Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751013-12600S1

Date of Document: 1997-01-03

الاكلنگ تحقيقات در دانشگاههاي غرب اعضاي هيات علمي دانشگاههامي گويند فشار تدريس، فرصت پژوهش را از آنان مي گيرد يا: تب تحقيقات، آموزش را به فراموشي سپرده است يا: ... يك فيزيكدان آمريكايي با ارسال يك مقاله به نام تجاوز از مرزها به سوي هرمنوتيك گشتاري ثقل كوانتوم! كه مقاله اي مهمل ولي پراز ارجاعات علمي بود، به يك نشريه علمي ثابت كرد كه اين روزها مي توان هرمقاله بي سروتهي را به چاپ سپرد، مشروط برآن كه داراي ارجاعات علمي باشد برون داد پژوهشي، كليدارتقاء علمي و كاري محسوبمي شود، نه تفوق در تدريس ويلهلم فون بنيانگذار هومبولت دانشگاه برلين درسال 1809 بيشترين تلاش رابراي گسترش اين انديشه كرد كه دانشگاهها جايگاه پژوهش است. تا آن زمان، وظيفه آنها صرفا آن بود كه دانشجو را از آموزشي كلي بهره مند كنند و او را براي خدمت در كليسا يا دولت آماده كنند. هومبولت استدلال مي كرد استادان دانشگاه بايد عالم و پژوهشگر و افزون برآن مدرس باشند. در خلال قرن نوزدهم الگوي هومبولت براي آموزش عالي ابتدا در ميان دانشگاههاي آمريكا پخش شد كه به سرعت در حال گسترش بود و آنگاه در اروپا ريشه گرفت. انديشه وي بسيار ثمربخش بوده است. در سراسر جهان، دانشگاهها به مراكز پيشرفت علمي و كانون فعاليت فكري تبديل شدند. امروزه دانشمندان تقريبا هر موضوعي در زير گنبد كبود را بررسي و در آن تفكر مي كنند و بنابراين مي توانند مدعي باشند كه سرچشمه بيشتر علوم جديد هستند. با اين حال، بسياري ازپژوهشهاي علمي بي مايه است وصرفا براي ارتقاء موقعيت كاري در دانشگاه استفاده دارد. بدتر از آن بيماري اگر مي خواهي بماني، مقاله منتشر كن است كه برمحيطهاي دانشگاهي حاكم است و ارزش هدف اصلي آموزش عالي را كه همانا آموزش است، تنزل داده است. در بسياري از نهادهاي آموزش عالي و حتي بسياري از معروفترين آنها، تدريس در مراحل بعدي اولويت قرار دارد و كيفيت آن پايين است. پيگيري پژوهش از حد معقول فراتر رفته است. زمان آن فرا رسيده است تا كفه ترازو را به سمت تدريس سنگين و متعادل كنيم. يك راه دسترسي به اين هدف آن است كه دانشگاهها اعلام كنند آموزش هدف اوليه آنهاست و اعضاء هيئت علمي را برپايه توانايي تدريس، پاداش و ارتقاء دهند، نه اينكه به تعداد مقالات منتشره آنان اتكاء كنند. در امريكا، انگليس و استراليا، گروههاي برگزيده اي از دانشگاهها با پافشاري از دولتهايشان مي خواهند كه ديگر از پژوهشهاي دون پايه حمايت مالي نكنند و در عوض منابع مالي را صرف چند مركز علمي برتر كنند (يعني خودشان ) اين استدلال به نفع آنهاست، هرچند كه كلا منطقي است. وجود داشتن تعداد اندكتري از مراكز علمي با پشتوانه مالي مساعد كه پژوهشهاي درجه يك انجام دهند، بهتر از آن است كه مراكز علمي بيشتري با پشتوانه مالي ضعيفتري باشند كه پژوهش حائز اهميت واقعي اندكي انجام دهند. با اين