Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750823-9452S1

Date of Document: 1996-11-13

خاورميانه و ايران; شكست يك نظريه نگاهي به استراتژي مهار دوجانبه رقابت و همگرايي، نگاه استراتژيك ايران به جهان درگفت وگو با دكتر علي خرم مشاورارشد وزير امورخارجه جمهوري اسلامي ايران (بخش دوم ) .اشاره: در بخش نخست اين گفتگوماهيت جديد نظام بين الملل و نيز آرايش جديد نيروها در خاورميانه به بحث گذاشته شد. در چنين چارچوبي موضع خصمانه واشنگتن دربرابر جمهوري اسلامي ايران و استراتژي آن در خاورميانه مطرح گرديد. ادامه گفتگو را مي خوانيد. سرويس مقالات همشهري: سياست خاورميانه اي امريكا چه نوع برخوردي را با ايران پس از جنگ سرد تدارك؟ ديده آيا اين سياست از نظر شما درجهت براندازي نظام ايران يا تعديل رفتار آن در نظام بين الملل در قالب مهار دوگانه دنبال ؟ مي شود امريكا براي توجيه سياست خودش و مدل دوقطبي يا با ما، يا عليه ما، نياز به خصومت جمهوري اسلامي ايران دارد، لذا خصومت مي كندتا واكنش ما را برانگيخته و در جهان به نفع خود توجيه كند. اما اين ترفند موفقيت زيادي به همراه نداشته و عليرغم وارد آوردن اتهامات فراوان به ايران ازجمله انفجار مركز تجارت جهاني در نيويورك، انفجار مركزيهوديان در آرژانتين، انفجار مركزدولتي اوكلاهما، سقوط هواپيماي تي. دبليو. اي و انفجارهاي چندي پيش در عربستان، مشخص مسئوليت شد، همگي موارد فوق هيچ ربطي به ايران نداشته است، اماعوامل ديگري هم مي توان براي اين خصومت بيان داشت: به بيان استراتژيست هاي امريكايي، ايران موقعيت استراتژيكي خود رابه جهت مقابله با بلوك كمونيسم ازدست داده، لذا امريكا از اين بابت ديگر نيازي به ايران ندارد. همچنين از ديد واشنگتن اگر جهان اسلام حول محور جمهوري اسلامي ايران يكصدا و خطر هماهنگ شود، بزرگي براي غرب خواهدبود. لذا امريكا براي به انجام رساندن پروسه صلح در خاورميانه، حتي مخالفت معنوي ايران را مانع جدي براي به همين خودمي بيند دليل است كه باطرح دشمن فرضي به نام ايران براي اعراب، سعي دارد كشورهاي شيخ نشين را تابع سياست هاي خودسازد تا با در دست داشتن شريان نفت و قيمت آن در بازار ايران جهاني، را منزوي نمايد. همشهري: سياست خاورميانه اي امريكا، چه كشورهايي را مورد هدف خود قرار داده است و به اين هدف ها با چه توجيهاتي؟ برخوردمي شود همان گونه كه عنوان اشتراك شد، مواضع اروپا و امريكابر سر حقوق بشر، بهترين توجيه واشنگتن براي برخوردنظامي است. بعداز فروپاشي نظام دوقطبي، همچنانكه كسينجرتاكيد كرد، خلا فلسفي بزرگي گريبان رهبري ايالات متحده امريكا را گرفت اين خلا، قدرت بسيج داخلي وخارجي را از كاخ سفيد براي اجراي منويات خود گرفته است. به عبارت ديگر مشروعيت امريكا براي رهبري غرب، زير سوال رفته است. متحدان اروپايي امريكا در نظام قبلي دوقطبي ديگر حاضر به همراهي كامل اين كشور اروپا نيستند اكنون اين داعيه را دارد كه مي تواند در چارچوب اروپاي متحد براي خودش تصميم بگيرد. ظهور كشورها و ارزش هاي نوين در