Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750823-9412S1

Date of Document: 1996-11-13

حضور حجم و زمان در نقاشي دست يابي به فضاي سه بعدي وفضا به مناسبت برپايي نمايشگاه نقاشي در نگارخانه بامداد دهه اخير، دهه ذهنيت است و هرچه درباره تكنيك مي شدكرد، انجام شده است. نمايشگاهي از آثار نقاشي وحجم افشين پيرهاشمي از 8 آبان 13تا در نگارخانه بامداد برپا بود. وي تاكنون آثار خود را در سيزده نمايشگاه انفرادي و گروهي شركت داده است و فعاليتهاي هنري ديگرش در زمينه شعر و فيلمنامه نويسي است. افشين پيرهاشمي در موردنمايشگاه اخير خود مي گويد: هدف من از برپايي اين نمايشگاه، ابتدا ارائه دسته اي آثار هنري است كه حداقل درايران انجام نشده است. به اين معنا كه برخي هنرمندان و نقاشان ايراني همانطور كه در بينالها ديده مي شود هيچگاه از فضاي 200 ساله نقاشي خارج نشده اند و كماكان در چهارچوب رنگ و بوم خود را حبس كرده اند. من در اين نمايشگاه علاوه بر رنگ، از حجم و زمان نيز در نقاشيهايم استفاده كرده ام. در برخي از آثار افشين پيرهاشمي، رنگ سبز بر روي ميله اي چسبانده شده كه با موتوري به گردش درمي آيد و با چرخش خود بر روي رنگهاي قرمز، آبي، نارنجي و سياه كه با تركيبهاي مختلف در كنار يكديگرند، تركيببنديهاي مختلف به وجود مي آورد و با فرم زير كار و اطراف فضاهاي متفاوتي ايجاد مي كند. به عبارت ديگر، ما نقاشي نمي بينيم بلكه با گردش رنگ سبز در كار حدود 60 تركيببندي متفاوت را مشاهده مي كنيم. اين نقاش مي گويد: امروزه تكنيك براي يك هنرمند، ديگرجاي مطرح شدن ندارد. يعني تكنيك و اجراي كمترين قوي، لازمه براي ادامه حيات هنري هر هنرمند نقاش است. به نظر من، ذهنيت قوي است كه در كنار تكنيك خوب، هنرمند را مطرح مي كند. دهه اخير، دهه ذهنيت است و هرچه درباره تكنيك مي شد كرد، انجام شده اما است با اين حال، به وجود آوردن فضا در نقاشي كاري دشوار و زيباست. چراكه لذت بردن ازديدن فضا، يكي از حسهاي برتر بصري است كه خدا در انسان قرار داده است. افشين پيرهاشمي در زمينه وضعيت كنوني آموزش نقاشي مي گويد: هر استادي از شاگردخود يك نقاش، مانند خود ما مي سازد از لحاظ آموزشي خيلي عقبتر از كشورهايي مثل بنگلادش هستيم. آتليه استادي را مي شناسم كه چون درست تدريس مي كند، سطح و كيفيت پرورشي او بيشتر از سطح يعني دانشگاههاست او هر هنرمند را باتوجه به استعدادش پرورش مي دهد ولي دانشگاهها فقط مدرك به دانشجو مي دهند و چهار سال وقت او به هدر مي رود. يك استاد در نقاشي مي تواند يك نقاش خوب تربيت اما كند يك دانشگاه كاري جز دادن مدرك نمي تواند انجام در دهد كلاسهاي 50 نفره نقاشي، استاد چه چيزي مي تواند به شاگردانش؟ بياموزد بايد سيستم آموزش نقاشي و هنر را كه كهنه و فرسوده شده تازه كرد. به اين دليل كه ماپيكاسو و ياكاندينسكي نداريم و توجهات به سنت است نه به پيشرفت. وي در مورد توصيه به جوانان مي گويد: جوانان سعي كنند صحبتهاي استادان را بشنوند و آنچه را كه دوست دارند، بپذيرند و ادامه دهند. چراكه انسان در آنچه دوست دارد، ترقي مي كند و پيروز مي شود. نبايد از استاد خود تقليد كنند كه اين كار، مرگ هنرمند است.