وجود، چنانچه دولتهااين راه را برگزينند، نبايدموسساتي را كه مختص آموزش هستند، جريمه كنند. كمكهاي بلاعوض دولت بايد با در نظرگيري برتري آموزشي و نيز پژوهشي اعطا شود. در صورتي كه بودجه آموزش عالي بيشتر نشود، بودجه پژوهش طبعا كمتر خواهد شد. البته اين امر في نفسه ناخوشايند نيست. در افزايش آمريكا، شمار مقالات تحقيقي و نشرياتي كه مايل به چاپ آنها هستند، روبه رشد است. در اوايل سال ميلادي جاري بودكه متن اجتماعي، نشريه اي كه مختص مطالعات فرهنگي است، مقاله اي درج كرد باعنوان تجاوز از مرزها - به سوي هر منوتيك گشتاري ثقل كوانتوم غافل از آنكه اين مقاله در واقع چيزي بيش از يك سركاري نبود. فيزيكداني به نام آلن سوكال، اين مقاله را براي نشريه فرستاده بود تا نشان دهد اين روزها مي توان هر مهملي را چاپ كرد مشروط برآنكه داراي ارجاعات لازم باشد. حتي در نهادهايي همچون دانشگاههاي هنرهاي آزاد در آمريكا كه ادعا مي كنند آموزش اولويت دارد، اين ذهنيت در ميان هيات علمي وجود دارد كه برون داد پژوهشي كليد ارتقاء علمي و كاري محسوب مي شود نه تفوق در تدريس و يافته هاي برخي مطالعات (كه البته توسط دانشگاهيان انجام شده است ) حاكي از اين است كه كميت برون داد پژوهشي است كه اهميت دارد و نه كيفيت آن. اكنون كه دانشگاه صنعت بزرگي به حساب بسياري مي آيد، از استدلالهاي هومبولت در مورد تاكيد بر پژوهش ديگر معتبر به نظر نمي رسد، يا لااقل براي همه دانشگاهها اينگونه نيست. آيا استادان دانشگاه واقعا بايد براي همراهي با تحولات رشته كاري خويش، تحقيق؟ كنند در واقع آنان مي توانند اين كار را با خواندن نشريات علمي خوب انجام دهند. در حقيقت، دانشمنداني كه تمام وقت غيرتدريس خود را صرف پژوهشي پيچيده مي كنند، چه بسا به اين نتيجه برسند كه آگاهي از تحولات روز دشوارتر باشد، نه آسانتر. بسياري از دانشجويان ترجيح مي دهند در صورتي كه توان انتخاب داشته باشند، دانشگاههايي را برگزينند كه از نظر آموزش برتري داشته باشند. استادان نامدار، اعتبار نهادهاي علمي خود را تقويت مي كنند، اما اين دانشجويان دوره تحصيلات تكميلي هستند كه مي توانند از آنان بهره كافي ببرند، نه دانشجويان ليسانس و پايين تر. در حال حاضر، فقط تعدادانگشت شماري از دانشگاههااستادان خود را براي تدريس درست پرورش مي دهند. اعضاي هيات علمي دانشگاهها هنوز از اين امر صحبت مي كنند كه فشار تدريس فرصت پژوهش را از آنان مي گيرد. اين اولويتها را براي بسياري از استادان بايد دگرگون كرد. بايد آموزش جوانان با آينده هر كشور را كاري چالش طلب و سودمند در نظر گرفت اين گفته قديمي كه كساني كه مي توانند، انجام مي دهند، كساني كه توان انجام تدريس ندارند، مي كنند همواره خطا بوده است. تدريس خوب مهارت بالايي را مي طلبد. همان طور كه بسياري از افراد تحصيلكرده دانشگاه مي توانند گواهي دهند، بسياري از استادان نمي توانند اين كار را بكنند. ترجمه: وحيدرضا نعيمي منبع: اكونوميست 24 اگوست 1996