جهان قدرت معاصر، بلامنازع واشنگتن را دچار ضعف و سستي كرده است، لذا برخورد با كشورهاي استراتژيك با محمل كمونيسم نيز كهنه شده، اما استفاده از اهرم هايي چون; حقوق اقليت ها، دسترسي به سلاح هاي اتمي، حقوق بشر و تروريسم و.. باتوجه به زمينه فرهنگي مشترك اروپا و امريكا دراين مورد، كماكان قابل استفاده مي باشند. اينها، محورهاي اساسي براي توجيه برخوردهاي نظامي امريكا با كشورهايي چون جمهوري اسلامي ايران، سوريه، عراق، لبنان، سودان و ليبي، در منطقه مي باشد. همشهري: واشنگتن براي برخورد با اين هدف ها چه نظريه ها و چه راهبردهايي را درنظر گرفته؟ است امريكا در چارچوب نظام دوقطبي تصورش براين بود كه يك نيروي منطقه اي ( ژاندارم ) مي تواند حافظ منافع اش باشد در سال 1971 دكترين نيكسون براين اساس تدوين شد، در اين دكترين ايران به عنوان ژاندارم خليج فارس تعيين شده بود. با انقلاب اسلامي جزيره ايران، ثبات واشنگتن فروريخت، كارتر براي ثبات مناطق بحران خيز، نيروي واكنش سريع تشكيل داد تا درصورت لزوم در كوتاه ترين فرصت به مناطق مذكور لشكركشي نمايد، اما پس از فروپاشي نظام تئوريسين هاي دوقطبي، امريكا عنوان كردند كه هيچ راهي نيست مگرآنكه امريكا خود در مناطق بحراني يك حضور قدرتمندداشته باشد، لذا ازنظرراهبردي كاخ سفيد به اين نتيجه رسيد كه يا ازطريق وابستگان و يا مستقيم بايددر مناطق بحراني ازجمله خليج فارس براي حفظ منابع نفتي و برخورد مستقيم با ايران حضور فعال داشته باشد، تمدني كه دچار خلا فلسفي است، يك سنگ بزرگ است اما از نظر راهبردي دو روش برخورد با تمدن اسلامي دراختيار واشنگتن گذاشت: اول مهار همه جانبه نيروهاي ثقل در مركز انقلاب اسلامي، يعني ايران، دوم مهار دوجانبه ايران و عراق در مهار ازنظر همه جانبه، اقتصادي قرار هلمز - داماتو، برتون، جلوگيري از همكاري ايران در كنسرسيوم نفت آذربايجان و.. بود، از نظر سياسي فشار بر ايران جهت تغيير مواضع نسبت به صلح خاورميانه، سلمان رشدي و... مدنظر است، ازنظر سياست خارجي كاخ سفيد قصد دارد از حسن همجواري ميان ايران با قفقاز، كشورهاي آسياي مركزي، تركيه، عراق، افغانستان، كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس و پاكستان جلوگيري به عمل بياورد. خوشبختانه همسايگان ما در بسياري موارد خود متوجه حيله هاي امريكا شده اند. در سياست مهار دوگانه، هدف واشنگتن مهار ايران و عراق به طور همزمان است. اين ديدگاه نيز برخلاف نظريه هاي قبلي غربمي باشد. واشنگتن زماني خواهان برقراري توازن قوا ميان ايران و عراق بود. اكنون به طور همزمان مايل است دو كشور را ضعيف و دربرابر هم جهت برقراري توازن جديد، نگه دارد. به همين دليل واشنگتن سعي كرده با استقرار نيروهاي چكش تعادل در جنوب تركيه و تعيين محدوده در دو مدار درجه 36 شمال و 32 درجه در جنوب ضمن تضعيف حكومت مركزي عراق با ايجاد جو آشوب و درگيري در كردستان عراق، جمهوري اسلامي ايران وسوريه را نيز در معرض خطر قراربدهد. همشهري: به نظر مي رسد امريكا با صدور قطعنامه هايي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد زمينه رابه گونه اي مهيا كرده كه امكان نزديكي و عادي سازي روابط دوكشور همسايه ايران و عراق وجودنداشته باشد، احتمال آن نيز نمي رود كه غرب مايل باشد تا ختم قائله صلح خاورميانه و روشن شدن نقش عراق در آن، اين امكان نيز براي مناسبات دوكشور فراهم؟ شود البته قطعنامه ها در شوراي امنيت در سال 1369 به جهت اشغال كويت توسط عراق به تصويب رسيد و اگر عراق دست به آن كار نمي زد، زمينه براي امريكا در شوراي امنيت فراهم نمي شد، وليكن درست قطعنامه هاي تحريم به طور عملي مانعي طبيعي در عادي سازي روابط به شمار اگرچه مي رود، اصل تصميم عادي سازي روابط و نزديكي دو كشور ربطي به قطعنامه ها ندارد، عراق درتحت شرايط تحريم، به جاي اينكه درصدد جذب همسايگان باشد، علائم مخالف نشان مي دهد. به نظر مي رسد در حكومت موجود بغداد، هماهنگي لازم وجود ندارد. برخي با افكار قبل از جنگ تحميلي هنوز درصدد هستند از هر فرصتي براي نزديكي به امريكا استفاده كنند و ازطريق نامه و مصاحبه، مصرانه بگويند كه تنها مهار انقلاب اسلامي در منطقه هستند تا شايد امريكا به آنان نظري بيفكند. اخيرا خبرگزاري روسي ايتارتاس نقل كرد كه مسعود بارزاني واسطه ابلاغ نامه رئيس جمهوري عراق به رئيس جمهوري امريكا بوده كه در آن رئيس جمهور عراق اعلام آمادگي براي مهار ايران نموده است. دولت عراق چنين موضوعي را هيچ گاه تكذيب نكرده، پس بايد صحت داشته باشد. علاوه بر اين، تاكنون چندبار معاون نخست وزير عراق با خبرگزاري ها با همين عبارات مصاحبه كرده و پيشقدم در قبول مسئوليتي شده كه تصور مي رود موجب خوشنودي امريكا مي شود. علاوه بر اينها، عدم تحرك عراق در قرارهاي دوجانبه دركنار مرزها، نيات عراق را بطور جدي زير سوال مي رود و جمهوري اسلامي ايران نمي تواند روي عراق به عنوان يك كشور همسايه مطمئن حساب كند، بلكه هر آن احتمال وارد آمدن گزندي از اين كشور به كشورمان پس مي رود رفتار ما هم متناسب با نوع برخورد عراق خواهد بود و مجبوريم طوري رفتار كنيم كه عراق فرصت گزند رساندن به ما را پيدا نكند. همشهري: اگر اين فرض را قبول كنيم كه وجود ايران و عراق دركنار مرزهاي جغرافيايي يكديگر، باعث شده تا طرح دوگانه با بن بست مواجه شود اما آمريكا مايل است براي اجراي اين طرح حكومت عراق را كه با جنگ خليج فارس به دوران ماقبل صنعتي برگشته است، سرنگون سازد و سپس به سراغ ايران بيايد، آيا چنين طرحي در حال حاضر در آمريكا وجود ؟ دارد درست است طي 6 سال گذشته آمريكا به دنبال سرنگوني صدام حسين از طريق كودتا و تغيير راس حكومت بوده، اما موفق نشده است. به نظر مي رسد آمريكا عليرغم برخي اظهارات هنوز در اصل هدف خود پابرجاست وليكن بجاي كودتا روش ادامه تحريم ها و شكستن تدريجي حكومت از طريق اعمال فشار را انتخاب كرده است. درعين حال امريكا براي توجيه حضور خود در خليج فارس مايل است حكومت هاي كشورهايي چون كويت و عربستان در وضعيت ترس و وحشت از حكومت عراق به سر ببرند. ضمن آنكه اين امر نيز محرز است كه امكان