي در ادامه مي گويد: در ابتداي فراگيري سواد، مشكلات زيادي داشتم; اما با سعي و تلاش توانستم اين مشكلات را پشت سر بگذارم و همين موفقيت باعث شد كه راه پيش روي خود يعني باسوادشدن را هموارتر كنم و در حال حاضر هم دوست دارم تا آنجا كه در توانم هست بر دانش و معلوماتم بيفزايم تا براي خانواده و جامعه ام مفيد باشم. شكرالله نعمتي مي گويد: در ده ما مدرسه اي نبود كه ماباسواد شويم تا چشم به هم زديم دوره جواني طي شد! بعداز انقلاب به بي سواد و باسواد خيلي اهميت مي دادند، خصوصا در زمينه كار، براي همين عليرغم مشكلات در كلاسهاي شبانه ثبت نام كردم و پس از 7 سال توانستم ديپلم بگيرم و حالا با اين سواد مي توانم هم سربلند باشم و هم بهتر زندگي كنم. البته اميد راهيابي به دانشگاه را نيز ازدست نداده ام. سوادآموزي مي تواند در همه مراحل زندگي انسان نقش اساسي داشته باشد. باپيشرفت علم و تكنولوژي ودستيابي بشر به يافته هاي تازه در همه زمينه ها، انسان ناگزير است كه براي بهتر وراحت زيستن، خود را با اين تحولات نوين همگام درعصر كند ما كه عصر ارتباطات ناميده مي شود، اشاره ها، نشانه ها، كد، رمز و حتي كلمات با مفاهيم وكاربردهاي گسترده در زندگي ما، عامل اساسي ارتباط را تشكيل مي دهند. پس دانش ما بايد به همين ميزان ارتقاء كيفي يابد. يك شهروند مي گويد: سوادندارم و هميشه براي پيداكردن آدرس يا معامله ياتسويه حساب دچار مشكل مي شوم. در اين حال چون شغل آزاد دارم و بيشتر كارم خريد و فروش است، هميشه مي ترسم در معاملات، دچار ضرر و زيان شوم و ناچارم منت افراد باسواد را بكشم تا كمكم كنند، درحالي كه اگر سواد مشكلاتم داشتم، حل مي شد. رضا. ش شهروند ساكن تهران مي گويد: در زمان كودكي تا كلاس سوم ابتدايي بيشتردرس نخواندم. وقتي به خدمت سربازي رفتم، براثر تصادف به شهر دوري منتقل شدم و همين باعث شده بود كه با خانواده ام به وسيله نامه ارتباط داشته باشم. چند بار از دوستانم خواهش مي كردم برايم نامه بنويسند اما ديگر خسته شده بودم. زيرا هم براي خواندن و هم نوشتن نامه مشكل داشتم تا اين كه به فكر افتادم خودم درس با بخوانم كمك دو تن از دوستانم، خواندن و نوشتن را ياد گرفتم و حالا راحت مي توانم روزنامه هم بخوانم و معني بيشتر كلمات را بفهمم. اما مي بينم كه هنوز در مقايسه با بسياري از افراد جامعه، ازلحاظ سواد كمبود دارم و بايد خيلي مطالعه كنم. كريمي مي گويد: بسياري ازمشكلات در هر كشوري براثربي سوادي و فقر فرهنگي است. صاحبي مي گويد: ريشه كني بي سوادي فقط يك جو همت مي طلبد. براساس آمار رسمي در سال نسبت 1355 بي سوادان در جمعيت 6 ساله و بيشتر كشور برابر /52 5با درصد بوده اين است رقم در سال 1370 و براساس نتايج حاصله از سرشماري عمومي كشور /25 9به درصد تنزل يافته است. به عبارت ديگر در هنگام پيروزي انقلاب بيش از نيمي از جمعيت بي سواد بودند درحالي كه علي رغم افزايش جمعيت /33 70از ميليون نفر در سال 1355 /55 8به ميليون نفر در سال 1370 نسبت بي سوادي به حدود يك چهارم تنزل يافته است. در حال حاضر ميزان باسواد در كشورمان به % رسيده 82 است. %تنها 18 بي سواد در كشور داريم. وي در ادامه صحبتهايش مي گويد: در گذشته اختلاف بين ميزان بي سوادي در زنان %ومردان 23 بود كه در حال حاضر %به 9 رسيده است واين نشانگر اين امر است كه تبعيض جنسي در استفاده از خدمات آموزشي و استفاده از آموزش كاهش يافته و آنچه كه ما مي بينيم زنان براي سوادآموزي استقبال بيشتري نسبت به مردان داشتند. سهم نهضت سوادآموزي نهضت سوادآموزي فعاليت خود را با فرمان حضرت امام خميني (ره ) در سال آغاز 1357كرد و با اقدامات گسترده در شهر و روستا ازسال 68 به بعد با همكاري وزارت آموزش و پرورش گامهايي را براي كاهش شمار بي سوادان برداشت. طبق آمارهاي موجود شمار بي سوادان كه در سال 65 /14 6ميليون نفر بود در سال 70 /11 5به ميليون نفر و در سال 74 به /9 9ميليون نفر كاهش يافته است. در زمينه آموزش چهارمقطع درنظر گرفته مي شود) 10 آموزش كودكان لازم التعليم ) 2 سوادآموزي پايه ) 3 آموزش انتقالي ) 4 آموزش مدام ادامه دارد