Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751011-12557S1

Date of Document: 1997-01-01

تاسيس و فرسايش تمدن تمدن موقعي قوام مي گيرد كه داراي ايدئولوژي مقبول عموم باشد. مقبوليت اجتماعي ايدئولوژي از طريق كارآمدي نظام در حل بحرانها حاصل مي شود. اشاره: سده ما از حيث تمدني و نگاه كلان، حاوي پيامهاي آموزنده اي است. تحكيم جايگاه دين در دنيا و فروپاشي امپراطوري شوروي، اين پرسش را مطرح مي كندكه اصولا رموز قوام و زوال يك تمدن چيست كه با فقدان آنها، تمدن؟ هبوطمي كند تامل در شيوه مملكتداري حوزه هاي تمدني بحراني و غيربحراني معاصربه استخراج قواعدي منجر مي شود كه هدف اين نوشتارتبيين نظري براي آنهاست پرهيز از بحث صرفا انتزاعي، مسئله فروپاشي شوروي به عنوان مصداق عيني، انتخاب ومورد مقايسه قرار مي گيرد. با فرض اينكه مفهوم مركزي در استحكام تمدني، اصل تناسب مي باشد به توضيح اجزا و زواياي اين اصل پرداخته مي شود. سرويس مقالات تمدن در؟ چيست مكاتب گوناگون، تعريفهاي متفاوتي از تمدن شده به است نظر مي آيد كه تعريف ويل دورانت، تعريفي عمومي و نسبتا جامع باشد. او مي گويد: تمدن عبارت از نظمي اجتماعي است كه در نتيجه وجود آن خلاقيت فرهنگي امكان پذير مي شود و جريان پيدا مي كند. ( ) 1 در تمدن چهار ركن اساسي مي توان تشخيص داد كه عبارتند از: - 1 پيش بيني و احتياط در امور اقتصادي. - 2 سازمان سياسي (ولو بسيار كم و نزديك به هرج و مرج مانند آنچه در فلورانس و رم در دوره رنسانس بود ). - 3 سنن اخلاقي (قوانين اخلاقي صادره از معبد خانواده مدرسه... ) - 4 كوشش در راه معرفت و بسط هنر. ظهور تمدن زماني امكان پذير است كه امنيت وجود داشته فقط باشد چه، با از بين رفتن ترس است كه كنجكاوي و احتياج به ابداع واختراع به كارمي افتد و انسان خود را تسليم غريزه اي مي كند كه او را به شكل طبيعي به راه كسب علم و معرفت و تهيه وسايل بهبود زندگي سوق مي دهد. تمدن رامي توان گفت دوره فكري است كه ميان دو دوره يخچالي فاصله مي شود. هرگاه موج سرماي جديدي برخيزد، تمام ساخته هاي بشريت درزير يخ وسنگ مدفون مي شود و دايره زندگي به گوشه اي از كره زمين مي گردد... پس تمدن نه امري است كه جبلي انسان باشد و نه چيزي كه نيستي در آن راه نداشته باشد. بلكه امري است كه هر نسلي بايد آن را به شكل جديدكسب كند. و هر گاه توقف قابل ملاحظه اي در سير آن پيش آيد، ناچار پايان آن فرا مي رسد. ( ) 2 عوامل تاسيس و تحكيم تمدن همانگونه كه گفته شد تولد تمدن، روندي است دراز آهنگ كه در نتيجه تناسب و تعادل اجزاي كلان اجتماعي حاصل مي شود. در قالب اين اجزاءمي توان به مواردي چون ارج فرد، جايگاه جمع، دنيا، آخرت (معاد )،، فرهنگ عصبيت، اخلاق و دين، علم، مشروعيت و... اشاره نمود. بر اساس تقدم وتاخر هر كدام ازمتغيرهاي مزبور مي توان تئوريهاي متعددي را ذكر نمود: - 1 هنگامي كه به حضرت علي (ع ) خبر رسيد كه سپاه بسربن ارطاه يمن را تصرف نمود آن حضرت فرمودند كه نگوييد رهبري چون علي داريم، نظام بر اساس علل و معلول ظاهري هم مي گردد. هميشه بنابراين نيست كه دستي از غيب برون آيد و كاري بكند، بايد سر سقوط را در شما مردم جستجو كرد نه رهبري من. ( ) 3 از ديدگاه حضرت علي ( ع ) عواملي كه موجب پيروزي دولت اموي (بسربن ارطاه ) و شكست دولت علوي گرديد بدين شرح است: الف ) وحدت و يگانگي جبهه باطل: حضرت علي ( ع ) فرمود: مي دانيد پيامبر از چه راه توانست نظامي تشكيل بدهد و بر دنيا مسلط شود، آن هم در دنيايي كه بتها بر آن نصب بود، رحمها قطع مي گرديد، اصول خانوادگي و اجتماعي پاشيده شده بود، غارتگري خوي اوليه انسانها بود، دختران زنده به گور مي شدند و... تااينكه همين قوم توانستند بر كشورها و قيصرها مسلط شوند، كشورهاي عظيمي را فتح كنندو... رمز اين ارتقاء وتاسيس از نظر حضرت علي ( ع ) اين است كه حضرت محمد ( ص )نظام توحيدي آوردو توحيد هم زمينه وحدت را فراهم ساخت. جوامع بشري تا متحد نشوند ظلم ستيزي ميسورشان نيست و تا موحد نباشند متحدنخواهند شد و براي همين است كه پيامبر (ص ) پس از ورود