يك سازش واقعي بين حكام عراق و امريكا امكان پذير نيست. زيرا تمامي شرايط براي حصول به اعتماد متقابل ازبين رفته است. وليكن اگر شرايط جديدي به وجود آيد، محتملاخطمشي امريكا نيز تغيير خواهد كرد. اين امر با نقش مثبت عراق در پروسه صلح معني خواهدشد. اما اين احتمال كه حكومت صدام را سرنگون كنند تا بعد به سراغ جمهوري اسلامي ايران بيايند، فرض نادرستي است زيرا تقابل امريكا با ايران در صحنه هاي مختلف وجود دارد. به عبارت ديگربودن يا نبودن عراق تاثيري دراين تقابل ندارد. مگر اينكه واشنگتن موفق به روي كار آوردن يك حكومت امريكايي در اين كشورشود. همشهري: آيا اين امرچيز؟ كمي است اگر سياست خارجي مادر عراق دچار شكستي بشود كه در افغانستان اتفاق آيا افتاد، مي توانيم خطراتي كه امنيت ملي ما را تهديد خواهد دفع كرد، كنيم و آيا براي پيشگيري ازاين امر و شكستن مهاردوگانه، نبايد ايران و عراق به يكديگر نزديك ؟ شوند شرط عقل اين است كه دو كشور تحت فشار، با هم هماهنگي و همكاري كنند و عليه مهارهمزمان، اقدام نمايند، اماهمان طور كه گفتيم تا زماني كه جناحي در عراق اميد به امريكا داشته باشد و علايم علني و محرمانه بدهد، پاياني براي اين دوره متصور نيست. البته شرايط عراق با ايران فرق مي كند. عراق محكوم به اجراي قطعنامه ها و ترتيباتي است كه دراثر عمل تجاوز به تصويبرسيده و در مورد ايران صرفاخصومت امريكايي ها باعث ايجادنوعي تحريم شده كه ديگران ازجمله اروپايي ها با آن موافق نيستند. به رغم اين تفاوت در مجموع مي توان شرايط مهار همزمان رابا همكاري و هماهنگي عوض نمودو بر آن غلبه كرد. همشهري: اما براي اين نزديكي در مقدمه بايدموضوع قطعنامه 598 روشن شود، عليرغم اجراي اكثربندهاي قطعنامه مذكور امامذاكرات بين دو كشور به يك صلح كامل علت نينجاميده، اين وضعيت؟ چيست مذاكرات ايران و عراق درسال 1369 به پايان رسيد. طرفين به پايان يافتن جنگ و برقراري حسن همجواري براساس عهدنامه 1975 توافق نمودند. قطعنامه 598 هم همان طور كه گفتيد تقريبا اجرا شده آنچه باقيمانده مربوط به اسرا و برخي موارد مربوط به آثار جنگ 8 ساله است كه در پرتو يك مذاكرات كامل، قابل حل است. براي نيل به چنين مرحله اي دو كشور بايد در سطح وزراي امور خارجه يا سطح مناسب ديگري، اراده دو كشور مبني بر پايان يافتن جنگ و ورود به دوران صلح را طي بيانيه يا اعلاميه اي به جهان منعكس نموده و در شوراي امنيت سازمان ملل نيز سند نمايند. اما حقيقت اين است كه عراق به بهانه هاي مختلف از ورود به چنين مرحله اي خودداري نموده است. آنچه عراق انجام داده، بحث در موضوعات جزيي و فني و اتخاذ سياست دفع الوقت در مورد موضوعات استراتژيكي و اصلي است. در اين مدت عراق سعي كرده مشكلات خود را در تحريم شوراي امنيت بزرگ نموده و خواستار حل آن از سوي ايران باشد. در مجموع نه تنها موضوعاتي نظير اسرا هم حل نشده است بلكه در اين 6 سال بالاخره مشخص نشد عراق خواهان صلح كامل و جامع و روابطحسن همجواري با همسايگان خود و از جمله ايران هست يا؟ خير ادامه دارد