Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750823-9418S1

Date of Document: 1996-11-13

انفجار جمعيت و تكثير فقر فقر ناشي از انفجار، خود عاملي است براي تكثير مجدد آن، زيرا رفاه مالي و آسايش فكر و انديشه عاملي است براي دورانديشي و كاهش زاد و ولد. عدم فرهنگ برنامه اي وپيش بيني آينده ازدياد كودكان، اولادان ناخواسته بدون توجه به امكانات اجتماعي اقتصادي، و منطقه اي به سبب تناسب نداشتن جمعيت باتوليد و درامد سرانه، ايران را در گروه كشورهاي جهان سوم كه گام به گام به انفجار جمعيت و فقر تدريجي نزديك مي شوند قرار داده است. شكي نيست كه ادامه اين معضل بزرگ، كشورهاي اسلامي را حداكثر تا اواسط قرن 21 به نابودي خواهد كشاند. كه پيش درامد آن، در كشورهاي آفريقايي و آسيايي باستنثناء آفريقاي جنوبي مركزي، و چند كشور كاملا نفت خيز، نمايان است، كه به روايت رسانه هاي گروهي بعضي از مردم اين ممالك به سببكمبود مواد غذايي، هم اكنون گاهي با پختن برگ درختان هم تغذيه مي نمايند. نظريه مالتوس در كتاب اصول جمعيت به سال 1978 م مبني بر فزايش جمعيت به طور تصاعد هندسي و قحطي و گرسنگي جهان در آينده و بالاخره هشدار بدبينانه، او براي پيشگيري از افزايش نسل، كشورهاي غربي را به بيداري و جلوگيري از ازدياد دست و دهان تشويق نمود و باشعار سعادت بيشتر در اولادكمتر و در نتيجه باثبات جمعيت، به پيشرفت نايل چنانچه شدند، براي جلوگيري از كاهش و انقراض جمعيت و پيشرفت ملتهاي خويش از كشورهاي ديگر پذيراي مغز و نيروي انساني مي شوند. افزايش جمعيت، بزرگترين باري است كه بردوش ما و نسل آينده سنگيني مي كند. مثلا جمعيت 50 10 ميليوني سال قبل كشورمان به 60 ميليون فعلي يعني تقريبا 6 برابر را نشان مي دهد. اين در حالي است كه افزايش توليد كشاورزي، با توجه به محروميت جغرافياي اقتصادي، فقط به دو برابر رسيد، كه جهت تغذيه نسل اضافي برابر توليد مذكور نيز از خارج وارد مي شود. از طرفي افزايش جمعيت، وسرشكن شدن درامد تقريباثابت ملي بين آنها، مهمترين عامل كاهش پس انداز و پس افتادگي سرمايه گذاري مي گردد. تنزل سالانه درامد، فقر، كاهش ايمان، تضادهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، پيچيدگي و مشكلات ايمني، قضايي، آلودگي محيطزيست، كاهش مواد غذايي و مسكن و ديگر رويدادهاي منفي را به دنبال خواهد داشت، ضمن اينكه، فراورده هاي علمي، فني، كامپيوترها و اقتصاد سرمايه طلب، عدم احتياج به نيروي انساني را افزون مي نمايد. افزايش توليدات كه كمتر از افزايش جمعيت مي باشد، عامل اصلي گراني، گران فروشي و تورم است كه موجب كاهش ارزش پولي و پرستيژ ملي ما در مجامع بين المللي مي گردد، و اين خود موجبي است براي كاهش پس اندازها و سرمايه گذاري داخلي. لذا آنچه كه گلوي كشورهاي جهان سوم را مي فشارد، همان احتياج است، كه بدون آينده نگري، به توليد نسل اضافي پرداختند. فقر ناشي از اين رشد، باز خود عاملي است براي تكثير مجدد آن، زيرا رفاه مالي و آسايش فكر و انديشه موجبي است براي دورانديشي در آينده كودكان و كاهش زاد و ولد. در كنار اين امر، فرار مغزها، متخصص ها نخبه ها، و سرمايه ها را به دنبال خواهيم داشت. كه بارمفيد و سازندگي آنها، ازدرامد همين ملت به دست آمده است. كشورهاي غرب، پيشرفت خود را مديون افزايش جمعيت ديگر كشورها يعني نياز آنهامي دانند، پس فقر، گرسنگي وبالاخره نابودي كشورهاي پراولادتنها ناشي از علل خارجي نيست. افزايش جمعيت بيش از 60 درصد منابع ملي واقتصادي را به طرف تهيه مسكن، و عوامل توليد مصالح آن كه بيش از 290 قلم كالا و كار را دربر مي گيرد و مواد غذايي و غيره سوق داده است، كه چنين تحت الشعاعي باعث خنثي شدن نيروي فكري و سازندگي مردم مي شود، و در نتيجه از بيشتر پيشرفت و فعاليتهاي علمي و اختراعي عقب مي مانيم. افزايش تصاعدي ساليانه دانش آموزان و اختصاص نزديك يك پنجم بودجه كشورما به آموزش و پرورش آنچنان كلاف سردرگمي است كه 3 شيفته شدن بعضي از مدارس، دليل خارج شدن ظرفيت اين غول در حال رشد از دست دولت مي باشد. محروميت جغرافياي اقتصادي و طبيعت معتدل، ولي تبديل اكثر زمينهاي كشاورزي، به مسكن وتامين خدمات عمومي آن، از قبيل آب و برق، تلفن، آموزش، بهداشت، راه و امنيت آلودگي محيطزيست، بالا آمدن آب دريا سبب انباشته شدن فضولات و پس افتاده هاي مصرفي انسان، گراني معيشت ناشي از افزايش تقاضا، نارضايتي از اين عوامل و عدم تامين خواستهاي روبه افزايش كاركنان دولت، نحوه حكومت را پيچيده و مشكل مي كند. گفتني است كه هم اكنون تامين معيشتي 47 درصد جمعيت زيرسال 15 را 25 درصد جمعيت شاغل مملكت به دوش مي كشد واين در حالي است كه نزديك به 5 ميليون نفر در بالاي 20 سال در بيكاري و يا بيكاري مخفي به سر مي برند با توجه به اينكه هر سال بيش از 300 هزار نفر به جويندگان كار اضافه مي گردد. لذا چون همه خانواده هاي پراولاد، از داشتن بچه اضافي اظهار ندامت و پشيماني مي كنند، به نظر مي رسدكه براي پيش گيري هر چه زودتراين مصيبت، بايد مثل چين اولاد اضافي را در رديف جرايم اجتماعي بگذاريم و سپس با تبليغ، هشدار، تهديدهاي مثبت، كاهش يارانه (سوبسيد )مواد غذايي و رهنمودهاي منطقي مبني بر محروميت از مواهباقتصادي اجتماعي براي خانواده هاي بيش از 2 فرزند براي جلوگيري از نسل اضافي و انفجار جمعيت اقدام شود. فرامرز اخوان رضايت