Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750824-9497S1

Date of Document: 1996-11-14

سفري به سوي روشنايي درباره مايك لي و فيلم رازها و دروغها برنده نخل طلايي كن 96 اشاره: مايك لي در سال 1942 در لنكشاير به دنيا آمد. او فرزند پزشكي به نام ليبرمن بود و مايك بعدها نامش را به لي تغيير داد. شيوه ساختارگرايانه او از تجربه تئاتري اش در دهه بوجود 1960 آمد و به همين دليل تامين بودجه ساخت فيلم براي لي همواره كاري دشوار بود. براي 14 سال تمام كارهايش تلويزيوني بودند. او مي دانست كه هيچگاه فيلم بلند سينمايي به شيوه آمريكايي نخواهد ساخت. لي خود نيز اعتراف مي كند كه شيوه كارش مي تواند خسته كننده باشد. وي در حين ساخت فيلم براي شبكه بي بي سي و كانال 4 تلويزيون انگلستان توانست ژانر دراماتيك خاص خودش را خلق مردمان كند انگليسي طبقه كارگري كه با پرخاشهاي دائمي با هم در جدالند. او از اواخر دهه هشتاد به كار در سينما پرداخت. بعضي فيلمهاي لي مانند آرزوهاي زندگي بزرگ، شيرين است وعريان جوايز منتقدين را براي وي به ارمغان آوردند و باعث جلب توجه سينماگران آمريكا شدند. او بارها از سوي مجامع فرهنگي - هنري مورد تقدير قرار گرفته و مايكل كاوني كتابجهان از نگاه مايك لي را براساس زندگي او نوشته است. فيلم رازها ودروغها اولين فيلم لي است كه پخش گسترده اي داشته وبه عنوان بهترين فيلم سال 1996 جايزه نخل طلايي جشنواره كن را دريافت كرده است. اين فيلم ماه گذشته در جشنواره نيويورك و پس از آن درسينماهاي آمريكا به نمايش درآمده است. مطلبي كه در پي مي آيد نظرات ريچارد كورليس منتقد مجله تايم درباره اين فيلم است كه توسط واحدرسانه هاي خارجي ترجمه شده است. دو زن كه تازه همديگر را ملاقات كرده اند در كافه اي نزديك ايستگاه متروي لندن كنار يكديگرنشسته اند. زن جوانتر، هورتنس (ماري آن ژان پاتيت ) به زن مسن تر سينتيا ( براندابلتين ) مي گويد كه دختر اوست و سال 28 پيش به خانواده اي سپرده شده است. سينتيا با ناباوري او را نگاه مي كند زيرا او سفيد است و هورتنس سياه. سينتيابا چشماني اشك آلود به دخترش نگاه مي كند. هورتنس به خانواده ات خوش اين آمدي صحنه از فيلم رازها و دروغها لحظه اي خاص مايك لي است. نمايش ناتواني محبت كه با بازيهاي درخشان بازيگران كاملا حس مي شود و نزديكي آن به زندگي واقعي به عنوان دستمايه اي براي هنر سينما به كار گرفته شده است. آنجا كه بلتين به گريه مي افتد دوربين لي تقريبا 9 دقيقه روي او و ژان پاتيت توقف مي كند. مايك لي مانند تمامي فيلمهايش بازيهاي خشن را حذف مي كند وباعث مي شود كه انسان منتظر حركت هاي ناگهاني دست و حتي چشم باشد. بلتين در نقش قهرمان زن فيلم جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره كن سال 1996 رادريافت كرد. هنگاميكه بلتين بازيگر مشهور تلويزيون، سينما و تئاتر انگلستان موافقت كرد تا در فيلم رازها و دروغها بازي كند نمي دانست چه نقشي در فيلم دارد، فيلم درباره چيست و حتي نام فيلم را نيز نمي دانست. او نمي توانست جواب اين سوالات را بداند زيرا آن زمان حتي فيلمنامه اي وجود نداشت. چرا بازيگر مشهوري چون او چنين كاري انجام؟ مي دهد وي مي گويد: آنچه من مي دانستم اين بود كه قرار است در فيلم خوبي بازي كنم زيرا مايك لي فيلم بد نمي سازد. مايك لي فيلم بد نمي سازد. اين ادعايي است كه ابراز آن حتي براي بزرگترين كارگردانان جهان كاري دشوار است. اما در ميان فيلمهاي لي، هيچيك مانند رازها و دروغها تكان دهنده نبوده اند. لي فيلمها را همانطور كه در ذهن خود پرورانده مي سازد. آنچه درباره قدرت رازها و دروغها ودر مجموع در كارهاي لي قابل توجه است همين روش غير معمول فيلم سازي اوست كه توسط آن ديدگاهي ضدرومانتيك ازانگلستان نيز به نمايش درمي آيد. اقتدار اين جزيره در ملتي رنگ پريده با آدمهايي تنبل ودلتنگ است كه حرارت ملال آنها به خشونت انفجار