Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750824-9539S1

Date of Document: 1996-11-14

ايران و همسايگان بي ثبات رقابت و همگرايي; نگاه استراتژيك ايران به جهان در گفتگو با دكتر علي خرم مشاور ارشد وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران (بخش آخر ) آمريكا درصدد مهار ايران است و در اين كار عموما محاصره ايران را از طريق كشورهاي همسايه دنبال مي نمايد. اشاره: در بخش هاي اول و دوم اين گفتگو و در نخستين گام نگرش سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران درباره نظام بين الملل مورد بحث قرار گرفت. درادامه به وضعيت سياسي ونيروهاي موجود در خاورميانه اشاره شد. ارزيابي استراتژي واشنگتن و تحليل آن از سوي دكتر خرم نشان داد كه آمريكادر دستيابي به اهداف خود درخاورميانه ناكام مانده و باشكست مواجه شده است. آنچه در زير مي خوانيد ادامه اين گفتگوست كه اوضاع برخي همسايگان ايران را تجزيه و تحليل و سياست آمريكا و نيز موضع جمهوري اسلامي ايران را در قبال آن به بحث مي گذارد. همشهري: تماميت ارضي عراق در طي چند سال گذشته همواره درمعرض خطر بوده، موضع ايران در اين باره؟ چيست با تجاوز عراق به كويت وحمله نيروهاي ائتلافي به تماميت عراق، ارضي اين كشور خدشه دارشد. زيرا پايين درجه 32مدار و بالاي مدار درجه عملا 36 از كنترل بغداد خارج شد. جمهوري اسلامي ايران قويا معتقد به حفظ تماميت ارضي عراق است و در طي چند سال گذشته نيز تلاش كرده با هر طرحي كه شامل تجزيه عراق باشد مخالفت نمايد. اگرچه يكي از اهداف عراق از شروع جنگ با ايران، تجزيه كشورمان بود، وليكن جمهوري اسلامي ايران براساس اصول خود، تجاوز به خود و تجاوز به كويت را به طوريكسان محكوم نمود و در چارچوبهمين اصول نيز با تجزيه عراق مخالفت جدي مي نمايد. امااين حمايت از تماميت ارضي عراق به معناي قبول صدوراقدامات تروريستي از شمال عراق به كشورمان نيست. جمهوري اسلامي ايران قطعا به هرتعرضي عليه امنيت ملي كشورپاسخ خواهد داد و اجازه نمي دهد گروهي در شمال عراق حاكم باشد كه در كنترل بغدادنبوده و به تروريست ها امكان دهد به درون خاك جمهوري اسلامي ايران نفوذ نمايند و اموال مردم بيگناه را غارت كرده وآنان را به قتل برسانند. دراين راستا در مقابل طرح هايي كه در اين چند سال براي كنفدراسيون يا فدراسيوني متشكل از بخش هاي مختلف عراق مطرح شده و يا سخن از يك كشور شيعي در جنوب عراق و ياكشور كردي در شمال عراق شده جمهوري اسلامي ايران مقاومت نموده و مانع از اجراي چنين طرح هايي شده است. همشهري: همان طور كه مي دانيديكي از مناطق بحران خيز درخاورميانه، افغانستان زمينه هاي است، ظهور طالبان در افغانستان؟ چيست در اواخر حكومت با ضياءالحق، نوعي هماهنگي بين عربستان امريكا، و پاكستان، عده اي از طلاب علوم ديني مورد آموزش قرار گرفتند تا بتوانند وارد جبهه نبرد با شوروي اشغالگر شوند. علت انتخاب اين طلاب خصوصيت ايمان به جهاد بود كه از اسلام نشات مي گرفت و مي توانست قويتر از نيروهاي معمولي جهادي عمل نمايد. وليكن چون اين طلاب سياسي نبودند و در مكاتب ديني جمعيت علماء پاكستان تحصيل مي كردند، سياست را از همان زبان فرا گرفتند. در بدو ورود اين طلاب به صحنه نبرد، نيروهاي شوروي از افغانستان خارج شدند. حكومت دكتر نجيبالله به عنوان بازمانده شوروي دوام نياورد و در سال 1371 سرنگون شد. با تشكيل دولت موقت دكتر صبغت الله مجددي و در آستانه فروپاشي شوروي، امريكا انگيزه خود را براي دخالت در امور افغانستان از دست داد و پاكستان هم به حكومت موجود در افغانستان دل بست. لذا كسي توجهي به طالبان نداشت. اين گروه هم به رهبري ملا محمد عمر، برخي به پاكستان و حوزه هاي علميه برگشتند و برخي ديگردر احزاب مولوي محمد نبي محمدي و يونس خالص در افغانستان باقي ماندند. درنتيجه امريكا، عربستان و پاكستان به دلايل مختلف در آن موقع از اين كار استفاده نكردند. از سال 1373 انگيزه هاو دلايل جديدي به وجود آمد كه امريكا به صحنه افغانستان بازگشت و پاكستان هم كه از وضع موجود در افغانستان ناخشنود بود در همسويي با سياست هاي امريكا قرار گرفت. همشهري: دلايل امريكابراي ورود مجدد به صحنه افغانستان چه ؟ بودند مهمترين دلايل بازگشت امريكا به صحنه افغانستان به شرح زير است: - 1 امريكا بعداز شوك فروپاشي نظام دوقطبي سابق درصدد جمع و جور كردن خودش هست تاپايه هاي سيطره قبلي خود رادر نقاط سابق حفظ كند و بدين ترتيب نظام قطبي پا بگير. - 2 امريكا درصدد يافتن جاي پايي در آسياي مركزي و قفقازاست تا از يك طرف به مقابله با قدرت روسيه بپردازد واحتمال ايجاد حياط خلوت دراين مناطق براي روسيه رامنتفي سازد و از طرف ديگرمنابع سرشار و عظيم نفت و گاز و ساير مواد معدني و محصولات استراتژيكي مانند پنبه اين مناطق، را به خود اختصاص دهد، اما؟ چگونه راه ترانزيت يا بايد از ايران بگذرد و يا از طريق افغانستان و پاكستان. براي امريكا، پاكستان مقبول تر هست، پس بايد راه افغانستان هموار شود. - 3 امريكا درصدد مهار ايران است و در اين كار عمومامحاصره ايران را ازطريق كشورهاي همسايه دنبال مي نمايد. امريكا با ورود به صحنه افغانستان تصور دارد اگر يك حكومت متعصب كه برداشت هاي خشك و قشري از اسلام دارد در كابل بر سر كار آيد، مي تواند نوعي تضاد ايدئولوژيك بين ايران و افغانستان به وجود آورد. همشهري: پاكستان با چه انگيزه اي از طرح امريكادر افغانستان حمايت كرده و آيا اسلام آباد از لطمه وارد شدن به روابط استراتژيك دو كشور نگران؟ نيست پاكستان مايل است براي رسيدن به توسعه اقتصادي ازنقش جغرافيايي استراتژيك خود ميان ايران، هند، چين وكشورهاي آسياي مركزي و روسيه استفاده نمايد. لذا دست اندازي به افغانستان در جهت خواست هاي امريكا يك حركت در اين راستا تلقي مي شود. به همين جهت دو سال پيش كه طالبان مجددا در صحنه افغانستان به ظهور رسيدند، هدف اول خود را ايجاد امنيت براي جاده بين پاكستان و تركمنستان اعلام اما كردند هدف سنتي پاكستان در تركمنستان، بر سر كار آوردن پشتون ها در كابل است زيرا از يك سو تصور اين است كه نوعي حرف شنوي از اسلام آباد خواهند داشت و از سوي ديگر انگيزه هاي پشتونستان مستقل را كه شامل پشتون نشينان افغانستان و پاكستان خواهد بود را منتفي مي سازند. لذا دولت پاكستان همواره از استمرار حكومت آقاي رباني ناخشنود بوده و از روي كار آمدن طالبان استقبال نموده است. اما از نگراني پاكستان نسبت به حساسيت جمهوري اسلامي ايران درباره بايد افغانستان، بگويم اگرچه روابطديپلماتيك دو كشور كماكان گرم و حسنه پيش خواهد رفت وليكن بدون ترديداين تحول در سياست خارجي پاكستان بر روابط استراتژيك دو كشور اثر مي گذارد. البته جمهوري اسلامي ايران مي داند كه دوري ايران و پاكستان خواست امريكا است، نه ملت پاكستان. ما مخالف راه ترانزيتي پاكستان به آسياي مركزي نيستيم و حتي حاضر به همكاري براي احداث آن ضمن هستم، آنكه صلح به نفع مرزهاي ما نيز هست، اما در ايفاي نقش استراتژيك خود در منطقه و دفاع از امنيت ملي و منافع خود هيچ گونه ترديدي به خودراه نخواهيم داد. همشهري: يك مسئله تعجببرانگيز اين است كه هند، ايران، روسيه، برخي كشورهاي مشترك المنافع و چين برروي عدم پيروزي امريكا درصحنه افغانستان توافق نظردارند اما تحولات اخير روندديگري را رقم زد، لذا با توجه به كثرت گروه هاي افغاني، آينده طالبان و دولت افغانستان را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد طالبان از يك سال و اندي پيش كه وارد صحنه افغانستان شد، بسياري از ايالات افغانستان را بدون جنگ در دست گرفت. عوامل متعددي در اين پيروزي موثر بودند كه عبارتنداز: خستگي مردم، تطميع فرماندهان محلي، برخورداري طالبان از ساز و برگ نظامي، وجود افسران غير فساد افغاني، اداري و سيستم ملوك الطوايفي و درگيري رهبران جهادي با يكديگر. اما پس از فتح جلال آباد و كابل، بسياري از حقايق بر مردم افغانستان و رهبران جهادي روشن شد. مردم نقش غيرافغاني ها را در حركت طالبان مشاهده كرده و جامعه مورد علاقه و منتخب طالبان را نيز درك كردند. با اولين درگيري كه بين طالبان و نيروهاي دولتي به وجود آمد، ميزان قدرت طالبان روشن اكنون شد پس از عقبنشيني نيروهاي دولتي از كابل ما شاهد اتحادي از نيروهاي رباني، احمد شاه مسعود، خليلي، دوستم و اسماعيل خان هستيم. تصور مي رود طالبان در نهايت پس از مدتي جنگ و كشتار و تحمل تلفات فراوان به جاي خود برمي گردد و به عنوان يك گروه جهادي در صحنه افغانستان باقي در مي ماند هر حال مذاكرات صلح بين گروه هاي جهادي شروع شده و طالبان هم مانند يك نيرو و حزب مي توانند در اين مذاكرات شركت نمايد.