به مدينه و قبل از تاسيس مسجد فرمودند: وقالوافي الله اخوين اخوين اوس و خزرج را برادر كرد، اختلافها را برطرف نمود و پس از ايجاد اتحاد در پرتو توحيد به تشكيل تمدن اسلامي مبادرت ورزيد. ( ) 5 ب ) رابطه مردم - دستگاه رهبري: اصولا باور فرامين رهبر توسط اتباع و صبغه اعتقادي بخشيدن به اين اطاعت، پشتوانه محكمي براي پيش بردن نيات رهبري مي باشد. حضرت علي (ع ) مي فرمايند كه رابطه آنها يعني جبهه مخالف باامامشان كه جزء ائمه كفر است، تنگاتنگ ودرست است ولي كارگزاران من در اطاعت از دستور معصيت مي كنند و در امانت خيانت مي ورزند. ج ) فساد اخلاقي و فرهنگي: آنها (امويان ) سعي كردند مشكل اخلاقي و اجتماعي شان راكم بكنند، مال يكديگرراندزدند، به يكديگر دروغ نگويند، گرانفروشي نكنند، احتكار نكنند، بدكسي را نگويند و... ولي سپاه علي ( ع ) اينگونه عمل نكردند. ايدئولوژي مقبول تمدن موقعي قوام مي گيرد كه داراي ايدئولوژي مقبول عموم باشد. مقبوليت اجتماعي ايدئولوژي از طريق كارآمدي نظام در حل بحرانها حاصل مي شود. آنچه در شوروي اتفاق افتاد نشان داد كه تصرف و جهانگيري نظامي دنيا وايجاد نظم آهنين منجر به توليد تمدني نمي شود وگرنه شوروي تا نزديكي آمريكا (نيكاراگوئه و كوبا ) توانسته بود رخنه كند و اين پيروزي نظامي كوچكي نبود. ليكن آنچه امپراطوري شوروي را از نفس انداخت ظهور ناكارآمدي دستگاه حاكم در داخل، ضعف نظام هاي متكفل و اضمحلال پايگاه فرد در جامعه بود كه به سرعت مقبوليت اجتماعي ايدئولوژي ماركسيسم را تقليل بخشيد. انسانها وقتي به تجربه متوجه شدند كه انسان شمرده نمي شوند، با همان سرعتي كه به ماركسيسم دل بسته بودند، ازآن دل كندند. هم اكنون اين بحران در حوزه تمدن غرب هم به نوعي خفيف قابل ملاحظه است. ( ) 6 عصبيت ومذهب عصبيت عبارت از اراده جمعي معطوف به قدرت است كه مبتني بر نوعي همبستگي است. بر اساس انديشه ابن خلدون مهم ترين عامل براي كسب قدرت، برتري عصبيت يا همبستگي يك گروه بر گروه ديگر است و وجوداين عامل براي ادامه حيات وتدام نظام سياسي ضروري است. البته صرف عصبيت كارآمد بلكه نيست، به يك نيروي ديگر براي حمايت و پشتيباني و افزايش نيروي همبستگي يا وحدت گروه و حذف نقايص و كمبودهاي آن نياز است، اين نيرو توسطمذهب فراهم مي آيد و مذهب قدرتمندترين نيرو در خلق تمدن به شمار مي آيدو فرامين و دستورات آن موثرترين ابزار براي حفظ تمدن است. زماني كه چنين دين و مذهبي پذيرفته و حمايت شد به نيروي قابل اعتمادي مبدل مي شود. دين، ايمان و وفاداري نوين خلق مي كند. ايمان مطلق به خواسته هاي قانون و رهبر مذهبي و اطاعت مطلق از آنها بسيار عاليتر و پايدارتر ازوحدتي است كه صرفا بر روابط و خويشاوندي طبيعي و تمايلات جهاني استوار باشد. ( ) 7 قدير نصير مشكيني منابع و پانوشتها- 1 ويل دورانت تاريخ تمدن ج 1 مشرق زمين گاهواره تمدن تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي 1370 ص. 84 - 2 ويل دورانت همان ص. 87 - 3 خطبه 25 حضرت علي ( ع ) رجوع كنيد به: كاظم محمدي و محمد دشتي نهج البلاغه ( المعجم ) قم: نشر امام علي (ع ) ص 14. 1369 همچنين: عبدالله جوادي آملي، علل ثبوت و سقوط حكومتها، فصلنامه روابط شماره 1110 بين الملل بهار و تابستان 1373 ص. 24 - 4 البته اين تحليل يك نگرش تاريخي - دنيايي است و نه ابدي و جاودانه. همانگونه كه در قرآن مجيد آمده است: ولا تحسبن الذين سبقو كفروا، (خيال نكنند اگر دو روز جلو افتادند از قدرت خدا جلو زدند ). - 5 عبدالله جوادي نقش آملي عرفان در تمدن اسلام ارائه شده در اولين كنفرانس بين المللي فرهنگ و تمدن اسلامي، تهران: انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات بين المللي 1373 ص - 6010 محمد جواد لاريجاني و ميزگرد ديگران، فرهنگ و سياست فصلنامه نامه فرهنگ، شماره 1374 20 زمستان ص. همچنين 4 از همين نويسنده: كاوشهاي نظري در سياست خارجي تهران: شركت انتشارات علمي - فرهنگي 1374 ص - 70155 آن - نظريه لمپتون، تاريخي ابن خلدون، ترجمه حسينعلي نوذري، فصلنامه فرهنگ سال 2 ش 1 ص. 108 ادامه دارد