بدل شده است. يك جنگ ديوانه وار (ديوانه ها درمي ) يك، حمله قلبي ( مهماني ابيجيل ) يا يك فشار رواني بيش از اندازه (بزرگ شده ها ). اين نوعي اعتقاد به طبيعت است كه به طرف سبعيت تنفر از بشر يا جامعه سوق پيدا شخصيتهاي كرده او نزاكت سنتي انگليسي ها را به شكلي نمايش مي دهند كه همچون آداب و مناسك به نظر مي رسند، آنچه در رفتارشان ديده مي شود اما در روحشان وجود ندارد. حتي صورتها حالتي از كينه را در خود دارند. تحقير به صورتي جادويي در فيلمهاي او به نمايش درمي آيد و بيزاري به شكل يك فرم هنري ارتقاء اين مي يابد تنها طبقه كارگر است كه مايك نسبت به آن احساس نزديكي مي كند. او مي گويد: تمام فيلمهاي من به نوعي درباره ريشه ها و خانواده ها هستند. با اين وجود لي وجود يك تمايل براي بيان بخشي از زندگينامه اش را در فيلم رازها ودروغها انكار مي كند و مي گويد: در اين فيلم مردمي بسيار نزديك به من وجود دارند كه من نمي توانم درباره شان صحبت كنم اما تجربه اي كاملا مشابه من دارند. من قصد داشتم فيلمي درباره سياهپوستان بسازم به همين جهت درباره بچه هاي سياهپوستي كه در دهه 60 50 و از مادران سفيدپوست متولد شده اند تحقيق كردم. اما نمي دانستم داستان چيست زيرا داستان از چيزهايي تشكيل شده كه آدم با ساختن فيلم آنها را كشف مي كند. فيلم رازها و دروغها فيلمي طولاني، جذاب و نهايتا يك كمدي - درام ساده است. سينتيا يك كارگر كارخانه است، دختر ديگري نيز دارد، بالكي ركسان ( كليرراشبروك ) و يك پسر جوانتر به نام موريس (تيموتي اسپال ) كه آنها را بزرگ كرده است. پس وقتي هورتنس خودش را به آنان معرفي مي كند فرصتي پيش مي آيد كه رازها آشكار شوند ودروغها حقيقت را بسازند. يك دليل اينكه صحنه كافه آنقدر تلخ و تند است كه بلتين تا زماني كه صحنه را بازي مي كرد نمي دانست كه بازيگر نقش دختر سينتيا سياهپوست خواهد بود. بلتين مي گويد: من نام ماريان ژان پاتيت را در فهرست بازيگران ديده بودم اما او را نديده بودم. روزي كه به ايستگاه رفتم او را ديدم و مي دانستم او همان كسي كه بايد باشد نيست. وقتي او پرسيد توسينتيا هستي من واقعا فكر كردم يكي از عوامل فني فيلم است. پس وقتي سينتيا در فيلم مي گويد اشتباهي رخ داده است عكس العمل طبيعي من بود. من بازي نمي كردم. اين كار ممكن است يك شوخي شريرانه به نظربرسد. اما براي مايك لي اين كار بخشي از روشي است كه فيلمهايش را منحصر به فرد مي سازد و هنگامي كه اين شوخيها نتيجه مي دهند، به شكلي منحصر به فرد تاثيرگذار هستند. لي كارگردان پنجاه و سه ساله انگليسي مي گويد: من فيلمهايم را به روشي بسيار حسي، شخصي، ذهني و پراحساس خلق مي كنم. اين كار بسيار شبيه به اين است كه آدم از خانه خارج شود و فيلم بسازد. اين شيوه كاربديهه سازي است، روند يك ماهه اي كه در طول آن بازيگران لي در خلق شخصيت هاي فيلم به او كمك مي كنند. او مي افزايد: بجاي نوشتن يك فيلمنامه و انتخاب بازيگران به روش معمول فيلم سازي، من گروهي ازبازيگران را گردهم مي آورم وآنها براي مدتي قبل از شروع فيلمبرداري كار در مي كنند فيلم رازها و دروغها اين تمرينها 5 ماه طول كشيد. من هنگام شروع كار همه نوع تصوري درباره كار داشتم اما خودم را نسبت به چيز خاصي متعهد نكردم. اين كار براي خلق شيوه فيلم، خلق شخصيت ها، خلق روابط، داستانهاي جانبي و جهاني است كه شخصيت ها در آن قراردارند. سپس سرصحنه فيلمبرداري مي روم و همراه بازيگران و عوامل فني با شيوه اي بسيار پيچيده فيلم را مي سازم. ما با بديهه سازي درباره هر موضوع به شكلي كاملاصريح، ساختاري و ساده همراه با كار پيش مي رويم. فيلم رازها و دروغها در نمايش شوخ طبعي به دو صورت دردآور يا شادي آفرين آن بسيار غني است. مخلوقات زخم خورده و خشمگين لي در يك خانواده شاد و بزرگ گردهم آمده اند. رازها و دروغها مايك را در تمامي حالتهايش نشان مي دهد: لي واقعي، لي ديوانه، لي عميق.